مسیحیت بهعنوان یکی از سه دین بزرگ ابراهیمی، ریشه در تعالیم حضرت عیسی مسیح (ع) دارد. اما نگاهها به او متفاوت است: برخی او را «پسر خدا» میدانند، برخی دیگر «پیامبر اولوالعزم»، گروهی او را «معلم اخلاق و عشق»، و عدهای نیز مسیحیت را پاسخی به امید مردم برای ظهور منجی در زمانهٔ رنج و ستم میشمارند.
جالب است بدانیم که واژهٔ «مسیحی» نخستین بار پس از صعود حضرت عیسی (ع) در شهر انطاکیه به کار رفت (اعمال رسولان ۱۱:۲۶). این مقاله به بررسی زندگی و زمانهٔ عیسی (ع) و عوامل تاریخی، دینی و سیاسی شکلگیری مسیحیت میپردازد.

حضرت عیسی (ع) در فلسطین، سرزمینی تحت سلطهٔ امپراتوری روم متولد شد. یهودیان در این دوران در تنگنای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قرار داشتند و قیامهای متعددشان علیه رومیان با شکست مواجه میشد.
اما رسالت عیسی (ع) تفاوتی بنیادین با جنبشهای سیاسی داشت: پیام او بر عشق، رحمت و بازگشت به خدا متمرکز بود و نه بر خشونت و شمشیر. شاگردان او پس از صعودش، این پیام را در سراسر امپراتوری روم گسترش دادند و پایههای مسیحیت را بنا نهادند.
در زمان حضرت عیسی (ع)، باورهای دینی متنوعی در امپراتوری روم رواج داشت:
یهودیت: دین یهودیان با محوریت یکتاپرستی و تورات.
چندخدایی یونانی-رومی: پرستش خدایان متعدد.
پرستش امپراتور: تقدیس امپراتور بهعنوان خدای زنده.
مذاهب رمزی و آیینهای عرفانی: همراه با جادو، طلسم و باور به ارواح.
در میان این آیینها، یهودیت جایگاه ویژهای داشت؛ چرا که یکتاپرستی و قوانین اخلاقی آن، بنیان مهمی برای پیدایش مسیحیت شد.

مسیحیت در ابتدا شاخهای از یهودیت تلقی میشد. بسیاری از عناصر اصلی مسیحیت، ریشه در سنت یهودی داشتند:
یکتاپرستی و ایمان به خدای واحد
شریعت اخلاقی و ده فرمان
کتابهای عهد عتیق
انتظار برای ظهور «مسیحا» یا منجی موعود
کنیسهها بهعنوان مراکز آموزش و پرستش
حضرت عیسی (ع) نیز پیام خود را در همین کنیسهها تبلیغ میکرد. امید یهودیان به بازگشت پادشاهی داوودی، پذیرش رسالت او را برای بسیاری هموار کرد.
در ابتدا، پیروان عیسی (ع) به «بدعت نصاری» مشهور بودند (اعمال رسولان ۲۴:۵) و همچنان خود را یهودی میدانستند. اما با تلاشهای پولس رسول و گسترش پیام مسیح به میان غیریهودیان، مسیحیت به تدریج هویت مستقل پیدا کرد.
در حقیقت، مسیحیت و یهودیت پیوندی ناگسستنی دارند، اما مسیر تاریخی آنها از یکدیگر جدا شد.

مسیحیت توانست بر خلاف بسیاری از آیینهای باستانی ماندگار بماند. دلایل اصلی آن عبارتاند از:
بنیانهای اخلاقی قوی و جهانشمول
انسجام اجتماعی از طریق کلیساها
امید به زندگی پس از مرگ و نجات نهایی
پذیرش رسمی توسط امپراتور کنستانتین در قرن چهارم میلادی
با صدور فرمان میلان در سال ۳۱۳ میلادی، مسیحیت به دین رسمی امپراتوری روم تبدیل شد و نفوذ فرهنگی و سیاسی آن گسترش یافت.
حضرت عیسی مسیح (ع) نهتنها بنیانگذار مسیحیت، بلکه چهرهای جهانی در تاریخ بشر است:
برای مسیحیان: پسر خدا و نجاتدهندهٔ جهان.
برای مسلمانان: پیامبری بزرگ و اولوالعزم.
برای اندیشمندان: الگوی عشق، صلح و اخلاق.
مسیحیت نتیجهٔ آمیزش شرایط اجتماعی، فشار سیاسی، انتظار دینی و الهام معنوی بود. اما محور اصلی این دین، شخصیتی جز حضرت عیسی (ع) نبود.
کتاب مقدس – عهد عتیق و عهد جدید (ترجمه فارسی)
قرآن کریم – سورههای آلعمران، مائده، مریم
Encyclopedia Britannica – مدخلهای "Christianity", "Jesus Christ", "Judaism in the Roman Empire"
Bart D. Ehrman – The Historical Jesus: Lectures
E.P. Sanders – Judaism: Practice and Belief, 63 BCE–66 CE
دکتر محمد محسن طیبی – تاریخ ادیان