تویی كه يادت ميره گذشته ت چی‌ بود،‌ به درد نخوری

كار خبرنگاری با همه جذابيت هایی‌ كه ممكنه از نظر خيلی ها داشته باشه ، به بدی گنده داره و اونم اينكه بايد با يه سری آدم كه معلوم نبوده از كدوم گورستونی شدن فلان كارشناس و فلان استاد دانشگاه،‌ سر و كله بزنی. يارو رو تا ديروز كسی‌ بهش گوش نميداد حالا برا ما شده كارشناس فلان حوزه و برای صحبت كردن باهاش بايد علاوه بر اسمس و فاميلت،‌ شماره ملی رو هم پيامك كنی تا آقا/خانم جواب بده.

امروز به يه كارشناس اقتصاد توی يه كشور ديگه پيام دادم برای‌ مصاحبه. در جواب گفت خيلی وفت بود كه به اين لبخند نياز داشتم(ينی‌ پيام شما رو خوندم و بهش خنديدم) جواب من منفی‌هست برا مصاحبه. البته منم در جواب گفتم كه چه خوب كه من توسنتم در شرايط پر استرس زندگر لبخند به لب شما بيارم ولی‌چه بهتر كه اين لبخند،‌ به هم خنديدن نباشه.

پدرت خوب،‌ مادر خوب تو كه كلا ميخوای حرف نزنی‌ چرا خب اينجوری‌ پيام ميدی‌؟

كسایی كه اين پيام رو ميخونين اگر در آينده يه چی شدين،‌ اينجوری نشين. گذشته تون رو فراموش نكنين. فكر نكنين چون تو امريكا‌، كانادا‌، فرانسه و ... درس ميخونين‌، يه چی هستين. اينو استادم بهم گفت كه خودش يه دوره وزير اقتصاد بوده.