
این پرسش که یوفوها چه چیزی هستند، از اساس پرسش نادرستی است. این اشیا از این نظر یوفو یا «اشیا ناشناس پرنده» نامیده میشوند که ناشناسند و هیچکس نمیتواند چیستی آنها را توضیح دهد. البته در حال حاضر پنتاگون و ناسا به جای عبارت یوفو، از اصطلاح یواِیپی (UAP) به عنوان خلاصه عبارت «پدیده هوایی ناشناخته» (unidentified aerial phenomena) برای توضیح استفاده میکنند. همچنین در برخی گزارشها از آنها به عنوان «پدیدههای غیرعادی غیرقابل توضیح» (unexplained anomalous phenomena) نام برده شده است.
از سال ۱۹۴۷ خلبانان آمریکایی بارها مدعی شدهاند که این اشیا مرموز را که با شتاب بینظیر حرکت میکنند دیدهاند. در سالهای اخیر برای توضیح این پدیدهها، گزارشهای غیر علمی زیادی منتشر شده که ماهیت آنها را غیرطبیعی و به بیرون از زمین نسبت میدهد. با اینحال دانشمندان چندان به این خط داستانی علاقهمند نیستند. آنها به دنبال تائید شواهد وجود حیات میکروبی در سیارههای دور دست هستند؛ نه اینکه مشابه فیلمهای علمی_تخیلی، فضاییها با سفینههای خود به سطح زمین برسند.
گزارشهای تخصصی مهمی وجود دارد که توضیح میدهد چرا ارتباط این پدیدهها به زیست فضایی اعتبار علمی ندارد. با اینحال ادعای ماهیت غیرزمینی این پدیدهها همواره در میان جوامع طرفدار داشته است. به گزارش نشریه آمریکایی «فوربس» از زمانی که تاریخ ثبت شده، انسانها به این فکر میکردند که آیا ما تنها هستیم یا نه. از آنجایی که بحث پیرامون وجود زیست در فضا از علایق مردم جهان محسوب میشود، ادعاهای مربوط به نسبت یوفوها و فضاییها از جذابیت رسانهای زیادی برخوردار است.
در کنار همه این توضیحات، بر اساس گزارش پنتاگون در سال ۲۰۲۲ درباره تصاویری که خلبانان منتشر کرده بودند، هیچ شواهدی مبنی بر وجود زیست فرازمینی وجود ندارد. در واقع اگرچه صحت تصاویر تائید شده اما این تصاویر به هیچوجه به معنی حضور موجودات فضایی (!) نیست.
به گزارش نشریه آتلانتیک از یک اختر زیستشناس، زیست فرازمینی با توجه به جذابیت آن برای دانشمندان، از اساس چیزی نیست که بتوان آنرا مخفی کرد. در نتیجه این فرضیه که ناسا به دروغ حیات فرازمینی را انکار میکند چندان میان دانشمندان معتبر نیست.
بر اساس گزارش پنتاگون، در سال ۲۰۲۲ از مجموع ۵۱۰ تصویر دریافتی، ۱۷۱ مورد غیرقابل توضیح بوده؛ با اینحال منشا غیرزمینی این پدیدهها هرگز اثبات نشده است. به گفته یک کارشناس اخترشناسی، «بیشتر پدیدههای ناشناس که توسط ارتش گزارش شدهاند، بالونهای هواشناسی، هواپیماهای بدون سرنشین، هواپیماهای نظامی ناشناس یا مربوط به نقصهای دوربین بودهاند.»
اما در مورد ۱۷۱ مورد از پدیدههایی که تصویر آن بررسی شده، هیچ توضیح علمی وجود ندارد. ناسا در توضیحاتی در رابطه با این موارد گفته بود: «بیشتر رویدادها دارای توضیحات متعارف هستند. رویدادهایی باقیمانده که ما آنها را درک نمیکنیم، آنهم به این دلیل که در رابطه با آنها دادههایی کم کیفیت وجود دارد که برای تشخیص ماهیت آنها کافی نیست.»
به عقیده دانشمندان، این پدیدهها «ناشناخته» تلقی میشوند چون تصاویر موجود چندان با کیفیت نیست که بتوان آنها را تشخیص داد. بر این اساس یک پهپاد معمولی در فاصله زیاد از دوربین میتواند یک یوفو تلقی شود! اما نگرشهای دیگری هم در رابطه با این پدیدهها وجود دارد.
