از چاله به چاه

نمیدانم در دانشگاه ها به این دانشجویان روانشناسی چه چیزی تدریس می کنند که بیشترشان(البته برای من همه صدق می کند) برای بهتر شدن حال روحی و روانی ات دوستی با جنس مخالف را تجویز می کنند؟!

عشق ؟درمان است؟ عشق خودش میتواند دارویی کشنده باشند،اصلا از این دید نگاه نکنیم از این زاویه نگاه کنیم که من خله چل روانی بروم برای خوب شدن خودم یک بخت برگشته دیگه را دیوانه کنم که چه؟ من اگر حالم خوب بود زندگی خودم روی هوا نبود حالا زندگی یک بیچاره دیگر را هم ببرم روی هوا؟

خب نمیدانید با امثال من چه کنید بگویید نمی دانیم چرا نسخه الکی می پیچید؟ چرا میخواهید ابرو را درست کنید می زنید چشم را کور می کنید؟

باید بگویم این سومین مشاور بود که توصیه کرد با جنس مخالف دوست شوم! آن هم منی که حوصله خودم و کار های روزمره ام را هم ندارم! آن هم منی که حوصله لوس بازی ها و حرف های عاشقانه را اصلا ندارم!

اصلا جنبه گناه بودنش را بیخیال شوم با این چه کنم دلم که کاروانسرا نیست!!