سرباز یا فرمانده؟ ... مسئله این است!

من تو برهه‌های مختلف زندگیم این فرصت رو داشتم که تو گروه‌های مختلف هم نقش لیدر رو ایفا کنم هم نقش پیرو. واقعیت اینه که هر کدوم این نقش‌ها، پیچیدگی‌های خاص خودشون رو دارن.

زمانی که لیدر (فرمانده) هستی، شاید عنوان دلچسب و دوست‌داشتنی باشه اما به همون اندازه این نقش پر از مسئولیت و سختیه. روزهایی می‌رسه که با خودت میگی کاش به جای یکی از نفرات زیردستت بودی و مجبور نبودی تصمیم بگیری، مجبور نبودی کاری بکنی و مجبور نبودی مسئولیت رو به گردن بگیری. این قضیه خیلی حادتر میشه وقتی مثل من، به این جمله معتقد باشی:

حتی اگه چایی آبدارچی کمرنگ باشه، تقصیر مدیر اون مجموعه است.

حالا وقتی که قراره نقش یه سرباز رو ایفا کنی... شاید از دور خوشایند به نظر نیاد اما تو این حالت همه چیز به فرمانده بستگی داره. این تاثیر فرمانده است که می‌تونه کاری کنه احساس کنی خوش‌حال‌ترین و موفق‌ترین آدم رو زمین هستی و یا هر روز از وضعیتی که توش قرار داری نالان و گریان غر بزنی و به قسمت و تقدیر و هر چی دستت می‌رسه حمله کنی!

اگر فرمانده کسی باشه که از تو بیشتر بدونه و ازش یاد بگیری، سرباز بودن نه تنها بد نیست که حتی میشه بهش افتخار کرد اما وای به روزگارت اگر برعکس باشه و نه تنها پیشرفت نکنی بلکه از ایده‌آل خودت فاصله بگیری!

لیدر بد در هر حالت فاجعه است، چه خودت باشی چه دیگری!
لیدر بد در هر حالت فاجعه است، چه خودت باشی چه دیگری!

در آخر، بهترین آرزویی که برای خودم و بقیه دارم:

یا یک فرمانده‌ی خوب باش، یا سرباز یک فرمانده‌ی خوب! غیر از این در حال خدمت تو سنگر اشتباهی هستی!

پی‌نوشت: این اولین نوشته من برای #چالش_وبلاگ‌نویسی است و سعی می‌کنم این سی نوشته کوتاه و مختصر باشند.