چین - سفرسوم - قسمت سوم

بعد از خروج از فرودگاه دیدم یکی اومده دنبالمون ... چه خوب ، چه هتل خوبی هم برامون رزرو کرده بود ، جين جيان تاور ، توی منطقه شيك پوشي و جايي توی مراکز خرید ! بر عکس هتل سفر قبلیم این هتل واقعا خوب بود ، توی لابی هتل هم پر بود از عکس های شخصیت های برجسته سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی که مهمان این هتل بودن و يك تابلو معروف وبزرگ از امضاهاشون ... شیراک ، کوفی عنان ، جورج بوش پدر ، فیدل کاستروی دیوانه ، هلموت کهل و ... چیزی حدود ١٠٠یا ١٥٠ شخصیت ...

توی اتاق رفتیم دوش گرفتیم ولی باز هم این بی خوابی لعنتی سفر ... گفتیم بریم ببینیم شانگهای چه رقم نایت لایفی داره ؟ کنار هتل چند تایی کلاب بود ، کنارخیابون یه سری جوون آواز میخوندن ... یه کچل هم مست کرده بود ... توی پیاد رو دارز کشیده بود و بلند بلند آواز میخوند ... باهاش بابای کردم نیشش باز شد و بابای کرد ... رفتیم تو و حدود نیم ساعتی اونجا بودیم ... سر و صدای زیاد منو دیوانه میکنه ... چندتایی دخترک چینی اومدن کمی وراجی کردن ... دیدم کم کم داره خوابم میگیره و از خستگی هم دارم غش میکنم ... به ارس گفتم فلنگ رو ببندیم و بریم بخوابیم که فردا کلی کار داریم

August ۲ Shanghai

صبح هر کاری کردیم نتونستیم زود از خواب بیدار شیم ، بعد از خوردن مختصری صبحانه رفتیم یه گشتی توی این شهر غول آسا بزنیم ... بزرگترین شهر چین و هشتمین شهر بزرگ دنیا ... شهری که به زعم من ٥ درصد ثروت آسیا توی این شهر نهفته است ... بزرگترین مرکز ارتباط موتور تولید دنیا ، چین با دنیای خارج ... شانگهای به چینی یعنی برفراز دریا ... و با اون برجها و آسمان خراشهای سربه فلک کشیده اش در کنار اقیانوس آرام همخوانی داره ... این شهر دو بخش جدید و قدیم یا به عبارتی شرقی غربی داره به نامهای پودونگ و پوشی ... پودونگ زیبایی های معماری جدید خاص خودش رو داره و پوشی هم جذابیتهای تاریخی و معماری قدیمی فوق العاده .. شانگهای حدود ١٨ میلیون جمعیت داره وخیلی شلوغه وترافیکی مثل تهران داره ... خیابونها با عرض کم و ناصاف ، بر خلاف پکن ولی راننده های مارپیچ رونده تهرانی خیلی نداره واین کار رو آسان میکنه