شاخ مجازی: احمق به تمام معنا؟

یکی از سوال هایی که همیشه داشتم این بود که چرا کسی باید پیدا بشه که با لودگی خودش رو تو اینستاگرام جلوی چشم همه ی دنیا مسخره کنه؟ یعنی در ازای این بی آبروی پیش همه دنیا چی هست که گیر اینجور آدمای به اصطلاح شاخ مجازی میاد؛ چیه که براش حاضرن شونه تخم مرغ رو سرشون بشکنن، با شال خودشونو خفه کنن یا دختر بنشونن بغل خودشون و براش هزینه کنن؟

از دور که نگاه می کنیم چیزی به نظر نمی رسه. یه سری آدم مریض با کمبود توجه؟ شاید. اما قضیه اون چنان هم پیچیده نیست. بیاید یه نگاهی بکنیم به سه تا از این شاخای اینستاگرام: داوود هزینه، بهادر وحشی و وحید خزایی




معرفی + پرسش اول: اتفاقی معروف شده اند؟

داوود هزینه

داوود همونی هست که تو یه ویدیو به دختری میگفت همه هزینه ها مال توعه. وقتی ویدیوش وایرال شد، تو متن های طنز توییتر، روزنامه، مجله و… می شد شوخی با این تیکه رو دید. ولی یه سوالی که اینجا پیش میاد اینه که بر فرض اگه این آقای داوود از عمد اینطور ویدیو نگرفته و نمیخواسته ملت مسخره ش کنن، پس قاعدتن با لقب هزینه نباید اونقد اوکی باشه. چه برسه به اینکه بخواد یوزرنیم پروفایلشو بذاره davood.hazine. پس تا اینجا میدونیم که این آقای داوود به احتمال قریب به یقین ویدیوی هزینه رو عامدانه گرفته. روزنامه ها و مجله ها هم ناخودآگاه به این شهرت دامن زدن و برای آقای هزینه فالوور جمع کردن.

بهادر وحشی

عجیب ترین این شاخا که رو سرش تخم مرغ میکشنه و نوشابه میریزه و اصلا و ابدا نمیشه فهمید فازش چیه. البته این آقای بهادر گویا سریعترین راهو برای جلب توجه و افزایش فالوور پیش گرفته و همین عجله داشتنه یعنی مثل اینکه کاسه ای زیر نیم کاسه ش هست. ایشون یه لِول بالاتر از داوود هزینه هستن و ویدیوهاشون فقط و فقط واسه جذب فالوور تولید میشه و در این مورد هیچ شکی نیست.

وحید خزایی

کارگر ساده ای (؟) که بعد از اینکه عکساش با دخترای مردم در اومد، گرفتنش و تو تلویزیون هم نشونش دادن. بعد از اون قضیه به ترکیه پناهنده میشه و شروع می کنه به تاختن. با حرکتایی که اونجا داره میزنه معلومه واسه این پناهندگیش برنامه قبلی داشته و احتمال اینکه عکساش عمدی پخش شده باشه و عامدانه با آبروی اون دخترا بازی شده باشه خیلی زیاده.



پرسش دوم: چرا؟

انگیزه اصلی این دوستان برای جذب فالوور رو تو پست ها و استوری هایی که براحتی ازشون چشم پوشی میکنیم میشه پیدا کرد: تبلیغات. فالوور بیشتر یعنی مخاطب بیشتر و سود بیشتر. مارکتینگ به خودی خود حرکت بدی نیست. خیلی سایتا و مجله های زرد هم اول مقدار خوبی هزینه میکنن تا به یه تعداد زیادی دنبال کننده برسن و بعد شروع میکنن به تبلیغات؛ و مسئله ای هم نداره. اما یه تفاوت عظیم بین شاخای مجازی و جاهای دیگه وجود داره: نظارت.

رسانه های داخلی تو ایران هرچیزی رو نمیتونن تبلیغ کنن و آزادی به مراتب کمتری در مقایسه با رسانه های کشورهای دیگه دارن. هرچیزی که مغایر با دین اسلام باشه (مشروب، قمار، …) یا از لحاظ اخلاقی مشکل داشته باشه، سانسور میشه. اینه که یه بازار دست نخورده برای اجناس یا سرویس های ممنوعه به وجود میاد.

مانعی که برای همچین بیزینس کثیفی وجود داره، دشواری دسترسی به قشر هدف یعنی نوجوان و جوانه. چطور میشه به راحتی بهشون دسترسی داشت و براشون تبلیغ کرد؟ برای فهمیدنش باید دید نوجوان و جوان تو این روزا وقتشو بیشتر کجا میگذرونه: تلگرام و اینستاگرام. کافیه بتونین به یه روشی این جمعیت رو جذب پیجی یا کانالی بکنید، لا به لای اینکه سرگرمشون میکنین جنس خودتونم تبلیغ میکنین، و تمام. تا وقتی که گایدلاین اینستاگرام رو نقض نکرده باشین تبلیغتون اونجا هست و توسط میلیون ها نفر دیده میشه.

