ویرگول
ورودثبت نام
author.madio
author.madioمحمد مهدی زارعی نویسنده / بلاگر‌ کتاب / مقاله نویس دانش آموز-نویسنده
author.madio
author.madio
خواندن ۴ دقیقه·۵ روز پیش

ارتش قاجار در دوران حکمرانی ناصرالدین‌شاه قاجار

نگاره ی ناصرالدین شاه قاجار
نگاره ی ناصرالدین شاه قاجار

ارتش قاجار در دوران ناصرالدین‌شاه قاجار (حکومت: ۱۲۲۷-۱۲۷۵ ه.ش / ۱۸۴۸-۱۸۹۶ م)

دوران طولانی ناصرالدین‌شاه، دوره‌ای از تناقضات شدید در تحولات نظامی ایران بود. از یک سو، با تأسیس دارالفنون (۱۲۳۰ ه.ش) و استخدام مستشاران اروپایی، نخستین نهادهای مدرن آموزشی و تلاش‌های سیستماتیک برای نوسازی ارتش آغاز شد. از سوی دیگر، فساد مالی، ساختار سیاسی کهنه و مداخلات خارجی، باعث شد این نوسازی بسیار سطحی، ناقص و در نهایت ناکارآمد باشد.

---

مشخصات کیفی (ساختار، سازمان و کارایی):

۱. تلاش برای ایجاد ارتش منظم ملی (قشون جدید یا «نظام جدید»):

· سازماندهی: تلاش شد تا ارتش بر اساس الگوی اروپایی، به چند لشکر (فرقه) و تیپ تقسیم شود. معروف‌ترین آن‌ها لشکر کرمانشاه و تیپ قزاق بودند.

· تیپ قزاق (۱۲۵۸ ه.ش/ ۱۸۷۹ م): نقطه عطف این دوره. این یگان تحت فرماندهی افسران روسی تشکیل شد و به مرور به مؤثرترین و مجهزترین نیروی نظامی ایران تبدیل گردید. وفاداری آن در ابتدا بیشتر به فرماندهان روسی بود تا دولت مرکزی.

· یکسان‌سازی فرم و آموزش: سعی در یکسان‌سازی یونیفرم، آموزش رده‌بندی و رژه بود. دارالفنون و سپس مدرسه نظام، افسران ایرانی را (هرچند به تعداد محدود) آموزش می‌دادند.

۲. تداوم ساختار سنتی و موازی‌کاری مخرب:

· در کنار «قشون جدید»، سواره‌نظام سنتی ایلات (سواران قاجار و غیرقاجار) و پیاده‌نظام نامنظم (تفنگچیان محلی) همچنان وجود داشتند و بخش عمده‌ای از نیروها را تشکیل می‌دادند.

· این دوگانگی ساختاری، منابع مالی را هدر می‌داد و باعث رقابت و عدم انسجام می‌شد. سربازان ایلی همچنان وفاداری اصلی‌شان به رؤسای محلی بود.

۳. پیشرفت نسبی در تجهیزات و توپخانه:

· تسلط بر ساخت داخلی سلاح: با راه‌اندازی کارخانه‌های اسلحه‌سازی (مشهورترین‌شان در تهران و اصفهان) تولید تفنگ‌های سرپر (موسوم به «تفنگ ناصر») و مقداری توپ میسر شد. اما کیفیت و کمیت آن در مقایسه با استانداردهای اروپایی بسیار پایین بود.

· خرید سلاح از خارج: ایران شروع به خرید تفنگ‌های پیشرفته‌تر (مانند تفنگ‌های مارتینی-هنری و بردنو) و توپ از کشورهای اروپایی (عمدتاً آلمان، اتریش و روسیه) کرد.

· نیروی دریایی کوچک در خلیج فارس: چند ناوچه بخار (مانند «پرسپولیس» آلمانی) خریداری شد، اما این نیرو در حد نمادین بود و هرگز توان رقابت با ناوگان بریتانیا را نداشت.

۴. نقاط ضعف کیفی عمیق و لاینحل:

· فساد مالی سیستماتیک: حقوق (مواجب) سربازان مرتباً پرداخت نمی‌شد. پدیده «آدم‌های روی کاغذ» (وجود سربازان خیالی برای دریافت حقوق) و اختلاس فرماندهان بیداد می‌کرد. این امر روحیه و انضباط را نابود می‌کرد.

· فرماندهی فاسد و نالایق: بسیاری از مناصب فرماندهی به جای شایستگی، به فروش می‌رسید یا به شاهزادگان و درباریان سپرده می‌شد.

· عدم وجود صنایع سنگین پشتیبان: ایران فاقد صنایع فولاد، مهندسی پیشرفته و شیمیایی لازم برای خودکفایی در تولید مهمات مدرن بود.

· وابستگی به مستشاران خارجی رقیب: حضور همزمان مستشاران روسی (در تیپ قزاق) و بریتانیایی/فرانسوی/اتریشی (در دیگر واحدها) باعث کشمکش و دو دستگی در ارتش شده بود.

