مرثیه ی صبر

کاش بدانم ...

این روزها چرا دنبال واژه های نو و نابم

می نویسم تا بگویم

چرا می خواهم با کلمات خود را به رخ زمانه بکشم.

وقتی نگفتن بهتر است پس چرا گفتن باید

پوسته ی تنهایی ترک برداشته دارم جوانه می زنم

خود را به این سو آن سو می کوبم تا راهی به بیرون پیدا کنم.

اما انگار کسی می گوید برگرد و دانه باش.

خود را جمع می کنم

آخر جوانه زده ام تا بهار باید صبر کنم.

گوش می سپارم به آواز سکوت و تو را آرزو می کنم.

#صبر#جوانه#دانه#شکوفایی