دستهای از طرفداران تئوریهای توطئه، این پدیدهها را به پروژههای مخفی نظامی پنتاگون نسبت میدهند. گروهی از هواداران شبه علم نیز چنانچه گفته شد، ماهیت این موارد را به حیات غیرانسانی و فضایی مرتبط میدانند. در این بین، گروهی از کارشناسان نظامی این احتمال را مطرح کردهاند که ممکن است برخی اجسام دیده شده، انواعی از پرندههای نظامی چینی و یا روسی باشد که پنتاگون نتوانسته آنرا تشخیص دهد. با اینحال اسناد علمی هیچکدام از احتمالات یاد شده را تائید نمیکنند. جلسه اخیر کنگره آمریکا نیز چیز جدیدی به اطلاعات موجود اضافه نکرده است.
با اینحال از آنجایی که این پدیدهها بارها در مرزهای هوایی ایالات متحده دیده شدهاند، پنتاگون مسئول اصلی بررسی رویدادهای مربوط است زیرا اگر این پدیدهها مبدأیی زمینی داشته باشند، این مساله با امنیت ملی ایالات متحده ارتباط دارد و طبیعی است بیش از ناسا، به پنتاگون و امور ارتش این کشور مرتبط باشد. تمرکز پنتاگون بر این پدیدهها، حواشی مربوط به آنرا بیش از آنکه به علم مربوط شود، امنیتی کرده است.
چنانچه اشاره شد، شروع جنجالها پیرامون یوفوها به اوایل جنگ سرد بازمیگردد؛ همزمان با دکترین ترومن در سال ۱۹۴۷ که روند روابط شوروی و ایالات متحده را دچار دگرگونی کرد. این سال همچنین سال تشکیل شاخه مستقل نیروی هوایی برای ارتش آمریکا بود. برای شاخه تازه تاسیس هوایی، وجود اشیای ناشناسی در هوا، بهترین توجیه برای بقا و افزایش بودجه محسوب میشد.
بر خلاف جنگهای قرنهای پیشین که در آن با محوریت دولتهای همسایه اروپا، توسعه نیروی زمینی و دریایی اولویت داشت، تقابل ایالات متحده و شوروی، با وجود فاصله این دو کشور، اهمیت جنگهای هوایی را افزایش داد. این روند در نهایت به مسابقه فضایی هم کشیده شد. از اساس تلاشهای ناسا برای دسترسی به ماه و دیگر اجرام فضایی، نه با هدف توسعه علمی که به دلیل رقابت با شوروی مهم بود.
تلاشهای ناسا برای دسترسی به ماه و دیگر اجرام فضایی، نه با هدف توسعه علمی که به دلیل رقابت با شوروی مهم بودکشف فضا به این دلیل دنبال میشد که در رقابتهای نظامی از آن استفاده شود. در واقع، فضای ماورای جو در ابتدا، زمین بازی جدیدی برای نبرد نظامی ابرقدرتها بود. در نهایت نیز جنگ سرد، با هراس شوروی از تکمیل پروژه تحقیقاتی دولت آمریکا با عنوان جنگ ستارگان به پایان خود رسید. این پروژه قرار بود از فضا، موشکهای اتمی شوروی را هدف قرار دهد.
فضای جنگ سرد اهمیت کشف واقعیت یوفوها را افزایش داده بود. به گزارش فارن پالیسی «بشریت از ابتدای تاریخ ثبتشده، چیزهای عجیبی را در آسمان میدید، اما این تحولات [مربوط به جنگ سرد] بشقاب پرنده را به یک تهدید امنیت ملی تبدیل کرد.» ایالات متحده به دنبال آن بود تا نخستین کشوری باشد که به ماهیت این پدیدهها پی میبرد. حتی بحثهایی مبتنی بر احتمال استفاده از این پدیدهها برای توسعه نظامی مطرح شده بود. با این حال با پایان جنگ سرد، اهمیت این پدیدهها هم کاهش یافت.
در حال حاضر، وضعیت مشابهی در جهان ایجاد شده که بار دیگر اهمیت ماهیت یوفوها را افزایش داده است. تقابل ایالات متحده و چین به اندازهای رسیده که بسیاری آنرا به جنگ سرد جدید نسبت میدهند. در وضعیت کنونی، اهمیت فضای ماورای جو بیشتر از گذشته مطرح شده است؛ مسالهای که ایالات متحده را وادار به تشکیل «نیروی فضایی» در سال ۲۰۱۹ کرد. بر این اساس، پیروزی در رقابت فضایی به اولویت کشورها تبدیل شده است. اگر مسابقه فضایی پیشین با دسترسی انسان به ماه پایان یافت، برخی انتظار دارند مسابقه فضایی قرن ۲۱ با کشف حیات فرازمینی یا رویدادهای خارقالعاده دیگر به نقطه پایان برسد.

اولین مشاهده بشقاب پرنده در سال ۱۹۴۷ اتفاق افتاد، زمانی که تاجری به نام کنت آرنولد ادعا کرد که گروهی ۹تایی از اشیاء عجیب با سرعت زیاد را در کنار کوه رینیر (Mount Rainier) در حالی دیده است که هواپیمای کوچک خود را هدایت می کرده است.
در فرهنگ عمومی عبارت بشقاب پرنده یا به انگلیسی UFO به یک فضاپیما گفته می شود که البته تعریف آن شامل هرگونه اشیاء هوایی ناشناخته می شود.
دیدن بشقاب پرنده بارهای زیادی در طول تاریخ و در سراسر جهان گزارش شده است که همیشه با این سوال همراه بوده که آیا حیات در دیگر سیاره ها و در دیگر نقاط دنیا وجود دارد یا خیر؟
اولین مشاهده بشقاب پرنده در سال ۱۹۴۷ اتفاق افتاد، زمانی که تاجری به نام کنت آرنولد ادعا کرد که گروهی ۹تایی از اشیاء عجیب با سرعت زیاد را در کنار کوه رینیر (Mount Rainier) در حالی دیده است که هواپیمای کوچک خود را هدایت می کرده است. آرنولد تخمین زده که این شئ پرنده می توانسته چندین هزار کیلومتر در ساعت حرکت کند. زمانی که دیدن این بشقاب پرنده ها افزایش یافت، در سال ۱۹۴۸، دولت ایالت متحده شروع به تحقیقاتی روی آن ها کرد.
اصطلاحی در میان مهندسین با عنوان “نسبت سیگنال به نویز” وجود دارد که عبارت است از میزان سختی دریافت سیگنال واقعی (صداهای عبوری از خطوط تلفن) و دریافت آنها در میان تمام صداهای اضافی و مزاحم که همان نویز می باشد. در خصوص یوفوها نسبت سیگنال به نویز بسیار ژرف و دست نیافتنی است و از همینرو قابل شنیدن نیست.
البته موضوعیت کلی ماجرا با تلاش انسان برای سفر به فضا بی ارتباط است. اگر بشر در پی ساخت بشقاب پرنده و یا سفینه فضایی باشد پس باید وسیله ی مورد نیاز خودش را بسازد و مهم نیست که این وسیله قبلا توسط سایرین ساخته شده باشد یا نه.
اینکه گفته می شود ممکن است با مطالعه بر روی داستان های مربوط به بشقاب پرنده ها، موجودات فضایی و یوفوها چیزهایی یاد بگیریم درست نیست. اول اینکه مشکل “نسبت سیگنال به نویز” حل نشده است و حتی اگر داستان های گفته شده صحت داشته باشند تنها در حد موضوعات علمی-تخیلی کاربرد دارند. موضوعات علمی-تخیلی از این جهت مفید هستند که می توانند تصویری ذهنی از مساله ی پیشرو برای شما رسم کنند تا سرنخی برای آغاز در اختیار داشته باشید. حتی اگر یوفوها واقعا حقیقت داشته باشند، که در پاره ای از ابهام است، و فیلم هایی از آنها در اختیار داشته باشیم بازهم کمک چندانی نخواهد بود.

فرضیه موجودات فرازمینی با اینکه با شکست مواجه شد، اما دانشمندان و مهندسانی مانند جی الن هاینک (نجوم شناس) نتیجه گیری کردند که بخش کوچکی از گزارش های قابل اعتماد بشقاب پرنده شواهد مشخصی برای حضور فرازمینی ها از کره خاکی بود. هاینک موسسه ای تحت عنوان مطالعات بشقاب پرنده ها تاسیس کرد تا تحقیقات روی این مشاهدات را ادامه دهد.