۵. عملکرد در میدان نبرد:

· شکست در جنگ هرات (۱۲۷۳ ه.ش/۱۸۵۶ م): بار دیگر ناتوانی ارتش در فتح یک شهر مستحکم را نشان داد و با مداخله بریتانیا و اشغال بوشهر و خارک، ایران مجبور به عقب‌نشینی شد (عهدنامه پاریس).

· سرکوب شورش‌های داخلی: ارتش در سرکوب شورش‌هایی مانند شورش سالارالدوله یا بابیان موفق‌تر بود، چرا که حریف ضعیف‌تری داشت.

· ناتوانی در برابر قدرت‌های بزرگ: در مواجهه با روسیه و بریتانیا، ابزار اصلی، دیپلماسی و عقب‌نشینی بود، نه قدرت نظامی.

---

مشخصات کمی (تعداد نیروها):

· نیروی کل ادعایی: دولت قاجار مدعی بود که می‌تواند تا ۱۰۰,۰۰۰ تا ۲۰۰,۰۰۰ نفر را بسیج کند. این عدد کاملاً غیرواقعی و شامل نیروهای کاغذی و نامنظم بود.

· نیروهای نسبتاً منظم (قشون جدید): در بهترین حالت، در اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه، تعداد سربازان آموزش‌دیده و در یونیفرم احتمالاً بین ۳۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ نفر بود.

· تیپ قزاق: هسته اصلی، که در آغاز تنها حدود ۴۰۰ نفر بود، به تدریج به چند هزار نفر گسترش یافت.

· نیروهای سنتی (سواره و پیاده نامنظم): تعداد آنان متغیر و غیرقابل اعتماد بود.

· توپخانه: چندین آتشبار (باتری) توپخانه منظم ایجاد شد، اما تعداد کل توپ‌های مدرن شاید از چند صد فراتر نمی‌رفت.

· نیروی دریایی: بسیار ناچیز، احتمالاً شامل چند ناوچه و حدود چند صد ملوان بود.

---

تحلیل عملکرد: نوسازی ظاهری، بی‌کفایتی باطنی

ناصرالدین‌شاه فرم و ظاهر یک ارتش مدرن را به ایران آورد (یونیفرم، رژه، مدارس نظام، کارخانه اسلحه‌سازی)، اما محتوا و کارایی آن را به دلیل ساختار سیاسی-اقتصادی فاسد قاجار نتوانست تأمین کند.

دستاوردهای صوری:

· ایجاد نخستین مدارس و نهادهای آموزشی نظامی مدرن.

· ایجاد اولین کارخانه‌های تولید اسلحه مدرن (هرچند با کیفیت پایین).

· تشکیل یگان‌های نسبتاً منظمی مانند تیپ قزاق.

· آشنایی اولیه با تاکتیک‌ها و سازمان ارتش‌های اروپایی.

شکست‌های بنیادین:

· عدم ایجاد یک سیستم مالی شفاف برای پرداخت حقوق منظم سربازان.

· عدم حذف نظام فروش مناصب و انتصابات قبیله‌ای.

· وابستگی فناورانه و آموزشی به قدرت‌های خارجی متخاصم (روس و انگلیس).

· عدم توسعه صنایع پایه برای خودکفایی نظامی.

· تشدید دوگانگی و تعارض در درون ارتش بین نیروهای مدرن و سنتی و بین هواداران روس و انگلیس.

جمع‌بندی:

ارتش دوره ناصرالدین‌شاه، نمایشی ناتمام و شکننده از مدرنیزاسیون بود. اگرچه نسبت به دوره محمدشاه پیشرفت‌هایی در تجهیزات و آموزش رخ داد، اما این اصلاحات سطحی و عاریتی بود و به قلب مشکل، یعنی فساد ساختاری، اقتصاد وابسته و فقدان اراده سیاسی برای تغییر رادیکال، نپرداخت. نتیجه، ایجاد ارتشی بود که در رژه‌ها و مراسم خوش می‌درخشید، اما در آزمون میدان نبرد در برابر هر دشمن خارجی جدی، ناتوان و شکست‌خورده بود. این ارتش نه توانست از تمامیت ارضی ایران در برابر تجاوزهای روسیه و بریتانیا دفاع کند و نه توان سرکوب مؤثر نهضت‌های داخلی مانند جنبش تنباکو را داشت. ناکامی آن، زمینه‌ساز بی‌ثباتی و هرج‌ومرج نظامی در دوره پس از ناصرالدین‌شاه و در نهایت، زمینه‌ساز انقلاب مشروطه شد.

نگاره ی ناصرالدین‌شاه قاجار
نگاره ی ناصرالدین‌شاه قاجار

مدرنایرانتاریخ
۱
۰
author.madio
author.madio
محمد مهدی زارعی نویسنده / بلاگر‌ کتاب / مقاله نویس دانش آموز-نویسنده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید