ویرگول
ورودثبت نام
mh_nematollahi
mh_nematollahiطلبه | خبرنگار | کتاب‌باز | دوچرخه‌سوار | کوه‌نورد | دوست‌دار محیط زیست | میاید با هم بریم کافه یه گپ بزنیم؟
mh_nematollahi
mh_nematollahi
خواندن ۴ دقیقه·۱۱ روز پیش

جغرافیا به‌مثابه الهیات؛ واکاوی تطبیقی روایت محل تولد عیسی(ع) در قرآن کریم و عهد جدید

در مطالعه تطبیقی اسلام و مسیحیت، داستان تولد حضرت عیسی(ع) یکی از نقاط کانونی است که هم پیوندهای عمیق را نشان می‌دهد و هم تفاوت‌های روایی بنیادین را عیان می‌سازد. در این میان، محل تولد این پیامبر بزرگ الهی، نه تنها یک مسئله جغرافیایی، بلکه نمادی از الهیات، هویت مسیحایی و رویکردهای مختلف به تاریخ و وحی است.

قرآن و کتاب مقدس
قرآن و کتاب مقدس

روایت تولد عیسی(ع) در دو سنت اسلامی و مسیحی، اگرچه در اصلِ رخدادِ اعجازآمیز اشتراک دارند، اما در جزئیات روایی، به‌ویژه در مولفه «مکان»، دچار واگرایی معناداری می‌شوند.

یافته‌ها نشان می‌دهد که تأکید اناجیل (متی و لوقا) بر «بیت‌لحم»، تلاشی برای اثبات تحقق نبوت‌های عهد عتیق و مشروعیت‌بخشی به تبار داوودی عیسی است؛ حال آنکه سکوت قرآن درباره نام مکان و توصیف آن به «مکانی دور»، با هدف عبور از تاریخ‌نگاری قومی و تمرکز بر جنبه «آیتی» و جهان‌شمولِ معجزه صورت گرفته است.

در مطالعات پدیدارشناسی ادیان، مکان‌های مقدس صرفاً مختصات جغرافیایی نیستند، بلکه حاملان معنا و دال‌های الهیاتی محسوب می‌شوند. داستان تولد عیسی(ع) یکی از نقاط کانونی در گفتگوی میان اسلام و مسیحیت است. در حالی که هر دو دین بر تولد از باکره (Virgin Birth) اتفاق نظر دارند، بازنمایی «محل وقوع» این رخداد، بازتاب‌دهنده تفاوت‌های بنیادین در رویکرد این دو سنت به مفاهیمی چون «تاریخ»، «وحی» و «هویت مسیحایی» است.

تولد حضرت عیسی مسیح (ع)
تولد حضرت عیسی مسیح (ع)

روایت عهد جدید

در بررسی متون عهد جدید، مسئله مکان تولد با هویت موعود پیوند خورده است.

اناجیل متی و لوقا: بیت‌لحم و مشروعیت داوودی اناجیل متی و لوقا که رویکردی تبارشناسانه دارند، به صراحت «بیت‌لحم یهودیه» را زادگاه عیسی معرفی می‌کنند (متی ۲:۱). این تأکید، کارکردی فراتر از گزارش تاریخی دارد و در راستای «الهیاتِ تحقق» (Theology of Fulfillment) قابل تفسیر است. نویسندگان اناجیل با ارجاع به پیشگویی‌های عهد عتیق، به‌ویژه کتاب میکاه نبی (۵:۲)، می‌کوشند تا عیسی را همان پادشاه موعود از نسل داوود معرفی کنند که خاستگاهش «شهر داوود» (بیت‌لحم) است.

چالش‌های درون‌متنی و نقد تاریخی با این حال، اجماع کاملی در عهد جدید وجود ندارد. انجیل مرقس (قدیمی‌ترین انجیل) و انجیل یوحنا، اشارات صریحی به تولد در بیت‌لحم ندارند و بیشتر بر لقب «ناصری» تأکید می‌کنند. حتی در انجیل یوحنا (۷:۴۱-۴۲)، تردید یهودیان معاصر عیسی بازتاب یافته است که مسیح نمی‌تواند از جلیل (ناصره) بیاید، بلکه باید از بیت‌لحم باشد. این امر نشان می‌دهد که انتساب به بیت‌لحم ممکن است بیش از آنکه واقعیتی جغرافیایی باشد، یک ضرورت الهیاتی (Theological Necessity) برای اثبات مسیحایی بودن وی در برابر منتقدان یهودی بوده است.

تولد حضرت عیسی مسیح(ع)
تولد حضرت عیسی مسیح(ع)

روایت قرآن کریم

قرآن کریم در سوره‌های مریم و تحریم، روایتی از تولد عیسی(ع) ارائه می‌دهد که از منظر ساختارشناسی روایت، تفاوت ماهوی با اناجیل دارد.