به جز پروژه کتاب آبی، تنها مدارک رسمی و مکتوب شده از دیدن بشقاب پرنده در کانادا نگهداری می شده که در سال ۱۹۶۸ از وزارت دفاع کانادا به شورای پژوهشی ملی کانادا منتقل شد. پرونده های کانادایی شامل حدود ۷۵۰ مشاهده این اجسام ناشناخته بود. رکوردهای دیگر و البته کمتری در انگلستان، سوئد، دانمارک، استرالیا و یونان نگهداری می شود.
در اتحاد جماهیر شوروی بیشتر این تحقیقات توسط کارهای مربوط به ارتش انجام می گیرد. مشاهدات بشقاب پرنده در چین نیز با تحقیقات نظامی آمیخته شده و برای مردم هنوز منتشر نشده است.
نوشتارهای اصلی: رؤیت اشیای ناشناس پرنده در ایران و اشیای پرنده ناشناخته در آسمان تهران (۱۳۵۵)
در دورهٔ جدید که موج رؤیت بشقابپرندهها به اوج رسید، نام ایران نیز در بین کشورهایی قرار گرفت که نهتنها تعداد قابلتوجهی گزارش از آن مخابره میشد، بلکه تعدادی از گزارشهای مهم ازنظر طرفداران وجود بشقابپرندهها در ایران رخ دادهبود. در این بین، یکی از گزارشها اهمیت بیشتری داشت: شیء ناشناس پرنده که در بامداد روز ۱۹ سپتامبر سال ۱۹۷۶ (۲۸ شهریور ۱۳۵۵) در تهران دیده شد. بر اساس گزارشی از این ماجرا، که در ۳۱ اگوست ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) منتشر شد، ساعت ۱۲:۳۰ نیمه شب ۱۹ سپتامبر تلفن هایی از منطقهٔ شمیران به نیروی هوایی ارتش ایران زده میشود و طی آن، گزارش رؤیت یک شیء پرندهٔ ناشناس در افق شمالی گزارش میشود. دقایقی بعد، برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران حضور این جِرم را در رادار خود تأیید میکند و بلافاصله یک فروند هواپیمای شکاری به تعقیب آن برمی خیزد.
داستان بشقابپرندهها در ایران برای چندین سال دوران آرامی را سپری کرد تا اینکه از اوایل دو سال گذشته و با مشاهده اشیاء نورانی در برخی شهرها، بار دیگر داستان از نو آغاز شد. اولین گزارشها از مرزنآباد و سپس بابل و مشکینشهر آغاز شد؛ جایی که گویهای نورانی میتوانست علاوه بر اینکه موجب وحشت اهالی شود، حتی خسارات زیادی بهجای گذارد. این پدیده، که همزمان در برخی از کشورهای جهان هم رؤیت شد، بهسرعت مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه بهزودی مشخص شد. آذرگویهای گلولهای، که یک پدیدهٔ نادر ولی شناخته شدهاست. البته در مورد بابل، گونهای از تخلیهٔ انرژی ژئوفیزیکی علت اصلی حادثه اعلام شد، اما مشکین شهر نهتنها پایان داستان آذرخشهای گلولهای را رقم زد، آغاز فصل جدید بشقابهای پرنده نیز از همانجا آغاز شد.

۲۵ و ۲۶ فروردینماه ۱۳۸۳ خبرگزاریها خبر مشاهده شیء ناشناس نورانی را در آسمان مشکینشهر و اردبیل دادند، بلافاصله صدا و سیما تصاویری که توسط یک دوربین آماتور (ساده) از این اجرام تهیه شده بود منتشر ساخت و بدین ترتیب موج جدید آغاز شد. خبرگزاری ایرنا در کمتر از ۷۲ ساعت بیش از ۶ خبر از رؤیت این اجرام در آسمان شهرهای مختلف ایران از مشکینشهر و اردبیل گرفته تا گنبدکاووس و تبریز و اراک و اشنویه و سنندج و… منتشر کرد.
