ویرگول
ورودثبت نام
Asefeh
Asefehمن آصفه صادقی اسفهلانی هستم فارغ التحصیل دکترا مطالعات فیلم و تلویزیون. حوزه پژوهشی ام تاریخ سینمای دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی است. اینجا بیشتر درباره سینمای روز می نویسم.
Asefeh
Asefeh
خواندن ۸ دقیقه·۷ روز پیش

بحران مالی صنعت سینما و چند پرسش

چرا سینما نمی رویم؟
چرا سینما نمی رویم؟

سخنگوی شورایعالی تهیه کنندگان سینما  روز چهارشنبه 17 دی ماه در مصاحبه ای با ایسنا اذعان کرد که سینما دچار بحران مالی عمیقی است، نه فقط به خاطر افت هفتاد درصدی فروش گیشه (متاثرازحوادث واعتراضات خیابانی اخیر)، بلکه عمدتا به خاطر شیب تند هزینه های تولید. وی اشاره کرد که فیلم مستقل و در حد استاندارد تا حدود 40 میلیارد تومان هزینه می برد اما با توجه به تورم و هزینه تبلیغات برای اکران می بایست در حدود 150 میلیارد فروش داشته باشد تا سرمایه اولیه برگشت داده بشود و جز تعداد معدودی فیلم، سایر تولیدات توانایی رسیدن به چنین فروشی را ندارند . به این ترتیب تولید در محاق به سر برده و بحرانی را تجربه می کند. تردیدی نیست که ابرتورمی که در جریان است بر روی تولیدات سینمایی هم تاثیر گذاشته. اولین نتیجه ای که سخنگوی محترم به آن اشاره کرد این است که تهیه کنندگانی که با تولید و فروش فیلم درآمد کسب می کنند و همان سود را در تولید فیلم بعدی به کار می گیرند به حاشیه رانده شده اند و تهیه کنندگان و سرمایه گذارانی که سرمایه تولید را از کانال های دیگر مالی وارد صنعت سینما می کنند در این حوزه باقی مانده و مشغول به کار اند. به طبع چنین وضعیتی روی کیفیت تولید اثرگذار است چرا که سرمایه گذار نه به استاندارد تولیدکننده چندان اهمیتی می دهد و نه به ذاعقه مخاطب تا بر اساس آنها تولید را ادامه دهد.

مشکل اصلی تولید فیلم چیست؟
مشکل اصلی تولید فیلم چیست؟

برای چنین شرایطی چه راه حل هایی وجود دارد؟

 متاسفانه راه حل هایی که سخنگوی محترم به آنها اشاره می کند چندان مناسب به نظر نمی رسند. مثل این که بودجه بندی دولتی برای سینما بحران مالی عمیق این صنعت را در نظر نمی گیرد و دراین میان از بودجه کمک به سینمای مستقل -بخوانید سینمای خصوصی- کم شده و بیست درصد به بودجه صدا و سیما اضافه شده و این جابه جایی ظلم به بخش خصوصی محسوب میشود.

مایلم در این باره به چند نکته اشاره کنم؛

اول این که بر فرض محال که دولت در بودجه بندی کمک مالی شایان توجهی را برای بخش خصوصی سینما لحاظ کند شاید در ظاهر رونق مختصر و کوتاه مدتی به تولید ببخشد اما در درازمدت به عمیق تر شدن بحران می انجامد چرا که کمک مالی به معنای افزایش تورم درین حوزه است وهزینه های تولید را حتا بالاتر هم می برد. چرا که همه دست اندکاران تولید فیلم با عنایت به این کمک مالی دولت، طالب دستمزدی متناسب با ابر تورم روز می شوند و این یعنی بالاتر رفتن هزینه ها و سخت تر شدن تولید.

