اگر قراره کاری رو انجام بدین و انتظار دارین که از انجام اون کار به نتیجه ای هم برسین باید اون کار رو هر روز انجام بدین. این و میگم چون این کار یه جورایی راه میانبر رسیدن به هرچیزی هست. میانبر. میانبر اینه که اگر میخوای به چیزی برسی یا چیزی رو تغییر بدی باید هر روز اون و انجام بدی. کاری به کم و زیادش ندارم. فقط یه چیز برام مهم. اینکه هر روز انجامش بدی. کم یا زیادش خیلی مهم نیست اگر هر روز انجامش بدی. میانبر زدن به هدفت یا چیزی که میخوای اولین شرطش اینه که هر روز انجامش بدی. حتی اگر هر روز ۵ دقیقه انجامش بدی. حتی اگر ۶ ماه هر روز فقط ۵ دقیقه انجامش بدی میانبر زدی به هدفت. خودت که نمیفهمی ولی من دارم بهت میگم خیلی سریع داری حرکت میکنی اگر ۶ ماه هر روز ۵ دقیقه واسه خودت یا هدفت وقت گذاشتی. خیلی سریعتر از دیگران. این ۵ دقیقه آجرهای خونه ات هستن. نه اینکه تو مثل یک خونه هستی و عادت هات تو رو میسازن. نهههه! ساده تر از این. این ۵ دقیقه ها واقعا آجرهای خونه ات هستن. یعنی با ادامه دادن این مسیر یه روز میرسه یه خونه میخری یا میری تو یه خونه و به آجرهاش, به دیوارهاش نگاه میکنی و توی اونا اون ۵ دقیقه هایی رو میبینی که هر روز انجام دادی. به آجرها نگاه میکنی, به دیوارها, به سرپناهی که برای خودت و خانواده ات فراهم کردی و توی سلول های اون خونه اون سرپناه اون بیزنسن اون نقطه ی آسایش که دیگه قرار نیست کسی اون و از تو بگیره, تیکه ها کوتاهی از زندگیت رو میبینی که جا نزدی. ۵ دقیقه هایی که هرکدوم خیلی واضح بر خلاف لحظه های دیگه زندگی, توی ذهنت ثبت شدن. انگار که اون لحظه های کوتاه حالا جمع شدن و دارن از تو بابت اینکه زندیگیشون کردی و بیخیالشون نشدی ازت تشکر میکنن.
توی زندگیم کم پیش اومده بود که آخر سال به خودم افتخار کنم یا حس خوبی نسبت به سالی که گذشت داشته باشم. بیشتر اینجوری بود که " خوب امسالم نشد ولی سال بعد انشاالله میشه" . خوب سال بعدم مثل همین سال. امسال ولی حس خوبی دارم. امسال کلی کار انجام دادم که لازم نیست سال بعد دوباره بخوام انجامشون بدم یا نگران انجام ندادنشون باشم. امسال من بزرگش شدم. امسال خودم به کسی و چیزی که میخواستم نزدیکتر کردم. نزدیکتر. فقط همین. به هیچکدوم از چیزهایی که اول سال میخواستم نرسیدم. هیچکدوم. ولی به همشون نزدیکتر شدم. از خودم ممنونم. ممنونم که تونستم حس پیشرفت رو به تنهایی توی خودم دوباره زنده کنم. ممنونم که حتی روزهایی که ۵ دقیقه هام هیچ معنایی جز یک حرکت احمقانه و پوچ نداشت جا نزدم. ممنونم که امسال و به سال بعد موکول نکردم. چون میدونم که سال بعد هم با خودش چالش ها و کارهای جدیدی میاره که اونا هم باید همون روز و سال انجام شه.
احساس میکنم کتاب زندگی رو تازه باز کردم. نو شدن سال هیچ چیز تاره ای برام نداره. فقط برای لحظه ای میایستی و نگاه میکنی به جایی که پارسال همین موقع بودی . به ۲۹ اسفند سال پیش. اون لحظه چه حسی داری؟ حس خوبی دارم. احساس میکنم اگر همین ۵ دقیقه هارو همینجوری ادامه بدم به خیلی چیزها میتونم برسم. احساس میکنم سرعت پیشرفتم زیاده. ! . چه جمله عجیبی. منی که نمیدونستم با زندگیم چیکار کنم! منی که نمیدونستم از کجا شروع کنم! منی که ناامید بودم و احساس میکردم نمیتونم به هیچ چیز توی زندگی برسم, الان نوشتم: " احساس میکنم سرعت رشد و پیشرفتم زیاده! "
زندگی واقعا چیز عجیبیه.
نوشتم از خودم ممنونم در حالی که یادمه چطور با کلمات خودم, خودم رو به بدترین حالت ممکن خطاب میکردم. اسمم رو گذاشته بودم "بازنده" ! قبلا کلماتم قدرت تشکر و تقدیر از من رو نداشت. کلماتم رنگ نداشت و فقط توصیفی غم انگیز از زندگی ای بود که به بیهودگی سپری میشد. کلماتم شرمنده بودن. کلماتم یه توصیف دردناک از زندگی ای بود که زندگی نشده بود.
زندگی واقعا چیز عجیبیه.
ادامه بدی برادر.
ps:همین الان خبر فوت برادر یکی از دوستانم و بهم دادن. خارج زندگی میکرد. زندگی خوبی داشت و توی تمام عکس هاش هم میخندید. به مشکلاتی خرده بود و پریروز تصمیم گرفته بود به زندگیش پایان بده. اگر من که فقط دوستش هستم و برادر رو هم دورادور میشناختم اینجور بهم شک وارد شده ببین پدر و مادر و خانواده اش توی چه شکی هستن. خواهش میکنم با اطرافیانتون صحبت کنید. خواهش میکنم شرم رو در خودتون انباشت نکنین. ما همه مشکلات کوچیک و بزرگ داریم. هممون. به مشکلات هم نخندیم تا آدم ها از اینکه احساستشون رو به زبون بیارند شرمنده نشن. خواهش میکنم با کسی صحبت کنید. حتی اگر شده با یک رهگذر. حرف بزنین و اجازه ندین غم در شما تلنبار بشه. واقعا نمیدونم چی باید بگم...ناراحتم. نبود یک فرد در خانواده و ضربه هولناکی هست. جنسش چیزی بیشتر از غم هست. دریایی سیاه که سال ها میتونه تورو در خودش غرق کن.
مراقب خودتون باشین.