سفرنامه سوریه - قسمت هجدهم

بعد ازديدن اون مكان راهي شهرزيباي حلب شديم ... و اولين مقصد هم قلعه مشهور حلب بالاي يه تپه عظيم بود و بيشتر ديوارهاي بنا باقي مونده بود وداخلش ساختمانهاي درست وحسابي نمونده بود ...

ولي تاريخ مهم تراز هرساختماني هست و نقش تارخي اين مكان در تاريخ جنگ هاي صليبي و خلافت هاي مسلمانان مهم بود و دركل تاريخ حياتش ، شهر وگذرگاه مهمي درخاورميانه محسوب شده

بعدش به سمت بازار قديمي حلب رفتيم و دم دربش توريست هايي ازايتاليا هم بودن وما ازچند دختر زيباي سوري در مورد مكان و نحوه رفتن سوال كرديم و ديدم انگليسي رو بسيار روان و فصيح صحبت ميكردن و حس كردم ازلحاظ فرهنگي با دنياي خارج ارتباط بيشتري نسبت به ماها دارن ...

گشت وگذارمون توي بازارخيلي سريع بود ، چون وقت محدود بود وبايد برميگشتيم دمشق ... حلبي كه اونروز ديدم وحلبي كه امروز هست ... دنيا دنيا تفاوت ... جمعيت سه ميليون نفريش به يك دهم تقليل پيداكرده و عرصه تاخت و تاز همه شده ، حكومت مركزي که با کمک ایران و روسیه با وحوش داعش و تروريست هاي اجير شده ازطرف امريكا ، تجهيز شده با پول هاي قطر، عربستان و ديگر اعراب و پشتيباني شده توسط تركيه و اسرائيل ... میجنگن

ومردماني كه كشته شدن ، به اسارت كشيده شدن ، آواره شدن ، تحقيرشدن و عزتشون لگدمال شد و آرزوهاشون نابود ... وباتمام وجود آرزو دارم بازم به اين شهربرم ...