
⭐Good omens⭐
یا به فارسی فال های نیک
نوشتهی نیل گیمن و تری پرچت
امتیاز کتاب در گودریدز: 4.24/5
امتیاز مینی سریال اقتباسی در IMDB : 8.1/10
~
خب من اینجا بالاخره طلسم فعالیت نکردنم رو شکستم و اومدم با معرفی این مینی سریال و کتابش که متاسفانه در ایران خیلی دیده نشد! حالا داستان چیه؟ داستان اینه که طبق چیزی که نقشهی الهی خونده میشه دجال یا همون ضدمسیح به زمین فرستاده شده و قراره بعد از شش هزار سال زمین نابود بشه تا نبرد نهایی بین بهشت و جهنم رخ بده و یک بار برای همیشه به این سوال که آیا نیکی بر بدی پیروز است یه جواب محکم داده بشه. حالا این وسط، یک فرشته و یک شیطان به نام ازیرافیل و کرولی که از طرف بهشت و جهنم شش هزار ساله مامورند که در زمین و بین انسان ها زندگی کنند و حسابی عاشق سبک زندگی انسان ها شدند، از این ایده خوششون نمیاد(هر چی باشه توی بهشت و جهنمِ کسل کننده مشروب خوب گیر نمیاد. یا اینکه نمیتونی بری رستوران ژاپنی و سوشی بخوری و خبری هم از زندگی شبانه نیست!) پس تصمیم میگیرن با هم دیگه کار کنند و نگذارند این اتفاق بیفته!! به شخصه تا حالا هیچ سریال و فیلم آخرالزمانی ای ندیدم که اینقدر خنده دار و کمدی پایان دنیا رو به تصویر بکشه،کتابش هم همینطوریه! حالا این وسط دو چیز باعث شد که من شدیدا عاشق این سریال و کتابش بشم. یک، هدفی که نیل گیمن و تری پرچت میخواستن از نوشتن این داستان به مخاطب برسونن. اینکه در حقیقت هیچ بد و خوب مطلق، هیچ فرشته و شیطانی وجود نداره و اینکه هیچ کس، حتی دجال(که پسرِ satan یا همون ابلیسه) در ذات خودش نه خوبه و نه بد و چیزی که شخصیت شما رو میسازه نحوهی زندگی و بزرگ شدن و در نهایت انتخاب های شما هستند. همون طور که در بخشی از کتاب کرولی میگه: Saying he will grow up to be a demon just because his dad became one is like saying a mouse with its tail cut off will give birth to tailless mice. Upbringing is everything.
دومین چیزی که خیلی نظر من رو جلب کرد شخصیت پردازی قوی و فوق العادهی ازیرافیل و کرولی و رابطهی خاصشون با هم دیگه بود. این دو تا هر دو شش هزار سال روی زمین مونده بودن و در حالی که قرار بوده با هم دشمن باشن، مخفیانه با هم رفاقت میکردن و بعد از این همه مدت اونقدر که بهم شبیه شده بودن با هیچکدوم از فرشته و شیاطین دیگه شباهت نداشتن و همین باعث میشه کرولی ازیرافیل رو بهترین دوستش بدونه و بخواد ابدیت رو باهاش بگذرونه و همین باعث میشه که این دو تا نخوان با هم بجنگن و در نهایت هم با هم دیگه جلوی جناح های خودشون بایستند. اگر سریال شرلوک رو دیده باشین رابطهی این دو تا خیلی شبیه رابطهی شرلوک و جانه، حتی عمیق تر! یه جور رابطهی افلاطونی بینشون وجود داره که واقعا نمیشه دوست نداشت، حتی کاراکترهای هر دو تا داستان هم خیلی وقتا فکر میکردن اینا رابطه دارن! توی یه سری نقدها هم خوندم که میگفتن این سریال یه رومنس اسکشوال بین یک فرشته و یک شیطانه که اینم به نظرم تحلیل خیلی به جاییه?
گوداومنز یک فانتزی جسورانه است که با زبان کمدی خاص خودش علاوه بر اینکه شما رو میخندونه، شما رو به فکر وامیداره! بیخود هم نیست که وقتی قرار شد بعد از سی سال از چاپ کتابش نسخهی سینماییش ساخته بشه یه سری از مسیحی های افراطی شروع کردن به امضا جمع کردن که نگذارن این اتفاق بیفته! متاسفانه این سریال خیلی در ایران دیده نشد(که به نظر من به خاطر اینه که ملت ما به غلط سبک فانتزی رو سبک تینیجری میدونن) ولی در کشورهای دیگه کلی طرفدار پیدا کرد و سی ساله که فندوم داره! دیگه بیشتر توضیح نمیدم که خیلی اسپویل نشه!