دوم این که در اظهارات سخنگوی محترم به تبع شرایط روز و هژمونی حاکم، صدا و سیما در مقابل بخش خصوصی گذاشته میشود گویی که این دو رقیب یکدیگر هستند. در حالی که این صورت بندی تناسبی با واقعیت حاکم بر شرایط ندارد. صداوسیما در ظاهر دولتی است اما تا جایی که من پی گیری کرده و اطلاع دارم غیر از اتاق خبر و وابسته های آن، سایر تولیدات درصدا و سیما برون سپاری می شود. به این معنی که کلیه مراحل تولید اعم از فیلمنامه، فیلم برداری، طراحی و اجرای صحنه، گریم، لباس، دکور، تیتراژ، لوگو و غیره  همگی به شرکت های خصوصی کوچک آشنا و مرتبط با صداو سیما سپرده میشود که بیرون از مقررات مصوب وزارت کار برای استخدام دولتی فعالیت می کنند و جزو بخش خصوصی تلقی می شوند. یعنی این که مثلا افراد در این شرکت ها استخدام مادام العمر نمی شوند، بیمه ندارند، حقوق بازنشستگی ندارند، مرخصی تعطیلات، مرخصی بیماری با حقوق ندارند و وقتی پای قرارداد وسط می آید قوانین حاکم برقراردادشان، زیرمجموعه ای از قوانین بخش خصوصی است.

به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که صدا و سیما در عملکرد میدانی و در مراحل تولید جزو لاینفک بخش خصوصی محسوب میشود که فقط کارفرمای دولتی دارد و دولت به مثابه یک ابر شرکت بزرگ خصوصی عمل می کند. آفت بزرگی که در شوروی سابق هم حاکم شد و یکی از دلایل اصلی ورشکستگی اقتصادی آن به شمار می رفت.

جدا ازین مسئله باید در نظر گرفت که در همه کشورهای دنیا – البته به جزآمریکا – دولت بودجه بزرگی را به کانال های رسانه ای خود تخصیص می دهد، اگر کمی درباره بی بی سی جستجو کنید متوجه می شوید که آنجا هم بودجه بی بی سی همیشه بیشتر از کمک مالی به بخش خصوصی است و البته هم که بی بی سی از همین آفت صدا و سیما صدمه می بیند چرا که تولید در سطح خرد همواره برون سپاری می شود و عملا قوانین و عرف بخش خصوصی بر آن حاکم است و به همین دلیل منتقدان در سالهای اخیر به این نهاد ایراد گرفته اند که از مالیات مردم انگلیس تغذیه می کند اما خواست ها، نگرش ها و مشکلات و مسائل همه مردم را پوشش نمی دهد و رسانه ی بورژوازی حاکم است نه مردمی که با هشت ساعت کار در روز و مالیات خود آن را سرپا نگه می دارند.

بازگردیم به سوال اصلی و این که راه حل این شرایط چه می تواند باشد؟

من هم جسارت نمی کنم برای بحران فعلی سینمای ایران راه حل دقیقی ارائه کنم چرا که از ساز و کار آن به دور هستم و خبرها را از طریق رسانه ها دنبال می کنم و هرگونه اظهارنظری درین باره کلی و محدود به اطلاع رسانی قطره ای رسانه هاست. اما به عنوان یک دانش آموخته دکترا مطالعات فیلم و تلویزیون می توانم پیشنهاداتی از همین دور ارائه کنم. مثل این که بخش خصوصی  به جای تکیه کردن بر مدل تولیدی که تاکنون در پیش گرفته، مدل دیگری را اجرا کند و خطرات و ریسک اشکال تازه ی تولید را برای بقای خود بپذیرد. سابق بر این در دهه شصت تعاونی ها فعال بودند که امروزه جای اندکی در مراحل  و شکل گیری فرم تولید دارند، از ویژگی خاص تعاونی های آن است که سود و زیان را میان اعضا تقسیم می کنند و به این ترتیب با عدم استقبال در گیشه یک شرکت نابود نمی شود و موفقیت شرکت دیگر موقتی و محدود نیست. اعضای تعاونی رقیب مالی یکدیگر نیستند و برای خارج کردن دیگری از میدان تولید فعالیت نمی کنند بلکه همکار و حامی یکدیگرند. اساسا تفکرحاکم بر ارزش سود و موفقیت در این صنعت می بایست تکانی بخورد تا سینما از بحران مالی امروز خارج شود.

اما اگر تغییری در روشهای حاکم اعمال نشود، سینما به چه صورتی درخواهد آمد؟

صنعت تولید رسانه ای از جمله در سینما متاثر از تحولات جهانی خصوصا پیشرفت های تکنولوژیک در این حوزه است. نگاه کنیم ببینیم در دنیا درین صنعت چه اتفاقی می افتد تا تاثیرات تدریجی آن بر روی تولید ایرانی را کمابیش تصور کنیم.

