ویرگول
ورودثبت نام
author.madio
author.madioمحمد مهدی زارعی نویسنده / بلاگر‌ کتاب / مقاله نویس دانش آموز-نویسنده
author.madio
author.madio
خواندن ۴ دقیقه·۱۸ روز پیش

ارتش قاجار در دوران حکمرانی مظفرالدین شاه قاجار

نگاره ی مظفرالدین شاه قاجار
نگاره ی مظفرالدین شاه قاجار

ارتش قاجار در دوران مظفرالدین‌شاه قاجار (حکومت: ۱۲۷۵-۱۲۸۵ ه.ش / ۱۸۹۶-۱۹۰۷ م)

دوران مظفرالدین‌شاه، نقطه اوج انحطاط، بی‌نظمی و فروپاشی مالی ارتش قاجار است. این دوره همزمان با اوج‌گیری نهضت مشروطه بود که خود نتیجه مستقیم ناکارآمدی نظام حکومتی از جمله نهاد نظامی آن محسوب می‌شد. ارتش در این دوره به حدی ضعیف بود که نه تنها توان دفاع از کشور را نداشت، بلکه حتی در سرکوب اعتراضات داخلی نیز به طور فزاینده‌ای ناتوان می‌شد.

---

مشخصات کیفی (ساختار، سازمان و کارایی):

۱. تشدید بحران مالی و فروپاشی سیستم مواجب‌دهی:

· مهمترین مشخصه این دوره، عدم پرداخت حقوق (مواجب) سربازان برای ماه‌ها و حتی سال‌ها بود. خزانه دولت به دلیل ولخرجی‌های شاه، سفرهای پرخرج اروپا و فساد گسترده، عملاً تهی شده بود.

· سربازان گرسنه و بدون حقوق، برای تأمین معاش خود مجبور به گدایی، فروش سلاح و تجهیزات شخصی، و یا اشتغال به مشاغل دیگر در شهرها می‌شدند. این امر عملاً انضباط و آمادگی رزمی را نابود کرده بود.

· پدیده «آدم‌های روی کاغذ» یا «سربازان خیالی» که حقوق آنان توسط فرماندهان فاسد دریافت می‌شد، بیداد می‌کرد.

۲. زوال واحدهای منظم و قدرت‌گیری تیپ قزاق (وابسته به روسیه):

· واحدهای منظمی که در دوره ناصرالدین‌شاه با زحمت ایجاد شده بودند (به جز تیپ قزاق)، به دلیل بی‌پولی و بی‌توجهی رو به زوال و انحلال گذاشتند.

· تیپ قزاق، به عنوان تنها نیروی نسبتاً منظم و منضبط، به دلیل حمایت مالی و فرماندهی روسیه، قدرت خود را افزایش داد. این یگان به طور فزاینده‌ای به ابزاری در دست روس‌ها برای اعمال نفوذ در ایران تبدیل می‌شد. وفاداری آن بیشتر به فرماندهان روسی مانند کلنل لیاخوف بود تا به دولت مرکزی ایران.

۳. عدم وجود آموزش و تجهیزات مدرن:

· آموزش منظم تقریباً تعطیل شده بود. سربازان اکثراً غیرحرفه‌ای و بدون روحیه بودند.

· تجهیزات موجود، تفنگ‌ها و توپ‌های منسوخ دوره قبل بود. امکان خرید یا تولید جدید وجود نداشت.

· نیروی دریایی در حد چند ناوچه فرسوده در خلیج فارس بود که هیچ نقش عملیاتی نداشتند.

۴. ارتش به عنوان ابزار سرکوب داخلی (و ناکامی در آن):

· اصلی‌ترین وظیفه ارتش در این دوره، سرکوب اعتراضات مردمی بود. اما حتی در این کار نیز ناتوانی نشان می‌داد.

· در مواجهه با نهضت مشروطه، ارتش منظم قاجار (غیر از تیپ قزاق) به دلیل عدم دریافت مواجب و همدردی با مردم، اغلب تمایلی به تیراندازی به تظاهرکنندگان نشان نمی‌داد یا خود تجزیه می‌شد.

· این ناتوانی، موجب شد شاه و درباریان برای سرکوب، بیشتر به تیپ قزاق و نیروهای نامنظم و چماقدار (مانند لوطیان و اوباش) متکی شوند.

۵. فرماندهی کاملاً فاسد و نالایق:

· مناصب فرماندهی همچنان خرید و فروش می‌شد یا در اختیار درباریان بی‌لیاقت بود.

· هماهنگی بین واحدها وجود نداشت. رقابت و کینه بین فرماندهان قزاق و سایر واحدها نیز مزید بر علت بود.