گزارش اول از دو شیء پرندهٔ ناشناس در آسمان سخن میگفت که تلألوئی با رنگهای مختلف داشتند و حرکتهایی نامشخص در آسمان انجام میدادند هنوز دربارهٔ این گزارش نمیتوان اظهار نظر کرد، چرا که هیچ داده مشخصی از آن وجود ندارد. اما در بقیهٔ موارد با شیء درخشان در افق جنوب غرب یا شمال غرب مواجه شدیم که حتی از آن هم تصاویری تهیه و پخش شد. به غیر از گزارش اول که مانند رؤیت بسیاری از اجرام پرنده اطلاعات ناقص و نامشخصی دارد، برای بقیهٔ پاسخ قاطعی وجود دارد. چیزی که حتی باور آن نیز مشکل است که چطور چنین شمار زیادی از مردم و رسانهها به آن بی توجه بوده اند.
«تعدادی از شاهدان عینی گفتند یک شیء نورانی را چهارشنبه شب در آسمان تبریز مشاهده کردهاند. به گفته آنان، این شیء که طیفهایی از نورهای قرمز، آبی و سبز از آن به سرعت ساطع میشدهاست، مقارن ساعت ۲۰:۳۰ چهارشنبه در جنوب آسمان تبریز در منطقهٔ ولیعصر رؤیت شد، در طرفین این شیء نورانی دو بازوی نورانی خطگونه وجود داشت. یکی از شاهدان افزود، این شیء از سمت شرق به غرب با سرعتی بسیار کند و غیر محسوس در حرکت بود.»
«یک شیء نورانی بار دیگر سه شنبه شب در ارتفاع پائین در ضلع جنوبی شهر گنبد کاووس دیده شد. به گفتهٔ منابع مردمی، این شیء از ساعت ۲۰ تا ۲۲:۳۰ دقیقه در آسمان ظاهر شده و رنگهای مختلف از خود انعکاس میداد. این شیء نورانی، کم کم در آسمان ناپدید شد. دوشنبه شب نیز یک شیء نورانی در ارتفاع پایین در ضلع جنوبی شهر گنبد کاووس مشاهده شده بود.»
ایرنا گزارش داده بود که «این شیء به مدت ۹۰ تا۱۲۰ دقیقه در آسمان ظاهر شده و رنگهای مختلف از خود انعکاس میداد. از این شیء نورانی، دو نور جدا شده و کمکم در آسمان ناپدید شد.»
«در ساعت ۲۲:۱۵ پنج شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ شیئی نورانی به مدت ۱۰ دقیقه در ضلع شمالی آسمان گنبد کاووس مشاهده شد که ابتدا به صورت حبابی بود که داخل آن یک نور روشنی بود، سپس این حباب به دوقسمت تقسیم شد و یک شکل مخروطی کنار آن تشکیل شد و در آخر بهصورت غباری آسمان را گرفت و ناگهان ناپدید شد.»
آذر ۱۳۹۵ شیء بزرگ از آسمان مازندران رد شد و به گفته شاهدان عینی بیسیم پلیس و آنتن تمام تلفنهای خانگی و تلفنهای همراه تا چند ساعت قطع بودند. اما صحت آن را تاکنون هیچ منبع رسمی اعلام نکرده.

بشقابهای پرنده صورتهایی از یک شی با پیچیدگی متغیر است و معمولا از شکل هندسی کروی مشتق میشوند و به شکل دیسک ، بیضوی (شبیه به توپ راگبی) ، دوکی ، استوانهای و مخروطی دیده شدند. بیشتر آنها به شکل بشقاب با قطری حدود 7.5 متر و با گنبدی به ارتفاع 1.5 تا 1.8ر در وسط بودند. بشقابهای پرنده قادرند به سرعت ابعاد خود را تغییر دهند. بشقاب پرنده شی کاملا مجهزی است که شکل سطح قابل مشاهده آن نقش ثانوی در پرواز دارد و معمولا فاقد بال و چرخ است. این اشیاء وقتی از فاصله نزدیک مشاهده میشوند، دارای ابعاد نسبتا کوچک ، غالبا کوچکتر از 20 متر هستند، ولی ابعاد انعکاسی راداری آنها تقریبا به اندازه یک هواپیمای جت بوتینگ 707 است.
