
ارتش قاجار در دوران محمدشاه قاجار (حکومت: ۱۲۱۳-۱۲۲۷ ه.ش / ۱۸۳۴-۱۸۴۸ م)
دوران نسبتاً کوتاه محمدشاه، دورهای از رکود و پسرفت در روند مدرنیزاسیون نظامی بود که در زمان عباس میرزا آغاز شده بود. تمرکز شاه بر مسائل داخلی (سرکوب شورشها) و رویکرد شخصی او به امور نظامی، باعث تضعیف بیشتر ارتش در برابر تهدیدات خارجی شد.
---
مشخصات کیفی (ساختار، سازمان و کارایی):
۱. توقف و انحطاط اصلاحات نظامی عباس میرزا:
· با مرگ عباس میرزا (در ۱۸۳۳ میلادی، پیش از به سلطنت رسیدن محمدشاه) و سپس مرگ فتحعلی شاه، مهمترین حامی و مجری اصلاحات نظامی از بین رفت.
· محمدشاه علاقه و اولویت کمتری برای ادامه این اصلاحات داشت. مستشاران خارجی (به ویژه اروپایی) نفوذ خود را از دست دادند و بسیاری از واحدهای منظم ایجادشده قبلی، به مرور زمان تضعیف یا منحل شدند.
· تمرکز دوباره به ساختار سنتی قبیلهای بازگشت.
۲. اتکای مجدد به ساختار قبیلهای و بیثباتی داخلی:
· هسته اصلی قدرت نظامی، سوارهنظام ایلات باقی ماند. محمدشاه برای سرکوب شورشها (مانند شورش محمدحسن خان سالار در خراسان و شورش اقبالالدوله در کرمانشاه) عملاً به همین نیروهای نامنظم متکی بود.
· وفاداری این نیروها سست و وابسته به پرداخت به موقع مواجب و غنایم بود. در صورت عدم پرداخت، احتمال شورش یا ترک میدان وجود داشت.
۳. ضعف شدید در سازمان، تدارکات و فرماندهی متمرکز:
· فرماندهی: محمدشاه شخصاً علاقه به رهبری نظامی داشت، اما فاقد استعداد تاکتیکی و استراتژیک پدربزرگش (آغامحمدخان) یا عزم اصلاحی برادرش (عباس میرزا) بود.
· تدارکات و مواجب: سیستم مالیاتی فاسد و ناکارآمد، قادر به تأمین منظم حقوق سربازان نبود. این مسئله دائماً باعث کاهش روحیه، غارتگری و عدم انضباط میشد.
· لجستیک: همچنان مبتنی بر روشهای سنتی و کند بود.
۴. کیفیت پایین تجهیزات و آموزش:
· سواره نظام: تجهیزات سنتی (شمشیر، نیزه، تعداد کمی تفنگ قدیمی).
· پیادهنظام منظم: واحدهای باقیمانده از دوره عباس میرزا، احتمالاً رو به زوال بودند. آموزش منظمی در کار نبود.
· توپخانه: بسیار ضعیف و ناکارآمد. توپها اغلب قدیمی و تعمیرنشده بودند و کارکرد مؤثری نداشتند.
۵. ناتوانی در برابر تهدیدات خارجی:
· جنگ هرات (۱۸۳۷-۱۸۳۸): نقطه اوج ضعف نظامی این دوره. محاصره ناکام هرات توسط ارتش ایران به رهبری محمدشاه، نشان داد که حتی در برابر یک شهر مستحکم و مدافعان محلی (با پشتیبانی غیرمستقیم بریتانیا)، ارتش قاجار ناتوان است.
· تهدید بریتانیا: نمایش قدرت دریایی بریتانیا در خلیج فارس (اشغال جزیره خارک) و فشار دیپلماتیک آنان، ایران را وادار به عقبنشینی تحقیرآمیز از هرات کرد. این رویداد نشان داد ارتش ایران حتی فاقد توان دفاع از منافعش در برابر یک قدرت استعماری است.
۶. نیروی دریایی:
· وجود نداشت به معنای واقعی. در خلیج فارس، چند لنج کوچک مسلح تحت امر حکام محلی وجود داشت که در برابر ناوگان بریتانیا هیچ ارزش رزمی نداشتند.
· در دریای خزر، بر اساس عهدنامه ترکمنچای، ایران اساساً حق داشتن نیروی دریایی را از دست داده بود.
---
مشخصات کمی (تعداد نیروها):
· نیروی کل قابل بسیج: در تئوری مانند گذشته، اما در عمل بسیج نیرو از سراسر کشور به دلیل بیثباتی داخلی و ضعف مرکز، دشوارتر بود.
· نیروی حاضر در عملیات: برای لشکرکشی به هرات، محمدشاه توانست ارتشی بین ۳۰,۰۰۰ تا ۸۰,۰۰۰ نفر (بنا بر گزارشهای مختلف) گرد آورد. اما این ارتش ترکیبی ناهمگون از سوارهنظام ایلات، پیادهنظام نامنظم و خدمه بود که با مشکلات شدید تدارکاتی و بیماری روبرو شد.
· نیروهای منظم (آموزشدیده به سبک جدید): تعداد آنان نسبت به دوره عباس میرزا کاهش قابل توجهی یافته بود. احتمالاً به چند هزار نفر در بهترین حالت میرسید و کارایی چندانی نداشتند.
· توپخانه: تعداد و کیفیت توپها در محاصره هرات ناکافی بود.
---
تحلیل عملکرد: تثبیت ضعف و از دست رفتن فرصت
دوران محمدشاه، یک گام به عقب در روند نوسازی نظامی ایران بود. ویژگیهای کلیدی این دوره عبارتند از:
1. از دست دادن عزم سیاسی برای اصلاحات: فقدان یک رهبر مصمم مانند عباس میرزا در راس حکومت، باعث توقف روند نوسازی شد.
2. اولویت سرکوب داخلی بر مقابله با تهدید خارجی: منابع و انرژی نظامی صرف جنگهای داخلی شد، در حالی که مرزهای شمالی و شرقی آسیبپذیر باقی ماند.
3. شکست در آزمون عملی (هرات): محاصره ناموفق هرات به وضوح نشان داد که ارتش قاجار حتی پس از تجربه جنگ با روسیه، هیچ درس استراتژیک یا تاکتیکی مهمی نیاموخته و توان محاصره و فتح یک شهر مستحکم را ندارد.
4. افزایش وابستگی دیپلماتیک و کاهش توان بازدارندگی: عقبنشینی در برابر فشار بریتانیا، نشان داد که ایران برای حفظ حاکمیت خود بیش از پیش به بازی دیپلماتیک وادار شده و توان دفاع نظامی مستقیم را از دست داده است.
جمعبندی:
ارتش در دوره محمدشاه، سیر قهقرایی را طی کرد. از یک نیروی در حال گذار ناتمام (در پایان عصر فتحعلیشاه)، به یک نیروی به شدت سنتی، نامنسجم و غیرقابل اتکا در برابر دشمنان خارجی تبدیل شد. شکست در محاصره هرات، ضعف عمیق آن را عریان کرد. این دوره، فرصت طلایی برای تداوم و تعمیم اصلاحات نظامی پس از جنگهای روسیه را از دست داد و زمینه را برای شکستهای بیشتر و نفوذ روزافزون قدرتهای خارجی (به ویژه بریتانیا و روسیه) در دوره ناصرالدینشاه فراهم آورد. به عبارت ساده، ارتش محمدشاه نسبت به دوره قبل تضعیف کیفی و انسجام یافته و تنها برای مقابله با تهدیدات داخلی تا حدی کارآمد بود.
