اولین پستم تو ویرگوله..ممکنه اشتباه داشته باشم.

یه فکری چند وقته توی ذهنم گیر کرده.
ما همیشه میگیم آدما انسانن و فرقی باهم ندارن، ولی اگه بخوام صادق باشم، دنیا این شکلی به نظر نمیاد.
انگار یه جور طبقهبندی نانوشته وجود داره.
طبقه اول آدمای معمولین. کسایی که بیشتر عمرشون رو صرف زندگی خودشون میکنن؛ درس، کار، خانواده، دوستا و دغدغههای روزمره.
بعد سلبریتیها هستن. آدمایی که روی ذهن میلیونها نفر اثر میذارن.
بعد سیاستمدارا. کسایی که میتونن مسیر زندگی میلیونها نفر رو تغییر بدن.
بعد آدمایی که مقدس شناخته شدن؛ شخصیتهایی که قرنهاست روی فکر و احساس مردم تأثیر دارن.
و بعدش...
یه جای خالی وجود داره.
نه اینکه بدونم چیزی اونجاست.
فقط نمیدونم اونجا خالیه یا نه.
انگار چیزی که قراره ماروهدایت کنه
چیزی که بیشتر از همه ذهنمو درگیر میکنه، خود احساساته.
انگار احساسات مهمترین چیزای دنیا هستن.
ولی از کجا معلوم؟
از کجا معلوم احساسات، قویترین نیرو نباشن اما در عین حال بزرگترین نقطه ضعف افراد هایی با طبقات پایین تر باشن؟
گاهی فکر میکنم شاید فرق بین طبقات مختلف فقط پول یا قدرت نباشه. هست ها،تاثیر گذار هم هست. ولی تنها تفاوت نیست.
شاید فرق اصلی این باشه که بعضیا احساساتشون رو زندگی میکنن و بعضیا احساسات خودشون و بقیه رو میشناسن.
شاید هرچی بالاتر میری، شناخت احساسات بیشتر میشه.
و هرچی پایینتر میای، درگیر خود احساسات میشی.
برای همین بعضی وقتا به این فکر میکنم که نکنه ما دنیا رو از زاویه اشتباهی میبینیم.
نکنه خیلی از چیزایی که دربارهشون مطمئنیم، فقط بخشی از تصویری باشن که به ما نشون داده شده.
شاید ما همه حقیقت رو نمیبینیم.
قصد توهین به هیچ قشری و ادمی ندارم
ترسناکترین بخش داره یا نه.