
ابتدا به بررسی نیروی هوایی عمان در آن زمان می پردازیم :
نیروی هوایی سلطنتی عمان (RAFO) در دوران جنگ ظفار (۱۹۷۲-۱۹۷۵)
در دوران جنگ ظفار (که در عمان با نام «جنگ شورشیان ظفار» یا «قیام ظفار» شناخته میشود)، نیروی هوایی سلطنتی عمان یک نیروی جوان، در حال توسعه و کاملاً متکی به پشتیبانی خارجی بود که نقشی تعیینکننده و حیاتی در پیروزی نهایی دولت مرکزی بر شورشیان مارکسیست ایفا کرد.
مشخصات کلی در دوران جنگ ظفار:
۱. تأسیس و توسعه: نیروی هوایی عمان در سال ۱۹۵۹ به عنوان «بخش هوایی سلطان نشین مسقط و عمان» تأسیس شد و در سال ۱۹۷۰ پس از به قدرت رسیدن سلطان قابوس، به سرعت توسعه یافت. در زمان اوج جنگ، این نیرو زیر نظر مشاوران نظامی بریتانیا (به ویژه افسران قراردادی) فعالیت میکرد و ستون فقرات آن را پرسنل بریتانیایی و اردنی تشکیل میدادند.
۲. ماموریت اصلی: مأموریت اصلی آن در این جنگ، پشتیبانی هوایی نزدیک (CAS) از نیروهای زمینی سلطنتی عمان و نیروهای ویژه، ترابری تاکتیکی نیرو و آذوقه به خطوط مقدم در کوهستانهای صعبالعبور ظفار، تخلیه مجروحان و شناسایی بود. بمباران مواضع و سنگرهای شورشیان نیز از جمله وظایف آن بود.
۳. پایگاه عملیاتی اصلی: پایگاه هوایی مسقط (همچون الراضی) و به ویژه پایگاه سالله (در جنوب) نقش کلیدی به عنوان مرکز عملیات برای درگیری در منطقه ظفار داشت. ایجاد و تأمین پایگاههای پیشرفته در سالله حیاتی بود.
۴. رهبری: فرماندهی عملیاتی اغلب بر عهده افسران بریتانیایی قراردادی مانند گروهبان هوایی جان گراهام بود که خلبان هوانورد هاریر بود و بعدها فرمانده نیروی هوایی عمان شد.
تعداد و انواع هواگردهای عملیاتی در اوج جنگ (حدود ۱۹۷۲-۱۹۷۵):
ناوگان عمان در این دوره کوچک اما بسیار مؤثر و مناسب با شرایط جنگ نامتقارن کوهستانی بود.
۱. هواپیماهای جنگی و پشتیبانی نزدیک:
· BAC 167 Strikemaster: حدود ۱۲ تا ۱۵ فروند. این هواپیمای آموزشی-تهاجمی سبک، ستون فقرات عملیاتهای تهاجمی نیروی هوایی عمان بود. قابلیت حمل راکت، بمب و مسلسل را داشت و به دلیل توانایی پرواز در سرعتهای پایین و هدفگیری دقیق در مناطق کوهستانی، ایدهآل جنگ با شورشیان بود.
· هوکر هانتر: تعداد محدودی (حدود ۴ تا ۶ فروند) از این جنگنده-بمبافکن قدیمیتر نیز احتمالاً در نقش حمله به زمین استفاده میشدند.
۲. بالگردها (نیروی حیاتی جنگ):
· آگوستا-بل ۲۰۵ (AB 205): حدود ۱۵ تا ۲۰ فروند. این بالگرد ترابری متوسط، کارhorse نیروهای مسلح سلطنتی عمان (SAF) بود. برای جابجایی سریع نیروها، تخلیه مجروحان و حمل بار به نقاط دورافتاده استفاده میشد.
· آگوستا-بل ۲۰۶ (AB 206) جت رنجر: تعداد کمی برای ارتباطات و شناسایی.
· (احتمالاً) وستلند اسکاوت: بالگرد سبک برای شناسایی و ارتباط.
