ویرگول
ورودثبت نام
عطا
عطا
عطا
عطا
خواندن ۴ دقیقه·۸ ماه پیش

گذر از دشت پر از خون

کیرم تو این زندگی
کیرم تو این زندگی


هرچقدرم که ناشناش باشی بازم نمیشه درباره بعضی چیزها صخبت کرد. آدم نمیتونه به زبونشون بیاره. توی این مسائل آدم تنهاست. امیدوارم خودتون رو داشته باشین حداقل. مغزم بشدت درگیره. درگیر مسائلی که سال ها ازشون فرار کردم. نخواستم درگیرشون بشم. مسائل بیخود و خاله زنکی. آلان دو روزه که برگشتم خونه. شهر خودم. و از لحظه ورود با این موضوعات واقعا مزخرف و ک.ص شعر دست درگریبانم.

الانم از خود مسئله ای که به وجود اومده ناراحت نیستم. از اینکه درگیرش شدم و باید انرژی بزارم و سعی کنم خودم و بیشتر از این درگیرش نکنم و وقتی هم حرفش شد با آرامش تمتم و کمال رفتار کنم تا از اینی هم که هست بدتر نشه اذیتم میکن. از این ناراحتم که یه مدت باید این درد و تحمل کنم تا سمش کامل از بدنم خارج شه. اینم تجربه بود دیگه. ولی خوشم نمیاد از تجربه هایی که قبلا تجربه شون کردم ولی ازشون درس نگرفتم. خوشم نمیاد وقتی یه اتفاق بد بازم برام اتفاق میافته. خوشم نمیاد وقتی میبینم بازیچه ندونم کاری و افکار کودکانه یک آدم بالغ شدم. از خودم بدم میاد که بیش از خد صبر کردم. بیش از حد خوشبین بودم. اینا اتفاقات باعث میشه اعتمادم نسبت به خودم رو هم از دست بدم. انگاری که خودمم باورم میشه که حتما اسکولم که این اتفاق بازم برام تکرار شد. ولی خوب اینطوری ها هم نیست. باز خوبه ماها یه چیزایی میفهمیم. این روزا خیلی هارو میبینم که به نفهمیدنشون افتخار میکنن. انتخابشون همینه. دروغ چرا, بعضی وقت ها هم حسودیم میشه بهشون. ولی در کل حاضرم یه دست و پا نداشته باشم ولی خودم و به نفهمی نزنم. و برای خودم و دور و بری هام عذاب تولید نکنم. به هر حال...

آدم که نمیتونه وایسه و مدام از خودش بپرسه چرا اینطوری شد؟ چرا این عذاب نصیب من شد! نمیشه که وایسی و کاسه چه کنم چه کنم بگیری دستت. نمیشه. باید حرکت کرد. باید از روی جنازه ها عبور کرد. میدونم سخته. میدونم آدم دلش نمیاد. میدونم که حس ظالم بودن, سنگ دل بودن بهمون میده. ولی چاره ای نیست. اگر وایسیم چیزی عوض نمیشه. باید رد شد. باید چشمار و بست. باید از روی مرده ها رد شد. فقط واسه اینکه دیگه چشممون بهشون نیافته. جلوی نگاهممون نباشه. بره پشت سرمون. رد شیم و بزاریمشون پشت سر. فراموش که نمیشن. ولی چه بهتر که تکرار هم نشن. چه بهتر که آدم بعضی از دردهاش و بدون اینکه بخواد درمان کن, رها کن. شاید درمان توی همین رها کردن باشه. عوض اینکه بخوای همه چیز و درست کنی فقط عبور کنی. خیلی بی رحمانه. یه روز یه نفری بهم گفت آدم بعضی وقت ها باید بی رحم باشه. دلش از سنگ باشه. نه واسه اینکه آدم بدی هست. واسه اینکه خودش و اونقدری دوست داره که نخواد توی این غم و غصه تلف بشه. راست میگفت.
ولی بی رحم بودن کار راحتی برای من نیست. سخته برام بتونم دل کوچیکم رو راضی کنم بی رحم باشه. ولی این همون کاریه که باید انجام بدم. باید رد شم. بگذرم. فراموش کنم. لبخند بزنم و ادامه بدم. انگار هیچ کدوم از این اتفاقات اتفاق نیافتاده. میدونم که به این زودی ها رها نمیکنن منو ولی راه دیگه ای هم نیست. اگر بمونم میدونم که تلف میشم. از بین میرم. بی رحم میشم و بی رحم میمونم. من نمیخوام با بی رحمی زندگی کنم.

فقط میخوام زندگی کنم. بدون زنجیر. بدون ترس. بدون تزویر. بدون کینه. فقط رد شم. عبور کنم از زندگی. اگر دیدم جایی یه تل جنازه هست, بیش از اندازه واینستم و زاری نکنم. رد شم. حتی اگر مجبور باشم پا روی جنازه ها بزارم. من زنده ام. نباید خودم و به مردن بزنم. نباید مثل مرده ها رفتار کنم. نباید وایسم. اونا مردن, اونا حسی ندارن. اونا براشون فرقی نمیکن چه بلایی میخواد سرشون بیاد. نمیشه نجاتشون داد. کسی که مرده یا خودش و به مردن زده رو نمیشه زنده کرد. اگر بشه, راهش فقط و فقط اینه که با تمام توان زندگی کنی.

متاسفم. متاسفم که اونقدری عاقل نبودم که قبل از اینکه این بلا سرم بیاد خودم چاره ای براش بکنم. متاسفم که نتوستم اونقدری که باید شجاع باشم. به قول خودم, منم دفعه اولمه که زندگی میکنم و خیلی چیزها رو برای اولین باره که تجربه میکنم. پس حق میدم که اشتباه کنم. حق میدم که بترسم. حق میدم ترسم باعث شه واقعیت رو نبینم. خودم و میبخشم. نمیشه وایساد و گلایه کرد. باید رد شد. هیچ کس از فردا خبر نداره. فردا میتون کلی اتفاق قشنگ با خودش بیاره که دیگه حتی اتفاق های امروز به یادت هم نیاد. نمیخوام زندگیم و به خاطر هیچکس به تعویق بندازم. متاسفم اگر مجبورم قلب کسی رو بشکنم. امیدوارم از لای این زخم ها نور بزنه بیرون.

بی رحم بدودن وظیفه ای که فقط به دوش غمگین ترین افراد میسپارن. هیچ کس همراه فرد بی رحم نمیشه. ولی همه میدونن که یک نفر باید شجاعت این رو داشته باشه که اون کار رو انجام بده.

امیدوارم هیچوقت مجبور نیشین با بی رحمی به احساساتتون غلبه کنین. ولی اگر روزی هم مجبور به این کار شدین, براتون التیام ارزو میکنم.

از روی جنازه ها رد میشم.
من زنده ام.








بی رحم
۶
۵
عطا
عطا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید