دنیای انسانها با مطالعه کردن گسترش پیدا میکند. من هم روزی از روزهای نوجوانی ام ـ البته الآن هم سن زیادی ندارم ـ تصمیم گرفتم که دنیای اطراف خودم را بزرگتر کنم. شاید هم خواندن کتاب تنها راهی بود که میتوانستم بیشتر در تنهایی خودم به سر ببرم. ولی بعد از تقریبا پنج سال که الان بیست ساله شدم، احساس میکنم بیش از حد در دنیای تنهایی خودم به سر بردهام. چند وقت پیش، که فکر میکنم چند ماهی از آن گذشته است، به سرم زد که شروع به نوشتن کنم. روشهای مختلفی را تست کردم. از نوشتن روی دستمال کاغذی گرفته تا برگه A3، همه را امتحان کردم. ولی تمام اینها یک مشکل بزرگ داشتند. بایگانی کردن آنها به شدت سخت و دشوار بود. و از طرف دیگر من روش مناسبی را برای استفاده کردن از اینترنت نیافتم که در آن به سیستم هورمونی مغزم آسیب نزنم، قضیه دوپامین و اینها که امروزه همه جا مطرح میشود. تا اینکه از طریق فیدیبو و طاقچه عزیز، که چقدر بابت کم کردن سختیهای خرید کتاب بهشان مدیونم، با فضای وبلاگی ویرگول آشنا شدم. بعد به مرور زمان متوجه شدم که چه قدر این فضا میتواند بستر مناسبی برای به اشتراک گذاری ایدهها و اندیشهها باشد. به همین خاطر ترغیب شدم که این حساب را بسازم و شروع به نوشتن کنم. همینجا از ویرگول تشکر میکنم که این مقدار به ما فضای در دسترس و آسان داده است تا بتوانیم خودمان را با دیگران در علممان شریک کنیم.
من کیستم؟؟؟
من خودم را به آدمهایی که در فضای مجازی با من در ارتباط هستند، « مربع » معرفی میکنم. علتش هم این است که این اولین جملهای است که من برای رمان اولی که نوشتم استفاده کردم؛
« برای اینکه بتوانی یه مکعب سه بعدی باشی، اول باید مربع بودن را یاد بگیری».
من هنوز یک مربع هستم. کسی که دنبال مسیر مکعب شدن است. اما هرگز و هیچ وقت دوست نداشتم که به تنهایی به مسیرم ادامه بدهم. جمله معروفی هست که میگوید:« اگر میخواهی سریع برسی، تنها برو ولی اگر میخواهی به مقصد دوری بروی باید با یک همراه بروی». من هم مسیر مکعب شدن را کوتاه نمیپندارم. به همین خاطر دوست دارم که در این مسیر تمام تجربیاتم را با شما به اشتراک بگذارم. هرچند که در مسیرهایی که پا میگذارم موفق عمل نکنم. امیدوارم که انگیزهای باشد برای شما تا کارهای مختلف را امتحان کنید و تجربیاتتان را با دیگران به اشتراک بگذارید.
چرا اینجا هستم؟؟؟
به خاطر اینکه میخواهم مطالبی که میآموزم را با شما به اشتراک بگذارم. همانطور که در پاراگراف قبلی خشت زدم.
امیدوارم که مثمر ثمر واقع شود.
این کثافت باید تمام شود............................