۳. هواپیماهای ترابری:
· اسکایوان خدمه پرواز Short SC.7: حدود ۱۵ فروند. این هواپیمای باری کوتاهبرگشت و بادوام، شریان حیاتی لجستیکی بود. میتوانست از باندهای خاکی و کوتاه در مناطق جنگی استفاده کند و مهمات، آذوقه و نیرو را انتقال دهد. نقشی تعیینکننده در تأمین پایگاه سالله و دیگر نقاط داشت.
۴. پشتیبانی و آموزش:
· پکارد-برتین (PAC) CT/4 Airtrainer: چند فروند برای آموزش خلبانان.
عملکرد کلیدی و تاکتیکها در جنگ ظفار:
· "آتش در آسمان" (Air Fire): تاکتیک استاندارد، استفاده از Strikemasterها برای پشتیبانی نزدیک با راکت و مسلسل بر مواضع شناساییشده شورشیان بود.
· ترابری و جابجایی سریع نیرو: بالگردهای AB 205 امکان حرکت سریع و غافلگیرکننده نیروهای ویژه (عمانی و ایرانی) را در منطقهای وسیع و کوهستانی فراهم میکردند. این توانایی، برتری تحرک شورشیان را خنثی کرد.
· تخلیه مجروحان (CASEVAC): این موضوع برای حفظ روحیه نیروهای دولتی حیاتی بود و بالگردها دائماً در این مأموریت درگیر بودند.
· عملیات مشترک با متحدان: نیروی هوایی عمان به طور نزدیکی با بالگردهای نیروی هوایی شاهنشاهی ایران (که از سال ۱۹۷۳ به عمان آمدند) و با نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (که هواپیماهایی مانند اسکایوان و موتور جت پروویدر را در منطقه مستقر کرده بود) همکاری میکرد.
· پرواز در شرایط سخت: خلبانان مجبور بودند در شرایط آبوهوایی دشوار، در ارتفاعات پایین و تحت آتش سبک از زمین پرواز کنند که خطرات زیادی داشت.
جمعبندی:
نیروی هوایی عمان در دوران جنگ ظفار، یک نیروی کوچک، چابک و کاملاً عملیاتی بود که موفقیت خود را مدیون عوامل زیر بود:
۱. پشتیبانی فنی و عملیاتی مستقیم بریتانیا.
۲. انتخاب هوشمندانه هواگردهای مناسب برای جنگ نامتقارن کوهستانی (مانند استرایکمستر، اسکایوان و AB205).
۳. تمرکز مطلق بر مأموریتهای پشتیبانی نزدیک هوایی و ترابری تاکتیکی.
۴. همکاری مؤثر با نیروهای زمینی و متحدان خارجی (ایران و اردن).
این نیرو با وجود کوچکی، با قطع خطوط تأمین شورشیان، پشتیبانی مستقیم از یگانهای درگیر و تسهیل تحرک نیروهای دولتی، عامل اساسی در شکست شورشیان ظفار بود. جنگ ظفار زمینهساز تبدیل شدن RAFO به یک نیروی هوایی حرفهایتر در دهههای بعد شد.

گزارش عملکرد نیروی هوایی شاهنشاهی ایران در جنگ ظفار (۱۳۵۲-۱۳۵۴ شمسی/۱۹۷۳-۱۹۷۵ میلادی)
نقش هواگردهای ایرانی (عمدتاً بالگردها) بسیار حیاتی و تعیینکننده بود. در زیر گزارشی از عملکرد عناصر هوایی ارتش ایران در این درگیری ارائه میشود:
پیشینه و زمینه اعزام:
در سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۳)، سلطان قابوس بن سعید از شاه ایران درخواست کمک نظامی برای مقابله با شورشیان ظفار کرد. ایران با انگیزه حفظ ثبات منطقه و جلوگیری از گسترش مارکسیسم، با اعزام یک یگان بزرگ نظامی موافقت کرد.
ساختار و تجهیزات هوایی اعزامی:
عنصر هوایی این نیرو عمدتاً متشکل بود از:
· بالگردهای تهاجمی: بل AH-1J کبرا - این بالگردهای پیشرفته تهاجمی، سلاح اصلی و نقطه عطف عملیاتها بودند.
· بالگردهای ترابری سنگین: بوئینگ CH-47C چینوک - برای انتقال نیرو، توپخانه و تدارکات در جغرافیای کوهستانی.
· بالگردهای ترابری متوسط: بل ۲۱۴ - برای ترابری عمومی و پشتیبانی.
· پشتیبانی و فرماندهی: احتمالاً هواپیماهای ترابری مانند C-130 هرکولس برای لجستیک استراتژیک بین ایران و عمان استفاده میشدند.
عملکرد و مأموریتهای کلیدی:
۱. پشتیبانی هوایی نزدیک (CAS) و سرکوب آتش:
· بالگردهای کبرا نقش تکامضا (Signature) نیروی ایرانی را بازی کردند. آنها با موشکهای ضدزره TOW (که برای انهدام سنگرها و خودروها استفاده میشد)، راکتهای ۷۰ میلیمتری و مسلسلهای چرخان (مینیگان) عملیات میکردند.
· عملکرد آنها در درهم شکستن مقاومت شورشیان در مواضع دفاعی کوهستانی تعیینکننده بود. دقت و قدرت آتش بالای کبرا، برتری بیچونوچرایی به نیروهای ایرانی و عمانی میداد.
۲. ترابری تاکتیکی و عملیات آیروبورن (هوا-زمین):
· بالگردهای چینوک امکان انتقال سریع تکاوران ایرانی و نیروهای ویژه عمانی به قلب مناطق تحت کنترل شورشیان را فراهم کردند. این توانایی، غافلگیری استراتژیک ایجاد میکرد.
· آنها توپخانههای سنگین (از جمله هویتزرهای ۱۰۵ و ۱۵۵ میلیمتری)، خودروها و مقادیر زیادی تدارکات را به خط مقدم منتقل میکردند.
۳. محاصره و قطع خطوط ارتباطی و تأمین شورشیان:
· با استفاده از تحرک بالگردها، نیروهای ایرانی میتوانستند پشت خطوط دشمن فرود آیند و مسیرهای فرار یا تأمین آنها را قطع کنند. این تاکتیک، شورشیان را منزوی و تضعیف میکرد.
۴. تخلیه مجروحان و پشتیبانی لجستیکی:
· بالگردها در تخلیه سریع مجروحان از مناطق صعبالعبور نقش حیاتی داشتند.
تأثیر استراتژیک حضور هوایی ایران:
· تغییر موازنه قوا: ورود بالگردهای پیشرفته کبرا و چینوک، یک برتری فناورانه قاطع به نیروهای دولتی بخشید. شورشیان که عمدتاً با سلاح سبک میجنگیدند، پاسخی در برابر این قدرت آتش نداشتند.
· تسریع در پیشروی: تحرک هوابرد، سرعت عملیات را به شدت افزایش داد و امکان تصرف سریع مواضع کلیدی مانند جبل القاره و رأس صرابط را فراهم کرد.
· شکستن روحیه شورشیان: حملات مداوم و دقیق کبراها روحیه شورشیان را در هم شکست و آنها را مجبور به عقبنشینی یا تسلیم کرد.
جمعبندی نهایی:
اگرچه نیروی هوایی ایران به مفهوم سازمانی در جنگ ظفار حضور نداشت، اما عناصر هوایی ارتش ایران (به ویژه بالگردهای کبرا و چینوک) نقش متعیینکننده و حیاتی در پیروزی نبرد ایفا کردند. عملکرد آنها یک نمونه کلاسیک از کاربرد مؤثر برتری هوایی و تحرک هوابرد در جنگ ضدشورش بود. این حضور نشان داد که:
· ایران به عنوان یک قدرت منطقهای قادر به فرافکنی قدرت در آن سوی تنگه هرمز است.
· ترکیب نیروی ویژه زبده با پشتیبانی هوایی پیشرفته و سنگین میتواند یک جنگ چریکی طولانی را به سرعت به نفع نیروهای منظم تغییر دهد.
این عملیات برای ایران یک موفقیت استراتژیک و عملیاتی کامل محسوب شد و باعث تقویت جایگاه منطقهای آن و تحکیم رابطه با عمان گردید.