بشقابهای پرنده ، معما بصورت دسته جمعی پرواز میکنند، ولی بصورت انفرادی نیز زیاد دیده شدهاند. آنها ، گاه در فضا به قطعات کوچکتر تقسیم میشوند و در چندین مورد هم قطعات کوچک نورانی بهم پیوسته و شی واحدی را بوجود میآوزند. ازعجایب اینکه ، بشقابهای پرنده قادرند بطور ناگهانی و آنی خود را از نظرها ناپدید کنند. بشقابهای پرنده قابلیت ساکن ایستادن در هوا را دارند و میتوانند شتاب و سرعت زیاد را داشته باشند. از ویژگیهای جالب و جذابشان نور افشانی آنها میباشد. گزارشها نشان میدهند که آنها در دو فاز مختلف تاریک و روشن مشاهده میشوند، اغلب روی زمین مینشینند، گاه چنان آرام مینشینند که گویی روی قشری از مه آرمیدهاند.
از ویژگیهای دیگرشان، وجود یک یا چند سرنشین در آنهاست که معمولا مایل به مشاهده شدن نیستند. سرنشینان بشقابهای پرنده مجهز به دستگاهی با توانایی تابش پرتوهایی هستند که از میان اشخاص و دیوار عبور میکند. سرنشینان قادر به پرواز بوده ، اصابت تیر را احساس نکرده و متقابلا میتوانند مشاهده کنندگان را فلج کنند. در برخی گزارشها آمده که سرنشینان شبیه انسان هستند. بشقابهای پرنده در پرواز در ارتفاعات کم و یا در روی زمین اثرهایی بر دستگاههای ساخت بشر و محیط اطراف بر جای میگذارند. بشقابهای پرنده از تواناییهای هواپیماهای مدرن کاملا آگاهند، از اینرو فاصله خود را اسلحه هوایماها و توپهای ضد هوایی طوری حفظ میکنند تا هموراه در خارج از برد موثر آنها قرار گیرند و می توانند کلیه سیستم های الکترونیکی و موتوری و راداری و ... هواپیماها را از کار بیاندازند.
مشاهده کنندگانی که به بشقابهای پرنده خیلی نزدیک شدند، در معرض آثار رادیواکتیو قرار گرفتند. به علاوه ، این اشیاء قادرند رادار را به موقع حس و خنثی نمایند و مانع قفل شدن رادارهای کنترل آتش شوند و در دید رادارهای دور برد واقع نشوند. سرنشینان بشقاب پرنده مجهز به سیستم مولد نیروی دافعه قابل حملاند، که پرواز و شناور شدن آنها را در فضا ممکن میسازد. به علاوه ، پدیدههای عدم اصابت گلوله به دستگاه و سرنشینان آن به کمک میدان دافعه قابل توجیهاند.

گروهی از افسران بازنشسته آمریکا بعد از سالها مدعی شدند اجرام پرنده ناشناس بارها روی تاسیسات هستهای آمریکا در سراسر این کشور پرواز کردهاند.
به گزارش شبکه تلویزیونی فاکسنیوز، این افسران مدعی شدند بشقابهای پرنده بارها هدف حملات تاسیسات دفاع ضد هوایی آمریکا قرار گرفتهاند و بارها موشکهای پرتاب شده را خنثی کردهاند.
رابرت سالاس که از جمله افسران سکوهای موشکی در آمریکا بهشمار میآید گفته است کسانی که این اجرام پرنده را دیدهاند میگویند اجسام بیضیشکل و قرمز رنگ بودند.
پرواز این اجسام باعث از کار افتادن سامانه موشکهای هستهای شد.
این حادثه بارها پیش آمد.
رابرت هیستین محقق اجرام فضایی ناشناس موسوم به یوفو نیز گفت من با بیش از 120 نفر از افسران بازنشسته نیروی هوایی که در رویدادهای مرتبط با پرواز یوفوها بر فراز تاسیسات اتمی حضور داشتند مصاحبه کردهام.
این افسران گفتهاند که موشکها در زمان پرواز این اجرام کار نمیکردند.
وی باور دارد کاری که این بشقابهای پرنده انجام میدهند نوعی کار اکتشافی بهشمار میآید و این پروازها در آمریکا و شوروی نیز صورت گرفته است و با توجه به دوران تاریکی که در زمان جنگ سرد حاکم بود و ممکن بود به جنگی اتمی ختم شود، این بشقابهای پرنده تلاش میکردند به شکلی در این امر مداخله کنند.
روبیکا من : https://rubika.ir/artinkarimian3