در جستجوی کار، جایی غیر از آنجا که هستی - ۱

بیش از یک سال پیش بود که تصمیم گرفتم تبریز رو به مقصد تهران ترک کنم و به دنبال کاری در تهران می‌گشتم. مستقل از نتیجه این تصمیم و اتفاقات بعدش که پست مجزایی رو می‌طلبه، قصد داشتم در مورد تجربه خودم بنویسم اما تصمیم گرفتم کمی هم مطالعه کنم و راهکارهایی که شاید من هم انجام ندادم رو در ادامه بیارم.

همیشه داستان از گشت و گذار تو فرصت‌های شغلی شروع میشه. سایت‌های استخدامی مثل جابینجا، ایران‌تلنت، اتباکس و ... اولین مقصد جویندگان کار حساب میشه و من هم از این قاعده مستثنی نبودم. سعی کردم رزومه‌ام رو ایجاد و تکمیل کنم. به فرصت‌هایی که فکر می‌کردم می‌تونم گزینه مناسبی باشم درخواست فرستادم و منتظر نتیجه موندم. از طرفی هم در شبکه‌های اجتماعی اعلام کردم که چنین تصمیمی گرفتم و چند نفر درخواست رزومه کردن.

تعداد زیادی از این درخواست‌ها با شکست مواجه شد. شاید به این دلیل که من از تبریز برای کاری در تهران درخواست فرستاده بودم. این هم می‌تونست بی‌دقتی از سمت کسانی باشه که روزمه‌ها رو می‌خوندن و هم از سمت من که نتونسته بودم شفاف و درست تصمیم خودم رو برای اونا شرح بدم. شاید هم متوجه سایت‌های استخدامی بود که فاقد کاور لتر بودن تا در این مورد به شکل واضح اشاره کنم.

در گام بعدی تعدادی تماس تلفنی داشتم. این تماس‌ها به دو دسته تقسیم می‌شدند. بعضی نوعی مصاحبه تلفنی تلقی می‌شدن و برخی دعوت به مصاحبه. در دسته اول آشنایی اولیه که دو طرف برای شروع همکاری نیاز داشتند حاصل می‌شد. هم مجموعه با من و توانایی‌هام آشنا می‌شد و هم من با حوزه کاری مجموعه مربوطه و توضیحات بیشتر از فرصت شغلی که براش اقدام کرده بودم.

تا این جا همه چیز خوب بود اما دو نکته وجود داشت. اول اشتباهی که مصاحبه کننده داشت و در همین مصاحبه تلفنی سعی در پرسیدن حقوق و مزایای درخواستی داشت که قبلا توضیح دادم چرا سوال مناسبی برای مصاحبه نیست و دوم اشتباهی که من خودم هم انجام دادم و بک بار با این که در شرایط مناسبی نبودم، به دلیل رودربایستی و یا ترس از دست دادن یک فرصت، به جای درخواست تماس و مصاحبه در زمان دیگه، سعی کردم همون موقع جوابگو باشم.

در انتهای حالت اول که میشه اسمش رو مصاحبه تلفنی گذاشت و یا در حالت دوم که هدف از تماس، تنظیم یک جلسه حضوریه، وقت اون رسیده که یک زمان برای دیدار رودررو تنظیم کنیم. در این جا دو تا نکته قابل اشاره هست. اول این که من ترجیح میدم تا جایی که امکان داره، فیلترهای اولیه رو از طریق تلفن و اسکایپ بگذرونم. چرا؟ چون هر بار سفر من به تهران مشمول هزینه است در حالی که شانس من هم در کسب شغل پایینه. دوم این که اگر قرار هست بالاخره زمانی برای جلسه تنظیم بشه و من برای چند مجموعه تو تهران درخواست فرستادم، این‌ها در یکی دو روز تجمیع بشن که من فقط یک بار رنج سفر رو متحمل بشم.

و اما سوالی که پیش میاد مبنی بر این که چرا شرکت‌ها مایل به طی کردن فرآیندهای اولیه استخدام به شکل‌های مختلف مجازی و غیر حضوری نظیر اسکایپ، ایمیل، تلفن و ... نیستند؟! تنها جوابی که به ذهنم می‌رسه دیدگاه شرکت‌ها به فرآیند استخدام و پرستیژی هست که قصد دارن نشون بدن. این تصور که متقاضی باید نشون بده برای درخواست کاری که فرستاده ارزش قائله و هزینه می‌کنه، یا نمایش برتری شرکت در این فرآیند که تمایلی نداره تن به خواسته متقاضی بده و یا ناتوانی نفراتی که وظیفه استخدام رو برعهده دارن در استفاده از تکنولوژی یا شناخت افراد بدون حضور در جلسات، به نحوی که قصد دارن بازی رو به زمین خودشون بکشونن.

در نهایت، آخرین نکته‌ای که می‌خوام بهش اشاره کنم، ارائه بازخورد و یا اعلام زمان‌بندی بعدی به متقاضیه. منطق میگه اگه کسی حداقل به اندازه دو دقیقه برای فرآیند استخدام شرکت شما زمان گذاشته، مستحق دریافت جوابه. این جواب می‌تونه دلیل رد درخواست باشه و یا زمان‌بندی درستی از گام بعدی فرآیند استخدام.

اما چرا شرکت‌ها این کار رو انجام نمیدن؟! دلایل زیادی وجود داره که به طور خلاصه می‌تونم به این موارد اشاره کنم:

  • ناراحتی متقاضیان از رد درخواست و احتمالا حس بد و منفی نسبت به شرکت که قابل گسترشه.
  • سماجت برخی متقاضیان مبنی بر توجیه دلایل رد درخواست.
  • عدم شفافیت و بحث‌های مرتبط با بند "پ" در فرآیند استخدام.
  • بی‌تجربگی مصاحبه کننده و عدم توانایی در اعلام دلیل رد درخواست.
  • عدم تبیین معیارهای اصلی و کلیدی برای فرآیند جذب.
  • تلاش برای در آب نمک نگه داشتن متقاضی و امیدواری تا لحظه آخر.
  • امکان مراجعه مجدد شرکت به متقاضیان سابق برای جذب نیرو.
  • تعداد زیاد درخواست‌ها و ناکارآمدی روش‌های پاسخگویی سریع.
  • و دلایل دیگری که اگر به ذهن شما رسید در کامنت‌ها اشاره کنید.

اما در کنار دلایلی که برای عدم اعلام نتیجه مصاحبه اشاره کردم، این نکته رو هم باید اضافه کنم که اعلام نتیجه، در بیشتر موارد باعث ایجاد حس خوب در متقاضی شده و حتی اگر متقاضی هیچ‌وقت در شرکت مربوطه جذب نشه، اما حس خوب و مثبتی در اون ایجاد میشه و به نوعی برندینگ برای مجموعه محسوب میشه.

با توجه به طولانی شدن مطلب، تا این جای کار تجربیات و نظرات من رو خوندید اما در مطلب دوم، مطلب مفیدی که در این باره خوندم رو با شما به اشتراک میزارم.