
خیلیها میگویند فرم بر محتوا ارجح است.
اما من فکر میکنم تمام هنرها ابزاری هستند برای بیان اعتقادات و احساسات؛ و فرم شرط لازم هنر است، نه کافی. درواقع هنر باید فرم خوب داشته باشد وگرنه دیگر هنر نیست.
چیزی که لااقل درحال حاضر مشاهده میشود، عجز اثر از انتقال مستقل معناست. خالق اثر باید پیوست اثر باشد تا برای مخاطبان محتوا بسازد!
مانند یک بوم که لکههایی از پاشش اتفاقی رنگ بر سطح آن دیده، و داستانهایی بیربط از زبان خالق شنیده میشود.
چیزی که فرم را ارزشمند میکند، محتواست...
این آثار، حاصل انتخاب ابزار متفاوت خالقشان نبوده؛ بلکه نتیجه نوعی پوچی و ناتوانی از بیان محتوا در قالب فرم است.
هنرمند کسیست که بتواند محتوا را در قالب فرم در ناخودآگاه مخاطب بنشاند.
و درنهایت، علت ستایش و تشویق یک فرم بیمحتوا توسط مخاطبین، نشاندهنده پیروی کورکورانه و بدون تفکر از خالقان آثار است؛ که در نهایت منجر به تغییر ذائقه مخاطبان به سمت نگاههای سطحی میشود...