پرسش سوم: چی تبلیغ میشه؟

از بین مواردی که تبلیغ شون ممنوعه، سود آورترین و کم دردسر ترین شون قماره. شرط بندی روی فوتبال، والیبال، بازی آنلاین و هزارتا چیز دیگه فقط به راحتی داشتن یه کارت بانکی و یه خط اینترنته.




داوود هزینه

آقای هزینه سایت «کوکوبت» رو تبلیغ میکنه که یه سایت شرط بندی رو هرچیزیه که فکرشو بکنین. همونجور که خودشم توضیح داده نه تنها فوتبال، بلکه رو تنیس و پوکر و تخته و سنگ کاغذ قیچی هم میشه شرط بندی کرد.

آدرس cocobet90.com تو استانبول ثبت شده، مالک حقیقی اون مشخص نیست و تنها چیزی که از مالک این دامنه مشخصه، آدرسش تو ترکیه ست.

آدرس Umraniye Tantavi mh Menteseoglu cd Terra Plaza No 25 متعلق به دفتر مرکزی هولدینگ AKFA هست و تا زمان نگارش این مقاله، این هولدینگ بسته شده و وب سایت و شماره تماس اون در دسترس نیست (احتمال اینکه اصلن وجود خارجی نداشته و شرکت کاغذی بوده هم زیاده).

چیزی که واضحه اینه که مالک اصلی cocobet مشخص نیست و در صورت کلاهبرداری و شکایت مردم، از دست پلیس کاری بر نمیاد.




بهادر وحشی

بهادر وب سایت شرط بندی ویژه خودشو داره به اسم «پررو بت». پررو لقبیه که به خودش داده.

آدرس porroo.xyz بصورت پرایوت توسط شرکت Go daddy آمریکا و تو Scottsdale آریزونا ثبت شده. البته در صورت طرح شکایت بین المللی میشه مالک حقیقی دامنه رو استعلام کرد اما بحثی که پیش میاد اینه که اولا ایران به دلیل کلاهبرداری از مردمش آیا شکایت بین المللی مطرح میکنه؟ و دوما اگر هم بکنه آیا آمریکا این اطلاعات رو در اختیار ایران میذاره؟ قطعن خیر.



وحید خزایی

کارگر ساده با «لاکی بت» کار میکنه. علاوه بر اون، یه نایت کلاب هم تبلیغ میکنه که فعلن با اون کاری نداریم.


آدرس luckybet90.info توسط همون مالک کوکوبت ثبت شده و مالک حقیقی هر دو دامنه یکیه: هولدینگ مجهول الهویه AKFA. سورپرایز!

اخیرن داوود هزینه و وحید خزایی تو یکی از همین حرکتایی که برای جلب توجه زده بودن، تو استانبول با هم یه دعوای حسابی کرده بودن. همون موقع هم میشد درباره ساختگی بودن داستان یه حدسایی زد اما الان قضیه اینجا جالب میشه که با مقایسه این دوتا وب سایت شرط بندی کوکوبت و لاکی بت، میفهمیم نه تنها دعوا ساختگی بوده، بلکه این دو نفر همکار هم هستن.



جمع بندی

شاخ هاى مجازى برخلاف چیزى که به نظر میرسن، اصلن احمق نیستن. اونا تونستن به روش خودشون فالوور جذب کنن؛ از بى آگاهى والدین درباره خطراتى مثل قمار و اعتیاد به اون سوء استفاده کنن و با تشویق نوجونا و جوونا به شرط بندى پول هنگفتى به جیب بزنن. فقط والدین نیستن که مقصرن. وقتى کار نباشه طرف به هر درى میزنه که بتونه پول دربیاره. وقتى اعتقاد نباشه حرام یا حلال بودن قمار هیچ فرقى نمیکنه. وقتى هشتاد درصد مردم زیر خط فقر باشن، آموزش و هشدار جزو آخرین الویت هاى یه خونواده قرار میگیره. هر بلایى که سر این مملکت میاد ریشه تو فقر داره. به قول ماهاتما گاندى

فقر، بدترین شکل خشونت است

در آخر، کمترین کارى که از دست ما برمیاد اینه که به هیچ وجه این افراد رو فالو نکنیم و حتا واسه کنجکاوى هم ویدیوهاشونو سین نزنیم. در غیر اینصورت مطمئنن دودش بعدن تو چشم خودمون میره.

والسلام