
ارتش قاجار در دوران آغا محمدخان قاجار (حکومت: ۱۲۰۳-۱۱۷۵ ه.ش / ۱۷۸۹-۱۷۹۷ م)
دوران فرمانروایی آغا محمدخان، بنیانگذار سلسله قاجار، بیشتر به جنگهای داخلی برای یکپارچهسازی مجدد ایران پس از هرج و مرج پس از صفویه و افشاریه اختصاص داشت. ارتش در این دوره، ماهیتی کاملاً قبیلهای، نامنظم و سنتی داشت و هنوز به شکل یک نهاد ملی مدرن درنیامده بود.
---
مشخصات کیفی (ویژگیهای ساختاری و کارکردی):
۱. ساختار کاملاً قبیلهای و ایلی:
· هسته اصلی ارتش را طوایف قاجار (به ویژه ایل قوانلو و دولو) و سایر ایلات متحد (مانند افشار، شاهسون و...) تشکیل میدادند.
· وفاداری سربازان در درجه اول به خان و رئیس ایل خود بود، نه به مفهوم "دولت مرکزی" یا "ایران".
· این سیستم مبتنی بر بسیج هنگام نیاز و بازگشت به زندگی عشایری پس از جنگ بود.
۲. وابستگی کامل به شخص شاه:
· آغا محمدخان به عنوان رئیس کل ایل قاجار، فرمانده بیچون و چرای ارتش بود. قدرت نظامی مستقیماً از او ناشی میشد.
· انضباط آهنین و ترس از خشونت بیرحمانه او، عامل اصلی انسجام و فرمانبرداری نیروها بود. او به شدت با هرگونه نافرمانی یا شکست برخورد میکرد.
۳. ناکافیبودن آموزش و تجهیزات:
· آموزش منظم و متمرکزی وجود نداشت. مهارتهای رزمی عمدتاً ذاتی (سوارکاری، تیراندازی) یا از طریق تجربه میدانی کسب میشد.
· تجهیزات بسیار ساده و شخصی بود: شمشیر، نیزه، کمان، تیر و کمان، و تعداد محدودی تفنگ فتیلهای قدیمی.
۴. نبود یگانهای تخصصی مدرن:
· توپخانه: بسیار ضعیف و محدود. تعداد توپها اندک و اغلب غنیمتی از دوره نادرشاه یا باقیمانده از دورههای قبل بود. استفاده مؤثر از آن رایج نبود.
· پیادهنظام منظم: تقریباً وجود نداشت. پیادهنظام عمدتاً از روستاییان یا چریکهای نامنظم تشکیل میشد که نقش حاشیهای داشتند.
· سپاه مهندسی و لجستیک: به معنای مدرن وجود نداشت. حرکت ارتش کند و وابسته به غارت مناطق عبوری برای تأمین آذوقه بود.
۵. استراتژی و تاکتیک:
· تاکتیک اصلی، حمله سواره نظام سبک با استفاده از سرعت و مانور برای محاصره و هجوم بر دشمن بود.
· استفاده از جنگ روانی (ایجاد رعب و وحشت) و شبیخون بسیار رایج بود.
· توانایی محاصره شهرها را داشتند، اما فتح شهرهای مستحکم اغلب زمانبر و پرهزینه بود.
۶. نیروی دریایی:
· در عمل وجود نداشت. آغا محمدخان توجهی به دریا نداشت. کنترل سواحل شمالی ایران بر دریای خزر و سواحل جنوبی بر خلیج فارس بسیار ضعیف بود.
---
مشخصات کمی (تعداد و ترکیب نیروها):
· نیروی اصلی: سواره نظام سبک قبیلهای.
· تعداد کل نیروها ثابت نبود و بسته به مکان و زمان جنگ متغیر بود.
· در اوج بسیج و لشکرکشیهای بزرگ (مانند محاصره کرمان یا لشکرکشی به قفقاز)، ارتش میتوانست بین ۵۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر را گرد آورد. اما این عدد شامل تعداد زیادی غیرنظامی، خدمه و دنبالهروها نیز میشد.
· هسته رزمی واقعی (سوارکاران مجرب) احتمالاً بین ۱۵,۰۰۰ تا ۲۰,۰۰۰ نفر بود.
· پیادهنظام:
· تعداد نامشخص و عمدتاً غیرحرفهای. از روستاییان یا اعضای کمدرآمد قبایل تشکیل میشدند.
· توپخانه:
· بسیار محدود. احتمالاً چند ده عراده توپ سبک و متوسط که نقل و انتقال و استفاده از آنها مشکل بود.
---
نقاط قوت و ضعف کلی:
نقاط قوت:
· سرعت و تحرک بالا: سوارکاران قاجاری در زمینهای باز و برای جنگهای سیار بسیار مؤثر بودند.
· فرماندهی متمرکز و مصمم: اراده آهنین آغا محمدخان، نیروی پراکنده را متمرکز میکرد.
· سادگی و وابستگی کم به تدارکات رسمی: میتوانستند با حداقل امکانات در زمینهای دشوار حرکت و عملیات کنند.
نقاط ضعف (که در جنگهای بعدی با روسیه آشکار شد):
· کهنگی تکنولوژیک: در مواجهه با ارتشهای مدرن اروپایی مجهز به توپخانه سنگین و تفنگهای دقیق، کاملاً آسیبپذیر بودند.
· نبود انضباط منظم و آموزش متمرکز.
· وابستگی به شخص شاه: مرگ آغا محمدخان (۱۲۱۱ ه.ق) بلافاصله موجب بحران جانشینی و تضعیف ارتش شد.
· فقدان نیروی دریایی: باعث از دست دادن حاکمیت بر سواحل و آسیبپذیری در برابر قدرتهای دریایی شد.
جمعبندی:
ارتش آغا محمدخان قاجار بیشتر یک اتحادیه جنگجویان قبیلهای تحت فرمان یک رهبر قدرتمند و بیرحم بود تا یک نهاد نظامی ملی و مدرن. قدرت آن در جنگ داخلی و یکپارچهسازی مؤثر بود، اما ساختار آن برای مقابله با تهدیدات خارجی مدرن (به ویژه روسیه تزاری) که در دوران جانشینانش نمایان شد، کاملاً ناکارآمد و منسوخ بود. این ارتش، میراثبر نظام ایلی دوران صفوی و افشاری بود و نوآوری چشمگیری در آن دیده نمیشد. موفقیتهای نظامی آغا محمدخان مرهون قدرت شخصیتی، بیرحمی و درایت سیاسی او بود، نه برتری ساختاری ارتش تحت فرمانش.
