شعر

نزار قبانی
نزار قبانی

إنّي قِدّيسُ الكَلماتِ

وشَيْخُ الطُرُقِ الصُوفيَّهْ

وأنا أَغْسِلُ بالمُوسيقَى وَجْهَ المُدُنِ الحَجَريَّهْ

وأنا الرائي و المُسْتَكْشِفُ

والمسكونُ بنارِ الشِعْر الأبديَّهْ.

كنتُ كمُوسى

أَزْرَعُ فوق مياهِ البَحر الأحْمَرِ وَرْداً

كنتُ مَسيحاً قبلَ مجيءِ النَصْرَانِيَّهْ.

كلُّ امْرَأَةٍ أُمْسِكُ يَدَهَا

تصبح زنبقه مائیه.



قدیس واژه‌هایم؛

‏پیر سالکان طریقت.

‏کسی که صورت شهرهای سنگی را

‏می‌شوید با موسیقی.

منم بیننده

منم کاشف.

منم ساکن در آتش ابدی شعر.


مثل موسی

‏گل می‌کاشتم ‏روی دریای سرخ.

‏مسیح بودم

‏پیش از آمدن آن نصرانی.

‏دست هر زنی را می‌گرفتم

نیلوفر آبی می‌شد.


#نزار_قبانی

ترجمه: عذرا جوانمردی

کارگاه خیال در توییتر
کارگاه خیال در تلگرام