کودکی خردسال بودم که پدرم وقتی عصرها از محل کار به خانه می آمد از سوپرمارکت محل یک عدد سی دی می خرید.
سال هشتاد و نه سریال قهوه تلخ شروع به انتشار کرد و تا جایی که یاد دارم هفته یک بار قسمتی از آن بیرون می آمد و خانوادهی ما هم کاملا منطبق با تاریخ پخش سریال آن را پیگیری می کرد.
علنا اولین مواجهه من با شبکه نمایش خانگی در پنج سالگی ام بود. زمان گذشت و شبکه نمایش خانگی روز به روز همچون کهکشان های جهان هستی وسیع تر و گسترده تر شدند. اما به نظر من فقط وسعت پیدا کردند؛ یعنی خبری از عمق ،معنا و مفهوم نیست. پس بد نیست نگاهی نقادانه تر و جدی تر به حیاط خلوت سینما داشته باشیم، که اصلا در حیاط خلوت چه می گذرد. و آیا فضای رسانه ای عمومی به حیاط خلوت نیاز دارد یا خیر؟
صدای سیمای صدا و سیمای جمهوری اسلامی، همچون تمامی سازمان های رسانه ای جهان یک قاعده و اساسی دارد. طبعا این قانون و اساس نشئت گرفته از عرف آن جامعه است؛ پس با یک حساب سرانگشتی متوجه این می شویم که صدا و سیمای ما، و خروجی آن که تلویزیون است، تاثیر گرفته از اسلام و عرف است. اینکه در طول تاریخ صداوسیما این چارچوب ها چقدر دچار کش و قوس شده اند.
بحث اصلی شبکه نمایش خانگی و محتوای آن است. بخواهم خیلی سطحی و کوتاه در یک جمله شبکه نمایش خانگی را توصیف کنم می توانم بگویم :هر آنچه در تلویزیون نمی بینیم، می توان در شبکه نمایش خانگی دید. از استعمال دخانیات و مواد مخدر بگیرید تا شرب خمر و رابطه نامشروع و ترویج خشونت و بی قانونی و ناهنجاری های اجتماعی دیگر...
با یک بررسی ساده در گذشته به این می رسیم که محصولات نمایش خانگی در دوران کرونا و خانه نشینی بیش از پیش رشد و پیشرفت کردند.زمانی که تلویزیون و سینما رونق قبل را از دست داده بودند، یک پدیده نوظهور به نام پلتفرم های بخش مجازی پدید آمدند و تبدیل شدند به کاتالیزوری برای پیشرفت نمایش خانگی. نکتهی قابل توجه این است که سریال های نمایش خانگی آن قدر در بین مردم اثرگذارند.
که تا چند وقت پیش اسم یکی از همین سریالای خانگی را پشت خودروهای سطح شهر می توانستید ببینید. البته از حق نگذریم خیلی از ماها بسیاری از سریال های خانگی را به طور جدی پیگیری کردیم و بعضی برایمان لذت بخش بوده است .انصافا هم بعضی آثار بدون در نظر گرفتن ناهنجاری های درونشان فاخر بودند. یکنکتهی مثب دیگری که شبکه ی نمایش خانگی دارد، آزادی عمل و انتخاب برای مخاطب است. به این معنا که مخاطبین نمایش خانگی برای تماشا محدودیت آنچنانی ندارند. در صورتی که تلویزیون فقط در زمان های خاص پخش دارد و طبیعتا قشری از مخاطبین از دیدن آن محروم میمانند.
اما یک سوال مطرح می شود،
چرا نباید این آثار فاخر را در تلویزیون ببینیم ؟؟
اینکه مافیای اقتصادی عجیبی پشت پرده نمایش خانگی وجود دارد، شکی نیست البته در هر فضایی مافیا وجود دارد.
اما چه می شود که هنرمند رسانه ملی از صداوسیما کناره گیری می کند و به سمت فضای نمایش خانگی می رود.
اگر کمی عمیق تر شویم می بینیم کسانی که هنرمند کشورند و با تلویزیون شناخته شده اند یا به تعبیر بهتری تلویزیون سکوی پرتاب آنها بوده ،
به هر دلیلی اگر کنار گذاشته می شوند، بیکار نمی ماند و با گردش مالی بیشتر و آزادی هدفمندتری شروع به کار می کنند.
پس اگر مسئولین با هنرمندان تقابل نمی کردند یا حتی نگاهی خطاپوشانهتر می داشتند ،شاید حیاط خلوت سینما شکل و شمایل امروز را نداشت.
البته اخیرا خبر های خوبی از ورود کردن ساترا(سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی) و قوهٔ قضائیه به گوش میرسد که بطور جدی تری در بخش کنترل محتواهای محصولات نمایش خانگی وارد شدند.
عمیقا امیدوارم رسانه جمعی کشور به ثبات نسبی برسد تا باز هم تبدیل به نقطهی اشتراکی برای جمع کردن اعضای خانواده کنار یکدیگر باشد.