ارزش گذاری استارتاپ ها


ارزش‌گذاری کسب و کارها هیچ‌گاه به سادگی و طبق فرمول از پیش تعیین شده‌ای انجام

نمی‌شود. کسب و کارها و استارتاپ‌هایی که هنوز به مرحله سودآوری قابل قبولی

نرسیده‌اند و با آینده مبهمی روبرو هستند، قطعا در موضوع ارزش‌گذاری با مشکل

مواجه می‌شوند. اما شرکت‌هایی که به حدی از کمال و رشد رسیده باشند، تحت عواملی

می‌توانند تعیین ارزش شوند. عواملی مانند نرخ سود، نرخ تنزیل، مالیات، جذب سرمایه

و .... می‌تواند در این جا مورد استفاده قرار گیرد. قاعدتا برای کسب و کارهای تازه

تاسیس و یا به اصطلاح استارتاپ‌ها نمی توان از این فاکتورها استفاده کرد و باید

روش‌های مربوط به آن ها را به کار برد. در ادامه به برخی از مهم‌ترین روش‌های

جهانی ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها اشاره می شود.

• روش ارزش بازار: این روش می‌تواند از دو طریق انجام شود. راه نخست، ارزیابی

پروژه بر اساس افرادی که آن را انجام داده و توسعه می بخشند. راه دوم، ارزیابی

ریاضی است که در آن، بر اساس حجم بازار و حداقل‌های قابل دسترس، ارزیابی

را انجام می دهیم. هنگامی که یک سرمایه گذار حداقل‌های اولیه را بداند به

راحتی می‌تواند توان بالقوه استارتاپ و به تبع آن میزان سودآوری آتی آن را

برآورد کند.

• روش کارت امتیازی: این روش که توسط بیل پین ابداع شده است، مبتنی بر مقایسه

است که از آن برای یافتن ارزش استارتاپ‌های فعال در مراحل اولیه به کار می

رود. در این روش هر استارتاپ بر اساس هفت فاکتور کلیدی که هر کدام وزن

معینی دارند ارزیابی شده و به هر کدام امتیازی داده می‌شود. این عوامل به همراه

وزن پیشنهادی هر کدام به این صورت است: توانایی تیم مدیریت (30%)، اندازه

فرصت استارتاپ (25%)، محصول یا خدمات (15%)، میزان رقابتی بودن محیط

(10%)، کانال های فروش و بازاریابی (10%)، نیاز به جذب سرمایه بیشتر

(5%)، سایر عوامل (5%)


• روش ارزیابی مبتنی بر مشتری: این روش مختص شرکت‌های مبتنی بر مشتری است.

روشی بسیار دقیق است که با استفاده از تجزیه و تحلیل مشتری، استارتاپ را

ارزیابی می کند تا بتواند مشتریان جدیدی را برای شرکت جذب کرده و آن ها را

حفظ کند.

• روش مقایسه ای: در این روش، یک شاخص مهم استارتاپ مورد ارزش‌گذاری را

انتخاب می کنیم و آن شاخص را با یک شرکت مشابه به عنوان مرجع مقایسه می

کنیم تا بتوانیم ارزش استارتاپ را تخمین بزنیم.

• روش ارزیابی سود چندگانه: در این روش بر اساس ارزیابی سود ناخالص استارتاپ،

ارزیابی صورت می‌گیرد. سود ناخالص نمایان‌گر رشد و سلامت شرکت و نفوذ

بازار است.

• روش برکاس: در این روش بدون آن که نیازی به اطلاعات پیش بینی مالی استارتاپ

داشته باشیم، می‌توان ارزش آن را با چند شاخص کلیدی زیر تخمین زد. داشتن

ایده مناسب، داشتن نمونه اولیه، وجود تیم مدیریتی کارآمد، روابط راهبردی

مناسب و داشتن مشتریان وفادار و همیشگی.

• روش مجموع عوامل ریسک: این روش، مجموعه‌ بسیار زیادی از عوامل را در تعیین

ارزش پول در قسمت پیش درآمد استارتاپ مورد توجه قرار می دهد. این روش

سرمایه‌گذاران را وادار می کند تا در مورد انواع مختلف ریسک‌هایی که با آن

مواجه هستند بیاندیشند تا به یک خروجی سودآور برسند. البته باید گفته شود که

غالبا بزرگترین ریسک استارتاپ ها ریسک مدیریتی است.

منبع:ارسلان جوادی