---

مشخصات کمی (تعداد نیروها):

اعداد در این دوره به شدت گمراه‌کننده و غیرواقعی هستند.

· نیروی رسمی روی کاغذ: دولت مدعی داشتن حدود ۸۰,۰۰۰ تا ۱۰۰,۰۰۰ نفر نیرو بود. این عدد صرفاً برای دریافت بودجه (وام‌های خارجی) یا نمایش اغراق‌آمیز قدرت استفاده می‌شد.

· نیروی واقعی و حاضر زیر پرچم: برآورد واقع‌بینانه تعداد سربازان حاضر و قابل استفاده، حتی برای مأموریت داخلی، احتمالاً بین ۱۰,۰۰۰ تا ۲۰,۰۰۰ نفر در بهترین حالت بود و بسیاری از آنان غیرقابل اعتماد.

· تیپ قزاق: تنها نیروی مؤثر، که حدود ۲,۰۰۰ تا ۳,۰۰۰ نفر (در این دوره) را شامل می‌شد و عمدتاً در تهران متمرکز بود.

· نیروهای نامنظم و ایلی: تعداد آنان متغیر و فقط در ازای دریافت پول یا غنیمت قابل بسیج بودند.

· توپخانه: واحدهای توپخانه عملاً به دلیل نبود مهمات و آموزش، از کار افتاده بودند.

---

تحلیل عملکرد: از کارافتادگی کامل و نقش در انقلاب مشروطه

ارتش دوره مظفرالدین‌شاه دیگر یک نهاد نظامی به معنای واقعی کلمه نبود، بلکه مجموعه‌ای آشفته از افراد گرسنه و بی‌انگیزه در لباس نظامی بود.

نقش ارتش در انقلاب مشروطه:

· عامل تشدید نارضایتی: خود سربازان و افسران جزء که حقوق دریافت نمی‌کردند، به جمع معترضان می‌پیوستند. شورش واحدهای نظامی در شهرها امری رایج بود.

· عدم توانایی در سرکوب: ناتوانی ارتش در سرکوب تظاهرات (مانند مه ۱۹۰۵ در تهران)، جرأت را به معترضان بخشید و نشان داد که حکومت پشتوانه نظامی خود را از دست داده است.

· وابستگی به نیروی خارجی: وابستگی شاه به تیپ قزاق تحت فرمان روسیه برای سرکوب (مثلاً در به توپ بستن مجلس در ۱۹۰۸ در دوره محمدعلی‌شاه)، خشم ملی‌گرایان را برانگیخت و وابستگی حکومت به بیگانگان را عیان کرد.

· فروپاشی اقتدار مرکزی: ضعف ارتش، به معنای ضعف کامل دولت مرکزی در اعمال حاکمیت بود. این خلأ قدرت، فضایی ایجاد کرد که گروه‌های مختلف (از مشروطه‌خواهان تا ایلات شورشی) بتوانند قدرت را به چالش بکشند.

جمع‌بندی:

ارتش در دوره مظفرالدین‌شاه به پایان خط انحطاط خود رسید. تمام روندهای ناکام‌سازی که از دوره‌های قبل شروع شده بود (فساد مالی، دوگانگی ساختاری، وابستگی خارجی)، در این دوره به اوج خود رسید و نتیجه آن فروپاشی کارکردی کامل بود. این ارتش:

· فاقد توانایی دفاع از مرزها در برابر تهدیدات خارجی بود.

· فاقد توانایی حفظ امنیت داخلی و سرکوب شورش‌ها شد.

· خود به یکی از عوامل بی‌ثباتی و اعتراض تبدیل گشت.

· وابستگی حیاتی به یک نیروی خارجی (تیپ قزاق روسی) برای بقای حکومت ایجاد کرد.

به این ترتیب، وضعیت اسفبار ارتش قاجار در این دوره، نه تنها نشانه‌ای از فروپاشی این سلسله، بلکه یکی از علل مستقیم و شتاب‌دهنده پیروزی انقلاب مشروطه بود. مشروطه‌خواهان به درستی تشخیص داده بودند که اصلاح کشور بدون ایجاد یک ارتش ملی، منظم و پاسخگو غیرممکن است، ایده‌ای که در دوره پسامشروطه نیز به کندی و با مشکل محقق شد.

نگاره ی مظفرالدین شاه قاجار
نگاره ی مظفرالدین شاه قاجار

مظفرالدین شاهشاه قاجارتاریخایران
۴
۰
author.madio
author.madio
محمد مهدی زارعی نویسنده / بلاگر‌ کتاب / مقاله نویس دانش آموز-نویسنده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید