نجوا

دیشب چقدر خوب و مهربان در نظرم جلوه گری می کردی

دیشب چقدر تو را بهتر از خودم می دیدم

دیشب می توانستم به تمام حرفهایت گوش

دهم بدون اینکه مخالفتی با اون داشته باشم.

هرچند که صبح اصلا منطقی به نظر نمی رسیدی

صبح اصلا نمی تونستم

اما چرا اینگونه ای

لحظه ای تمام آرزویم می شوی

و لحظه ای دم به دم بر نفرتم افزایی

کاش همیشه خواستنی باشی

شبیه روزایی بودی که تازه می شناختمت

همون خوب تو قصه ها آره خودش بودی

پوستت سبزه تر شده بود و نازنین تر بودی

لمس دستان با احساست زیباییست

راستی این مهربانی دستانت را از کجا آورده ای

انگار ریشه در دنیایی دیگر دارد.