چین: تمدنی منزوی

چینی‌ها، مانند بسیاری از مردمان دیگر تمدن‌ها، خود و تمدن‌شان را یگانه می‌پنداشتند و به سرزمین خود نام «پادشاهی میانه» را داده بودند که فلسفه‌اش این بود که سرزمین چین در وسط عالم قرار گرفته و بقیهٔ سرزمین‌ها و حکومت‌ها در اطراف آن واقع شده‌اند و وظیفهٔ الهی چینی‌ها حکومت بر آنان است. آن‌ها فرهنگ چینی را فرهنگ انسان‌های متمدن می‌دانستند و دیگران را بربر قلمداد می‌کردند و معتقد بودند که دیگر حکومت‌ها با معیار بهره‌مندی‌شان از فرهنگ چینی درجه‌بندی می‌شوند.
چین در بیشتر طول تاریخ، تمدن بسته‌ای بوده‌است و جز دوران‌های محدودی در زمان حکمرانی دودمان‌های «سونگ» و «مینگ» که دریاسالاری رواج پیدا‌کرده‌بود، به نسبت دیگر حکومت‌ها، ارتباط چندانی با سایر فرهنگ‌های جهان نداشت و برخلاف همتایان غربی‌اش که شیفتهٔ کشورگشایی و تجارت بودند، علاقه‌ای هم به گسترش قلمروی خودش جز به صورت محدود و آن هم در اطراف اراضی سرزمین اصلی، نداشت. همین موضوع باعث شده بود که آن‌ها تمام پدیده‌های جهان را از یک دیدگاه، آن‌هم فرهنگ چینی، تحلیل و تفسیر کنند. حتی زمانی که در قرن نوزدهم شاهد تغییرات فرهنگی- اجتماعی کشورهایی چون ژاپن، کره و ویتنام بودند تمایلی به بازنگری در فرهنگ اصیل چینی و خوانش تمدن‌های دیگر نشان ندادند و در ذهن همچنان ایدهٔ سروری بر تمام دنیا را نگه‌داشته بودند.
برای مثال در نامه‌ای که در سال ۱۷۹۳ از طرف امپراتور وقت چین به سفیر بریتانیایی «مکارتنی» داده شد ذکر شده بود که: «من از دورافتادگی جزیرهٔ شما مطلع هستم و می‌دانم که آب‌های زائد چگونه شما را منزوی و از بقیهٔ دنیا جدا کرده‌اند». اما پایتخت چین، به گفتهٔ امپراتور، «قبله و مرکز عالم است، و هرچه که هرکجا می‌گذرد حول محور آن گردش می‌کند... ما به مردمی که در سایهٔ وابستگی به ما زندگی می‌کنند هرگز اجازه نمی‌دهیم در پکن کسب‌و‌کار دایر کنند.»
یا نمونه‌ای دیگر این‌که در سال ۱۸۶۳، امپراتور چین از دودمان «منچو» نویسه‌ای برای «آبراهام لینکن»، رئیس جمهور وقت آمریکا، ارسال کرد که در آن از تعهد چین به روابط حسنه با آمریکا سخن گفته بود. امپراتور یادداشت خود را بر محور این گزافه‌گویی تنظیم کرده بود که: «از آن‌جا که مأموریت حکمفرمایی جهان، با تکریم، از سوی پروردگار عالم به ما واگذار شده است، لاجرم ما امپراتوری میانه، یعنی کشور چین و کشورهای بیرون از آن را، بدون هیچ امتیازی، از اجزای یک خانوار به‌شمار می‌آوریم.»[۱]
طرفه آن‌که زمانی که این نامه ارسال شد چین به تازگی در دو جنگ پی‌در‌پی مغلوب قدرت‌های غربی شده بود. به نظر، امپراتور این شکست‌ها را تعرض بربرهای نامتمدن می‌دانست که چینی‌ها سرانجام با صبر و پایداری مثل همیشه بر آن غلبه خواهند کرد.



ارجاعات:

[۱] کسینجر، هنری. چین. ترجمهٔ حسین رأسی. تهران: انتشارات فرهنگ معاصر/۱۳۹۱