چرنوبیل و درگیری های ذهنی من


در این متن قرار نیست چیزی در مورد اتفاق تلخ چرنوبیل نوشته بشه! مثلا ساعت 1 و 23 دقیقه نیمه شب سال 1986 بود و ... تنها دوست دارم ماحصل تحقیقاتم و منابع جالب و وسوسه انگیز در مورد این قضیه رو براتون بگم.

فکر میکنم الان از هر ده ایرانی حداقل هشت نفر سریال چرنوبیل رو دیده و دو نفر باقیمانده هم فعلا وقت نکردن ببینن! پس مستقیم بریم سر اصل جنس.

مثل همیشه خوره دانلود سریال "داستان ندیمه" به محض قرارگیری رو سایت بودم که چشمم خورد به یه کاور باحال! اسم سریال چرنوبیل بود. گفتم جهنم و ضررِ ترافیکِ اینترنت بزار دانلود کنیم ببینیم این دیگه چیه! قسمت اول رو دیدم و زیاد به دلم نشست. راستش خسته کننده بود برام! چن وقت بعد توی یه جمع دوستانه شنیدم که لگاریتمی داره توی IMDB امتیاز جمع میکنه! منم حریص! سریعا دیدن سریال رو آوردم توی اولویت هام . قبلا جسته و گریخته ازش شنیده بودم و یک مطلبی اینجا از چرنوبیل خونده بودم اما دیدن کی بُود مانند شنیدن...

با تموم شدن سریال ، شاخک های منم تیز شد که اطلاعات بیشتری جمع کنم برای همین شخم زدن سایت های فارسی رو شروع کردم و به مطالب زیر رسیدم که پیشنهاد میکنم اگه حوصله دارید حتما بخونید از خوندن کسی چیزی از دست نداده در ضمن توی این مطالب بعضی از مغایرت های سریال با داستان واقعی رو گفته که دونستنش خیلی جالب و هیجان انگیزه . دستِ بچه های سایت روزیاتو درد نکنه که خیلی خوب روی این مطالب کار کردند.

واقعیت های جالب مینی سریال چرنوبیل 1

واقعیت های جالب مینی سریال چرنوبیل2

واقعیت های جالب مینی سریال چرنوبیل 3

بعد از تموم شدن این مطالعات رفتم سراغ پادکست انگلیسی داستان! که از اینجا میتونید گوش بدید. البته از خدا که پنهون نیست از بنده خدا هم پنهون نباشه چیز زیادی از شنیدنش حاصلم نشد !! :)))

توی این حین و بین بودم که یکی از دوستان زحمت کشید کتاب "صداهایی از چرنوبیل" رو هم برای ما هدیه آورد! و بنده یاد جمله ی : هر آنچه که در جستن آنی، آنی افتادم !! کتاب رو خوردم !! و تقریبا یک هفته ای تمومش کردم. چن بُرش زیبا از کتاب رو اینجا براتون مینویسم.( البته این بُرش ها از نظر من زیباست! شاید از نظر شما اصلا هم زیبا نباشه :)

برش اول: چند بار ماجرای غرق شدن کشتی "تایتانیک" را تماشا کرده ام. این فیلم صحنه ای را در ذهنم تداعی میکند که به چشم دیده ام و در نخستین روزهای بعد از چرنوبیل تجربه کرده ام ... همه چیز مثل ماجرای تایتانیک بود و مردم رفتار مشابهی داشتند.

برش دوم: سوسیالیسم تلفیقی است از زندان و کودکستان... سوسیالیسم شوروی- انسان، روح، وجدان و قلب خود را در ازای دریافت جیره ای، تسلیم حکومت میکند و اینجا بستگی به شانس دارد که جیره ی بزرگی نصیبش شود یا کوچک.

برش سوم: از من سوال می پرسند چرا عکس های رنگی نمیگیری؟ اما اینجا چرنوبیل است... اینجا سیاه است... باقی رنگ ها محو شده اند...

برش چهارم: به نظر من قهرمان، پزشکی است که بی توجه به دستورات از بالا حقایق را به مردم میگوید. روزنامه نگار، کارشناس و ... اما مدیر مسئول در جلسه میگفت: یادتان باشد ما نه پزشک هستیم، نه معلم، نه کارشناس و نه حتی روزنامه نگار. ما فقط یک حرفه داریم: شوروی تباری!

برش پنجم: گورباچف گفت: رفقا، هموطنان، جایی برای نگرانی نیست، اوضاع تحت کنترل است... این فقط یک حریق ساده بوده و مردم در آنجا زندگی میکنند و مــــا باور کردیم.

این کتاب رو میتوانید با خیالی تخت و فوق العاده راحت از اینجا خرید کنید.

حالا بنده همه این مراحل رو گذروندم یک دفعه دیدم "به به" یه پادکست ایرانی هم خلاصه کتاب رو گفته و با یکی از مترجمین هم مصاحبه کرده که از اینجا میتونید گوش بدید!!

خلاصه کنم براتون که دیگه کل زندگیم شده بود چرنوبیل که گفتم این مطالب رو هم برای شما بنویسم و این داستان رو ببندم!!! در انتها هم دعوت میکنم عکس هایی از منطقه را در این لینک ببینید.

به امید روزی که هیچ گوشه ای از دنیا شاهد اتفاقاتی شبیه به چرنوبیل نباشیم که بخواهیم ازش سریال تولید کنیم و یا حتی مطلبی ازشون بخونیم!