
یک زندان با ۲۲ سلول برای مهمترین رهبران بازماندهی آلمان نازی؛
یک فیلم درام تاریخی است با بازی منحصر به فرد راسل کرو در نقش هِرمان گورینگ، رایش مارشال، مهمترین مقام سیاسی کشور آلمان از سال ۱۹۳۳ تا سال ۱۹۴۵، که نکتههای فراوانی در آن وجود دارد. این فیلم اولین بار در جشنواره فیلم تورنتو به اکران درآمد و سپس به اکران عمومی در سینماهای جهان رسید.
وقتی کسی بداند که مسیر را درست رفته، اگر تمام دنیا هم در مقابلش بایستد، باز زانو نمیزند، به این امر، اعتقاد راسخ گویند.
وقتی که به چیزی معتقدی، براش میمیری؛
ما در این دنیای پُر طَمطَراق و پر زرق و برق، قدم در مسیرهای گوناگون میگذاریم، به اصطلاح امروزی، بادی به هر جهت و منفعت طلب هستیم، معمولا قدمهایمان با هر تفکری سُست میشود و به هیچ کیش و مذهبی پایبند نیستیم. نکتهی مثبتی که در نقش هِرمان گورینگ میشود یافت، استوار و مصمم بودن آن است؛
هرمان گورینگ، فردی حاذق و توانمند بود. در دادگاه نظامی کسی توانای شکست دادن او را نداشت و فقط یک جمله او را به زمین زد، وقتی شخصی از گروه متفقین از او پرسید:
" آیا هنوز از پیشوا، آدولف هیتلر پیروی میکنید؟"
به دلیل ثابت قدم بودنش، پاسخ راسخ و مصمم داد، در حالیکه برندهی میدان بود، میدانست با پاسخ به این سوال به چوبهی دار نزدیک و شکست میخورد، ولی با صدای رسا همچنان گفت:
"بله، همیشه."

هرمان نمیخواست توسط دشمنانش، کسانیکه ادعای بیخطایی میکردند، در حالیکه آنها هم به نوبهی خودشان، قاتل چندین هزار نفر انسان بیگناه در ژاپن و دیگر نقاط جهان بودند، کشته شود. بلکه میخواست اگر زندگیش میخواهد به پایان برسد، در راه رسیدن به آرمانهایش باشد. پس ترفند شعبده بازی را که در حین بازجویی توسط پزشک روانشناسش آموخته بود، به کار گرفت و قرص سیانور را با همان ترفند در میان انگشتانش ظاهر کرد و.....
چون چوبهی دار از او یک مجرم میساخت ولی خودکشی در راه آرمانش، از او یک قهرمان میساخت، چون میدانست ۱۵ سال آینده این محکمه، مضحکهای بیش نخواهد بود.
حین محاکمه در دادگاه نورنبرگ، مستندی از اردوگاههای کار اجباری که منجر به کشته شدن ۶ میلیون یهودی شده بود، پخش شد که این خود نوعی تحریک احساسات، افکار و شدت گرفتن خشم حاضرین شد. در این میان "داگلاس کِلی" پزشک روانشناس هرمان گورینگ، که با عطوفت با هرمان و خانوادهی او برخورد میکرد، با دیدن این تصاویر و کشتارهای دسته جمعی، طاقت نیاورده، دادگاه را ترک گفته و در سلول هرمان به انتظار او نشسته.
صحنهی ورود گورینگ به سلولش و کوبیدن سهمگین در توسط داگلاس، شروع اوج ماجرا و پاسخی که همگان و حتی خودم به دنبالش بودم، بینظیر بودند سوالها و پاسخ آن، فقط باید به دور از تعصب و دُگم اندیشی تفسیر شود؛

داگلاس:
" چطور ممکنه!؟ چیزی که الان دیدم؟ چطور ممکنه!؟ "
هرمان:
" داگلاس، دو رویی تو حیرت انگیزه، فکر میکنی گلولهها و بمبهای آمریکایی آدم نمیکشن؟! "
" با زدن یه دکمه ۱۵۰ هزار ژاپنیرو جزغاله کردین! یادتون رفته؟! "
" با چه رویی منرو بخاطر جنایات جنگی محاکمه میکنید!؟ "
داگلاس:
" ما حق داشتیم از خودمون دفاع کنیم."
هرمان:
" چجوری تو خاک یه کشور دیگه، از خودت دفاع میکنی؟! "
" فکر میکنی جنگ چیه؟! تو آزادی ولی من یه زندانیم، چون شما بردید و ما باختیم. نه فقط برای اینکه از نظر اخلاقی برتری دارید، این محاکمه ۱۵ سال دیگه یه مسخره بازیه، کسی به فاتحانِ بزرگ نمیگه، قاتل؛ "
جملهی محشر هرمان به روانشناسش:
" من یه کتابم و تو فقط یه پاورقی هستی! "
درست میگفت:
هرمان گورینگ به عنوان ناسیونال سوسیالیت، با تمام جنایاتی که مرتکب شده بود، میدانست جنگ چیه؛ در جنگ جنازه وجود داره، جنایت وجود داره، در صدد سانسور کردن و تبرئه نبود، اگر دقت کنیم متوجه میشویم، تفکرش بر این بود که یهودیها یا باید کشورش را ترک گویند و یا اگر نه پس در اردوگاههای کار اجباری مجبور به کار با اعمال شاقه خواهند بود.
حال تفکری که در حال حاضر در آمریکا مشاهده میکنیم، رئیس جمهور ترامپ عنوان میکنند که یا باید کشورهای صاحب نفت، صنعت، معادن و غیره، تمام داراییهایشان را در اختیار ما قرار دهند و سپس از ما سرویس بگیرند و یا بعنوان اردوگاه کار اجباری با بمب، موشک و غیره مواجه خواهند شد ولی نه بعنوان ناسیونال سوسیالیست بلکه بعنوان گردن کلفت جهان، در حالیکه هیچ دادگاه نظامی او را محاکمه نمیکند. شاید بقول هرمان گورینگ ۱۵ سال آینده، طناب دار به گردن این خودخواه زمان آویخته شود، تاریخ تکرار میشود.

داگلاس کِلی، در نهایت به نتیجه این رسید و ادعا کرد، هنوز افرادی نازیوار همچنان در لباسِ امریکایی وجود دارند که حاضرند از روی اجساد نیمی از مردم آمریکا بالا برن تا بتونن همهرو تحت کنترل خودشون بگیرنند و به نفرت دامن بزنند. اما این صحبتهای او منجر شد چاپ کتابش با شکست مواجه شود و هر چه به همهی امریکاییها هشدار داد، ولی تاثیری نداشت، در نهایت در سال ۱۹۵۸ میلادی همانند هرمان گورینگ توسط سیانور، خودکشی کرد.
تامل برانگیز 🕊
هوشیار باشیم...