در این حوزه هوش مصنوعی هر روز بیش از گذشته قدرتمند می شود و به کارگیری آن به صورتی است که به شکل رقیب منابع انسانی درآمده است. اعتراضات به حق اتحادیه های فیلم نامه نویسان آمریکایی در چندین سال گذشته نسبت به کارگیری هوش مصنوعی در این حوزه نشان میدهد که تکنولوزی هوش مصنوعی به سمت کمک به عامل انسانی حرکت نمی کند بلکه در جهت جای گزین شدن عامل انسانی حرکت می کند. گفته می شود که در آینده ای نه چندان دور هوش مصنوعی با دسترسی به منابع بزرگ اطلاعاتی که از افراد و تولیدات رسانه ای به دست می آورد ( عمدتا به شکل فراقانونی، با تعدی به حریم شخصی و بدون اجازه اشخاص) نقش پررنگی در تولید خواهد داشت و به این ترتیب هزینه های تولید را پایین خواهد آورد. به این ترتیب می توان حدس زد که مقابله با تورم در همه سطوح (فیلم نامه نویسی، کارگردانی، فیلمبرداری، صدابرداری، گریم، دکور، جلوه های ویژه و غیره) به شکل دگرگونی ارزش ها و ساختارها در روابط انسانی تولید اتفاق نیافتد، بلکه با جایگزین کردن کم هزینه و بی دردسر هوش مصنوعی به جای هنرمند وتولیدکننده انسانی، تولید فیلم با هزینه کمترادامه می یابد و این راه حل به صورت موقتی صنعت نیمه جان رسانه ای از جمله سینما را سرپا نگه خواهد داشت. آیا هوش مصنوعی با غارت داده های انسانی، محصولات سینمایی بهتری تولید خواهد کرد؟ آیا به آفرینش ارزش های تازه، فرم های بیانی جدید و پیوند زدن میان گروه های اجتماعی، بیان های تازه ای را رقم خواهد زد؟

سینما از زمان اختراع تا به امروز نقش مهمی در تحولات اجتماعی و فرهنگی ملتها بازی کرده است. امروزه در مطالعات سینمایی این یک اصل پذیرفته است که فیلم حد آگاهی جمعی را می تواند بسازد، تبیین و تعیین کند. کاری که سابقا توسط داستان و رمان انجام می شد، امروزه پرچم آن به دست سینما افتاده است. آیا سینمایی که هوش مصنوعی آن را  هدایت و تولید می کند، می تواند آگاهی جمعی ما را به گونه ای که به سود جامعه انسانی باشد شکل ببخشد؟ آیا به انسانها در قوام و بقای زندگی خلاقانه و بامعنا یاری خواهد رساند؟

با وجود همه خوش بینی ها نمی توان در این باره چندان امیدوار بود، تکنولوژی که به خاطر یاری رساندن به بحران های مالی بزرگ و برای کاهش هزینه ها پیشرفت کرده، اساسا هدف دیگری را به عنوان غایت خود دنبال می کند که آن سودآوری صرف نظر از هزینه های انسانی و اخلاقی است. تکنولوژی که صرفا بر اساس الگوریتم ها عمل می کند چرا باید خواسته های معنوی، انسانی و گروهی را اولویت خود قرار دهد؟ میل به بی نهایت، میل به خیر، میل به آنچه که هنوز در زبان پدید نیامده واقعا در کجای دانش الگوریتمی ما تعریف شده است؟ آیا از تکنولوژی که سودمحوری اساس آن است می توان انتظار روی کرد اخلاق گرایانه نسبت به بقای دستاوردهای بشری را توقع داشت؟ اگر که نه، پس چه راه حل هایی وجود دارد؟

اینها سوالاتی است که در آینده ای نه چندان دور روشن خواهد شد ...

صنعت سینماهوش مصنوعی
۱
۳
Asefeh
Asefeh
من آصفه صادقی اسفهلانی هستم فارغ التحصیل دکترا مطالعات فیلم و تلویزیون. حوزه پژوهشی ام تاریخ سینمای دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی است. اینجا بیشتر درباره سینمای روز می نویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید