چاپلوسی کن تا کار راه بیافته


این زخم رو همه خوردیم بی برو برگرد.

یکی از خصلت های انسان این هست که دوست داره ازش تعریف کنن و ازش لذت میبره و کوچیک و بزرگ نداره، خب همینجا کمی صبر کنیم چون خیلی ها از این خصلت سواستفاده میکنن.

یک نکته بگم که فرق چاپلوسی و تعریف رو همه میدونیم. شاید بگن که تعریف همون چاپلوسی هست، ولی این دوتا کاملا با هم فرق میکنن و من خودم طرفدار تعریف به جا هستم.

عادت ندارم چاپلوسی کسی رو بکنم، این چند وقت اخیر دیدم که بعضی ها حق من رو زیر پاشون گذاشتن و تصمیم کسی رو با چاپلوسی به نفع خودشون عوض کردن. شاید شما هم مثل من فکر کنید که، آره تو هم مثل بقیه باش تا کارهات جلو بره.

یا من مشکل دارم یا اینکه واقعا حق دارم که از این قضیه خوشم نیاد، با چاپلوسی الان خیلی ها پشت میزهایی نشستن که حق اونها نبوده و به جاهایی رسیدن که هیچ موقع به صورت عادی حتی فکرش رو هم نمیکردن.

اگر شما بودین چکار میکردید؟

چاپلوسی رئیس - همکار - مسئول بانک و ... رو میکردید که کار سریع تر جلو بره یا اعتراض میکردید؟

بله اعتراض، چون بعضی ها فکر میکنن دیگه این روش جز قواعد هست و همه باید این کار رو براشون انجام بدن.

حیف که نمیشه خیلی حرف ها رو بعضی جاها زد.

بخشی از جامعه ما شده واقعا مثل سریال پاورچین که مهران مدیری میرفت جلوی رییس ادارشون تا کمر خم میشد و...