ماه من حیران نادیدنت هستم.بیا و حیرانترم کن.

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که ز آن آگاه است

چگونه می توان تو را وصف کرد آقا جان که نادیده دلم ربوده ای .

تب و تاب آمدنت ذره ذره وجودم را آکنده و از آن تب و تاب است که سلول

به سلول بدنم در اوج قلیان است.

چگونه وصف کنم احساسم را که هر قدر بنویسم کم است و قلم در وصفت تمام می شود

آمدنت خلاصه ی خوبیهاست.

چه آمدنت را به نظاره بنشینم و چه جان باخته باشم در راه انتظارت

من سهمم را از شما گرفته ام آقا

رنگ ‌آبی قلبم که بزرگترین ثروت من در زندگیست و وام دار از نگاه توست

چه می کند انتظار آمدنت با من مولایم

روز به روز عطش دیدارت در وجودم کربلایی بر پا می کند.

درخت آرزوهایم را سر می برم ولی جوانه می زند.

فرات انتظارت را غرق کرده اند ولی من می نخورده مستم.

گر چه می میرم ولی من زنده ام.

گر چه نیستم لیکن از شما تابنده ام.

چقدر خوشبختم که خدا انتظار آمدنتان را در دلم انداخته.

الف لام میم ،نوشته ام حجتی است بر ناتوانی کلام.

ای دلیل زیستن ها در عین خرابات بی حد دنیا .ای روشنی بخش روح و اذهان.

سیاه مشقی تقدیم به منشآ خوبیها.

به یقین مهدی شایسسته شماست.

#انتظار#مهدی#نیمه-شعبان#موعود#قائم#دل نوشته#ظهور.