قوانین کارخانه چسب هل

عکسی که امروز در فضای مجازی از محیط کارخانه هل پخش شد، سر و صدای زیادی به پا کرد. مهمترین دلیل این اعتراضات بنرهای بزرگی هستن که قوانین سرسختانه و عجیبی را به کارگران یادآوری می‌کند. به خاطر بازدیدی که پارسال از این کارخونه داشتیم، چند نکته که ذهنم رو درگیر کرده رو عنوان می‌کنم.

بنرهای جنجال برانگیز کارخانه چسب هل با مدیریت آقای خلیل نظری
بنرهای جنجال برانگیز کارخانه چسب هل با مدیریت آقای خلیل نظری

اولین نکته در این بنرها، اجبار تمام کارگران (مرد) به اقامه نماز جماعته. مسلما این اجبار از اعتقادات رییس کارخونه نشات می‌گیره و اگه به لوگوی چسب هل دقت کنید تصویر یه مسجد رو می‌بینید که نماد دیگری از اعتقادات رییس این مجموعه رو نشون میده. این مسئله از چند زاویه باید بررسی بشه:
۱- آیا دین اسلام، این شکل از اجبار و زور رو برای اجرای احکامش تایید می‌کنه؟
۲- آیا رییس یه مجموعه اجازه داره ایدئولوژی‌های خودش رو در مجموعه جاری کنه؟
۳- آیا استفاده از روش‌های تنبیهی به جای روش‌های تشویقی انتخاب درستی بوده؟
۴- و آیا تهدید و اعمال فشار مالی، گزینه‌های مناسبی برای مدیریت یک مجموعه محسوب میشن؟

دومین نکته‌ای که تو بنرها شاید مستقیم اشاره نشده اما در بازدید ما عنوان شد، آزادی خانم‌ها در ساعات نماز آقایان بود. حتی از این نکته به عنوان امتیازی که به خانم‌ها داده شده نام برده شد. به عنوان یک خانم، حس خوبی به این گزاره ندارم. چون اگه امتیاز محسوب بشه، تبعیض جنسیتیه. اما در حقیقت، نمیشه این نکته رو به عنوان امتیاز در نظر گرفت.

سومین نکته این بود که خانم‌هایی که استخدام میشن حتما باید مجرد باشن (و اگه درست خاطرم مونده باشه آقایون هم حتما باید متاهل باشن). دلیل این مسئله هم این بود که رییس این کارخونه معتقده خانمی که کار می‌کنه نمی‌تونه زندگی متاهلی رو مدیریت کنه. همینجا به عنوان یکی از طرفداران فعالیت حرفه‌ای و اجتماعی خانم‌ها با چنین دیدگاهی به شدت مشکل دارم. به نظرم به جای محروم کردن خانم‌ها، باید راه‌حل ارائه داد و فرهنگ‌سازی کرد.

در آخر، میگن عیبش همه گفتی، هنرش نیز بگو... موارد جالبی هم در این کارخونه هست که باید بهش اشاره کنم. مثلا این جریمه‌هایی که دریافت میشه مستقیما به خیریه تعلق می‌گیره و محیط این کارخونه، با تصوری که ما از کارخونه داریم متفاوته. برای مثال از وسط کارخونه یه نهر آب رد میشه و در اون‌جا درخت سیبی (مصنوعی) برای اشاره به یه داستان تاریخی وجود داره. و کارکنان ظاهرا راضی و سخت‌کوشی داره که مسلما با علم به این قوانین عجیب و غریب در این مجموعه فعالیت می‌کنند. حالا سوال این‌جاست که...
آیا کارکنان واقعا مشکلی با این دست قوانین ندارند؟ (و شبکه‌های اجتماعی موضوع رو الکی بزرگ کردند؟)
و یا کارکنان چاره‌ای جز این ندارند؟ (فرصت‌های متنوع شغلی و قوانین کار چطور باید به حل مسئله کمک کنند؟)