11 فوریه در تقویم سازمان ملل متحد به نام روز جهانی زنان و دختران در علم نام گذاری شده است. اما فلسفه و دلیل نام گذاری این روز چیست؟ چرا اصلا باید یک روز به خصوص برای زنان دانشمند اختصاص داده شود؟
در قرن های گذشته، علم و یادگیری آن در ذات خود، عملی مردانه تلقی می شد. بسیاری از جوامع حتی به زنان اجازه ی درس خواندن و علم آموزی را نمی دادند و بسیاری دیگر نیز فقط به اندازه ی آموزش خواندن و نوشتن و دروس مذهبی و ریاضیات بسیار محدود، تا جایی که به درد یک زن خانه دار بخورد، به زنان اجازه ی تحصیل را میدادند. در غرب صنعتی، اکثر دانشگاه ها تا اوایل قرن بیستم به زنان اجازه ی ورود نمی دادند. بودند زنان دانشمند و مخترع بسیار معدودی که شوهرانشان اختراع یا کشف علمی آن ها را به نام خودشان تمام کردند!
تمام این مشکلات، باعث شد که قرن ها فقط از استعداد نیمی از جمعیت جهان برای علم بهره برده شود. تصور کنید که چند نابغه ی ریاضیات، یا مهندسی، یا شیمیدان و فیزیکدان، و یا فیلسوف و مخترع، استعدادشان در آشپزخانه ها و کنج خانه ها و با بچه داری به هدر رفت و هرگز شناسایی نشد. جهان، با عقب نگه داشتن نیمی از جمعیتش از علم در طول قرن ها و هزاره ها، چند صد سال خود را از عرصه ی پیشرفت علمی عقب انداخت! حتی همین امروز هم زنان به دلیل تبعیض های باقی مانده از دوران کهن و به دلایلی مثل حاملگی و بچه دار شدن و نبود زیرساخت های درست و انتظارات اجتماعی ای که از زنان در نگهداری و مراقبت از فرزند میرود، در عرصه ی علمی میتوانند از مردان عقب بیفتند (بماند که در قرن ۲۱ گروهی مثل طالبان میاد و فرمان حکومتی ممنوعیت تحصیل زنان را صادر می کند).
روز جهانی زنان در علم، اما تنها برای یادآوری این مشکلات نام گذاری نشده، بلکه هدف اصلی آن تشویق دختران و زنان برای ورود به عرصه های علمی و خدمت به بشریت از طریق تحصیل و تولید دانش و بهره گیری از استعدادهای آن هاست.
هر چند سالیان سال طول خواهد کشید تا جهان بتواند جبران قرونی را بکند که علم در انحصار مردان بود و زنان از شرکت در آن محروم بودند، اما کارهایی مثل نام گذاری روز جهانی زنان در علم، می تواند یک قدم مثبت در نائل آمدن به این هدف باشد.
به امید روزی که هیچ انسانی، به دلیل جنسیت، نژاد و یا معلولیت از حق تحصیل و کشف کردن و استفاده از استعدادهای خود محروم نشود.