سکوت جغرافیایی و تأکید بر «کیفیت» در قرآن، نام هیچ شهری (نه بیت‌لحم و نه ناصره) ذکر نشده است. تعبیر قرآن «مَکاناً قَصِیًّا» (مکانی دوردست) در سوره مریم (آیه ۲۲) است. این ابهام‌زدایی جغرافیایی عامدانه به نظر می‌رسد. قرآن با حذف جزئیات تاریخیِ زمان‌مند و مکان‌مند، توجه مخاطب را از «بستر تاریخی» به «اصل معجزه» معطوف می‌کند.

تنهایی و توکل توصیف قرآن از پناه بردن مریم(س) به تنه درخت خرما (سوره مریم، آیه ۲۳)، فضایی از انزوا و خلوت معنوی را ترسیم می‌کند. برخلاف روایت اناجیل که حضور یوسف نجار، چوپانان یا مغ‌های شرقی را به تصویر می‌کشند، روایت قرآنی بر رابطه بیواسطه بنده و خالق و «آیت بودن» این تولد تمرکز دارد. هدف روایت، اثبات تبار خونی نیست، بلکه نمایش قدرت خلقت الهی است.

مسجد و کلیسا
مسجد و کلیسا

تحلیل تطبیقی و دلالت‌شناسی

تاریخ نجات در برابر آیت جهانی رویکرد کتاب مقدس، عیسی را در محور «تاریخ نجات» قوم بنی‌اسرائیل قرار می‌دهد؛ لذا اتصال به جغرافیای مقدسِ یهود (بیت‌لحم) حیاتی است. در مقابل، قرآن عیسی را پیامبری اولوالعزم و متعلق به سلسله توحیدی ابراهیمی می‌داند، اما رسالت و معجزه تولد او را محدود به جغرافیای یهود نمی‌کند. او «نشانه‌ای برای جهانیان» (آیَةً لِلْعَالَمِینَ) است، نه صرفاً پادشاه یهود.

واکاوی لقب «ناصری» و «نصاری» یکی از نکات ظریف در این تطبیق، واژه‌شناسی القاب است. در حالی که اناجیل لقب «ناصری» را به شهر ناصره (محل پرورش عیسی) ارجاع می‌دهند، برخی پژوهشگران و زبان‌شناسان سامی، ریشه واژه قرآنی «نصاری» و حتی لقب ناصری را مرتبط با ریشه عبری «ناصح» یا «نصر» به معنای «حفظ کننده شریعت» یا «یاری‌کننده» می‌دانند (اشاره به آیه ۱۴ سوره مائده و حواریون که گفتند «نحن انصار الله»). این دیدگاه، هویت پیروان عیسی را نه بر اساس جغرافیا (اهل ناصره)، بلکه بر اساس کنش اعتقادی (یاری دین خدا) تعریف می‌کند.

نتیجه‌گیری

واکاوی تطبیقی محل تولد عیسی(ع) آشکار می‌سازد که تفاوت‌های موجود در قرآن و عهد جدید، گسست‌هایی تصادفی نیستند، بلکه برخاسته از دو پارادایم الهیاتی متفاوت‌اند.

عهد جدید از زبان «تاریخ و تحقق» بهره می‌برد تا عیسی را در بستر سنت یهودی مشروعیت بخشد؛ لذا به «جغرافیای بیت‌لحم» نیازمند است.

قرآن کریم از زبان «نشانه و اعجاز» بهره می‌برد تا عیسی را به عنوان کلمةالله و روح‌الله معرفی کند؛ لذا از قید مکان فراتر می‌رود.

بنابراین، این دو روایت را نباید لزوماً در تضاد تاریخی، بلکه باید به عنوان دو تفسیر مکمل از یک حقیقت قدسی نگریست که هر یک، جنبه‌ای از شخصیت چندوجهی عیسی مسیح(ع) را برجسته می‌سازند.

 

منابع و مآخذ:

  • قرآن کریم (سوره‌های مریم، آل‌عمران، تحریم، مائده).

  • عهد جدید (اناجیل متی، لوقا، مرقس، یوحنا و اعمال رسولان).

  • عهد عتیق (کتاب میکاه نبی).

·       کلیدواژه‌ها: الهیات تطبیقی، عیسی(ع)، قرآن کریم، عهد جدید، بیت‌لحم، نقد تاریخی.

محمد هاشم نعمت الهی

 

۲
۰
mh_nematollahi
mh_nematollahi
طلبه | خبرنگار | کتاب‌باز | دوچرخه‌سوار | کوه‌نورد | دوست‌دار محیط زیست | میاید با هم بریم کافه یه گپ بزنیم؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید