با شروع بحران فقط اقتصاد بههم نمیریزد، رفتار آدمها هم تغییر میکند و برخی تصمیمها از خود بحران آسیب زنندهترند.

در این سری از مقالات که به دو صورت متنی و صوتی در کانال (بله، روبیکا و اسمشو نبر) و ویرگول درحال برگذاری است، سعی شده تا به کسب و کارها و متخصین برای عبور از بحران و بقایی سازنده کمک شود. این متن اولین قسمت از دوره بقا در بحران است.
تغییر رفتار مصرف کننده تقریبا کمی قبل از شروع بحران آغاز میشود و هنگام بروز بحران به اوج خود میرسد؛ تغییر آرام آرام همگانی میشود.
انسان:
کمتر ریسک میکند.
کمتر اعتماد میکند.
کمتر به آینده مطمئن هست.
و مهمتر از همه، افق زمانی ذهنش کوتاهتر میشود.
در شرایط عادی، شاید یک مشتری برای شش ماه یا یک سال آینده برنامهریزی کند؛ اما در بحران، خیلیها فقط میخواهند «این هفته» را رد کنند و دقیقاً همینجاست که بسیاری از کسبوکارها اولین اشتباه بزرگشان را مرتکب میشوند:
آنها فکر میکنند بحران فقط برای مشتری اتفاق افتاده، نه برای ذهن خودشان.
واقعیت این است که بحران، تصمیمگیری همه را مختل میکند؛ از مصرفکننده گرفته تا مدیر کسبوکار.
در روانشناسی رفتاری، مفهومی وجود دارد به نام “Scarcity Mindset” یا ذهنیت کمبود.
زمانی که انسان احساس ناامنی یا کمبود میکند، مغز به سمت تصمیمهای کوتاهمدت و هیجانی حرکت میکند.
یعنی چه؟
یعنی حتی مدیرهای منطقی هم ممکن است در بحران:
ناگهانی تبلیغات را قطع کنند
تخفیفهای شدید بدهند
قیمتها را بیمنطق تغییر دهند
کیفیت را قربانی بقا کنند
یا ارتباطشان را با مخاطب قطع کنند
این تصمیمها معمولاً از ترس میآیند، نه از استراتژی.
در بحران اقتصادی لبنان، بسیاری از برندهای کوچک برای حفظ فروش، شروع به تخفیفهای سنگین کردند.
در کوتاهمدت شاید فروش کمی بیشتر شد، اما در بلندمدت حاشیه سود از بین رفت و مشتری به قیمت پایین عادت کرد.
در آرژانتین هم، طی دورههای تورم شدید، بسیاری از کسبوکارها بهجای ساخت اعتماد، وارد رقابت فرسایشی قیمت شدند؛
نتیجه؟
برندهایی که سالها برای اعتبارشان زمان گذاشته بودند، آرامآرام تبدیل شدند به «فقط یک فروشنده ارزانتر».
بحران یک ویژگی مهم دارد:
بحران حافظهی بازار را پاک نمیکند. مردم یادشان میماند چه برندی:
ناپدید شد
سوءاستفاده کرد
فقط فروخت
یا برعکس، منطقی و قابل اعتماد باقی ماند
یکی دیگر از اشتباهات رایج، سکوت کامل است.
بعضی برندها در بحران کاملاً ناپدید میشوند؛ نه محتوا، نه ارتباط، نه توضیح، نه حضور. دلیلش هم قابل درک است:
ترس از واکنش منفی.
اما مشکل اینجاست که بازار، سکوت طولانی را معمولاً اینطور تفسیر میکند:
«این برند یا از کنترل خارج شده، یا دیگر اهمیتی نمیدهد.»
در دوران کرونا، بسیاری از برندها مجبور شدند مدل ارتباطی خود را تغییر دهند. برندهایی که سریعتر با فضای روانی جامعه تطبیق پیدا کردند، اعتماد بیشتری حفظ کردند. مثلاً بعضی رستورانها و کافهها بهجای تبلیغات تهاجمی، شروع کردند به:
شفافسازی وضعیت
صحبت درباره سلامت کارکنان
تولید محتوای انسانیتر
و حفظ ارتباط حتی بدون فشار مستقیم برای خرید
در مقابل، برندهایی هم بودند که همچنان با همان لحن عادی و بیتفاوت تبلیغ میکردند؛ انگار هیچ بحرانی وجود ندارد و دقیقاً همانجا فاصله احساسی با مخاطب ایجاد شد.
یک اشتباه مهم دیگر هم وجود دارد:
تصمیمگیری بدون داده.
بحران باعث میشود همهچیز سریع تغییر کند:
رفتار خرید
نیازها
اولویتها
حتی ساعت آنلاین بودن مخاطب
اما بسیاری از کسبوکارها هنوز با فرضیات قدیمی تصمیم میگیرند.
در شرایط بیثبات، داده حتی از حالت عادی هم مهمتر میشود. نه لزوماً دادههای پیچیده و بزرگ؛ گاهی سادهترین دادهها حیاتیتریناند:
مشتری دقیقاً چه میخواهد؟
چه چیزی کمتر خریده میشود؟
مردم درباره چه چیزی بیشتر سؤال میپرسند؟
کدام محتوا بیشتر ذخیره میشود؟
مخاطب از چه چیزی میترسد؟
بحران فقط یک تهدید نیست؛ یک دستگاه آشکارکننده هم هست.
خیلی از ضعفهایی که در دوران عادی پنهان بودند، در بحران ناگهان دیده میشوند:
وابستگی شدید به تبلیغات
نداشتن هویت برند
نبود اعتماد واقعی
نداشتن جامعه مخاطب
وابستگی کامل به تخفیف
و تصمیمگیری احساسی
اما در همین شرایط، بعضی برندها قویتر میشوند.
نه چون بحران را دوست دارند؛ بلکه چون آرامتر تصمیم میگیرند.
شاید مهمترین مهارت در بحران همین باشد:
اینکه بین «واکنش» و «تصمیم» فاصله ایجاد کنیم، چون بحران همیشه بخشی از بازار خواهد بود.
اما چیزی که آینده یک برند را مشخص میکند، فقط خود بحران نیست؛ نوع واکنش به آن است.
در بحران، بسیاری از کسبوکارها قبل از اینکه توسط شرایط ضربه بخورند، توسط تصمیمهای هیجانی خودشان آسیب میبینند.
بحران معمولاً باعث میشود:
افق زمانی کوتاهتر شود
ترس بیشتر شود
و تصمیمها احساسیتر شوند
اما دقیقاً در همین شرایط است که تفاوت برندها مشخص میشود.
بعضیها:
ارتباط را قطع میکنند
وارد جنگ قیمت میشوند
اعتماد را قربانی فروش میکنند
و بعضی دیگر:
آرامتر تحلیل میکنند
ارتباط را حفظ میکنند
و سعی میکنند حتی در نااطمینانی، قابل اعتماد باقی بمانند
بحران حافظه بازار را پاک نمیکند. رفتار برندها در روزهای سخت، معمولاً بیشتر از روزهای عادی در ذهن آدمها میماند.
Daniel Kahneman — Thinking, Fast and Slow
Sendhil Mullainathan & Eldar Shafir — Scarcity
Harvard Business Review — How Brands Can Survive During Crisis
McKinsey — Consumer Sentiment Duri ng Economic Uncertainty
مطالعات رفتار مصرفکننده در بحران کرونا
نمونههای اقتصادی لبنان و آرژانتین در دورههای تورم شدید
تحقیقات مربوط به Brand Trust During Crisis