ویرگول
ورودثبت نام
زهرا آزادفر
زهرا آزادفرآشپز، پژوهشگر کارآفرینی اجتماعی؛ نویسنده درباره طعم ها
زهرا آزادفر
زهرا آزادفر
خواندن ۵ دقیقه·۹ ماه پیش

دستانی که زمین را بیدار می‌کنند: زنان کارگر در زنجیره غذا

پیش از آنکه آفتاب از پشت کوه‌های سرسبز گیلان بالا بیاید، زنی در روستایی کوچک، بی‌سر و صدا از خواب برمی‌خیزد. هنوز هوا تاریک است. گویی جهان خواب مانده اما او بیدار است، مثل همیشه. دستانش، که روزگاری نرم و جوان بودند، حالا زبر و ترک خورده‌اند؛ نشانی از سال‌ها کار بی‌وقفه. در سکوت سحرگاهی، می‌رود سراغ گاوها، شیر می‌دوشد. بعد مرغ و خروس‌ها را بیدار می‌کند، برایشان دانه می‌پاشد، آتش اجاق را روشن می‌کند، خمیر نان را پهن کرده، نان می‌پزد، و صبحانه‌ای گرم برای اعضای خانواده‌اش آماده می‌کند.

اما هنوز روز او شروع نشده. بعد از اینهاست که راهی زمین‌ کشاورزی می‌شود، تا ساعت‌ها در گل ولای خم شود، نشا بکارد، علف بچیند، مراقب باشد محصول سالم بماند. کاری که هیچ‌کس نامش را در گزارش‌های رسمی نمی‌برد. اما اگر او و هزاران زن مثل او نباشند، هیچ غذایی سر سفره‌ها نخواهد بود. زنجیره غذا، بی‌او، از حرکت می‌ایستد.

در سراسر جهان، زنان در خط مقدم تولید غذا ایستاده‌اند. طبق آمار سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) زنان حدود ۴۳ درصد نیروی کار کشاورزی در کشورهای در حال توسعه را تشکیل می‌دهند. اما این آمار فقط نیمی از واقعیت را نشان می‌دهد. چرا که بخش بزرگی از کار زنان، به دلیل «غیررسمی بودن» اصلاً به حساب نمی‌آید، نه در بیمه دیده می‌شوند، نه در درآمد خانوار، و نه در تصمیم‌گیری‌های کشاورزی.

در بسیاری از روستاهای ایران، زنان بخش بزرگی از بار کشاورزی و تولید مواد غذایی خانگی را به دوش می‌کشند؛ به‌طوری‌که بیش از ۵۰ درصد از کارهای زراعی و دامداری توسط آن‌ها انجام می‌شود. با این حال، فقط تعداد معدودی از این زنان، عنوان «کارگر» یا «تولیدکننده» را به رسمیت دارند.

اما مسئله فقط آمار نیست. مسئله این است که کار این زنان، پشت صحنه باقی می‌ماند. در حالیکه ما روزانه غذا می‌خوریم، به برندها اعتماد می‌کنیم، و در مورد سلامت یا قیمت آن بحث می‌کنیم، تقریباً کمتر از خود می‌پرسیم که این غذا از کجا آمده، و چه دستانی آن را تا بشقاب ما رسانده‌اند.

در هند، زنان کشاورز زمین‌هایی را کشت می‌دهند که به نام مردان ثبت شده است. در آمریکای لاتین، زنان در کارخانه‌های فرآوری قهوه یا کنسرو ماهی متعلق به مردان، با دستمزد پایین و بدون حمایت‌های بهداشتی کارمی‌کنند. در آفریقا، زنان دامدار با خشکسالی، تغییرات اقلیمی و فقدان دسترسی به تکنولوژی دست‌ و‌پنجه نرم می‌کنند. در ایران، زنان روستایی نه‌ تنها در تولید، بلکه در فرآوری خانگی، بسته‌بندی، فروش محلی و حتی نوآوری‌های غذایی مشارکت دارند بدون آنکه نظام قانونی یا مالیاتی، نقش آن‌ها را به رسمیت بشناسد.

از نگاه من، به‌عنوان کسی که سال‌ها به مطالعه کارآفرینی اجتماعی و توسعه محلی علاقمند بوده، این زنان نه فقط کارگر، بلکه ستون‌های نامرئی امنیت غذایی‌اند. بدون حضور و مشارکت مؤثر آنان، نه تنوع غذایی وجود دارد، نه ثبات تولید، و نه عدالت در زنجیره ارزش.

راهی برای دیده‌شدن: پیشنهادهایی برای توانمندسازی زنان کارگر در زنجیره غذایی ایران

اگر قرار است زنجیره غذایی ما پایدار، عادلانه و انسانی باشد، باید از جایی آغاز کنیم که همیشه نادیده گرفته شده: زنانی که در خانه، مزرعه، دامداری، کارگاه یا آشپزخانه مشغول تولید غذا هستند. این‌جا چند گام ساده اما موثر برای شروع تغییر آورده‌ام:

۱. به رسمیت شناختن کار زنان در قوانین و آمار رسمی

بخش زیادی از کار زنان در تولید غذا در ایران، تحت عنوان «کمک به همسر» یا «کار خانگی» بی‌دستمزد باقی می‌ماند. لازم است در سرشماری‌ها، برنامه‌ریزی‌های کشاورزی و اجتماعی، سهم واقعی این زنان بیشتر دیده و ثبت شود. این اولین گام برای مطالبه‌گری حقوق قانونی، بیمه و مزایاست.

۲. ایجاد تعاونی‌های بیشتر و جدی تر زنان روستایی

تجربه‌های موفق دراستان‌هایی مانند خراسان، گیلان و کرمان نشان داده‌اند که تشکیل تعاونی‌های کوچک، به زنان این امکان را می‌دهد که محصولات خود را بهتر بفروشند، مواد اولیه را با قیمت مناسب‌تری تهیه کنند و آموزش ببینند. حمایت بیشتر دولت، سازمانهای نیمه دولتی و سازمان‌های مردم‌نهاد از چنین تعاونی‌هایی حیاتی است.

۳. آموزش‌های تخصصی برای ارتقای کیفیت و درآمد

زنان در زنجیره غذایی نیاز به آموزش‌هایی به روز دارند که نه فقط در حوزه کشاورزی، بلکه در زمینه بازاریابی، بسته‌بندی، بهداشت مواد غذایی، و فروش آنلاین باشد. این آموزش‌ها اگر به زبان ساده و در محل زندگی‌شان باشد، می‌تواند مسیر خودکفایی اقتصادی و کارآفرینی را برایشان باز کند.

۴. داستان‌گویی، مستندسازی و روایت صدای این زنان

یکی از راه‌های تغییر نگاه جامعه به این زنان، روایت زندگی آن‌هاست. با تهیه مستندهای کوتاه، پادکست، گزارش‌های تصویری و محتوای شبکه‌های اجتماعی، می‌توان نشان داد که غذایی که هر روز می‌خوریم، چه پشت‌صحنه‌ای دارد. این کار هم موجب آگاهی بیشتر جامعه می‌شود، هم عزت‌نفس زنان تولیدکننده را بالا می‌برد.

۵. تشویق کارآفرینان اجتماعی به همکاری با این زنان

کسانی که در حوزه کارآفرینی اجتماعی فعال‌اند، می‌توانند با طراحی بیشتر مدل‌هایی مانند خرید مستقیم از زنان تولیدکننده، مشارکت در برندهای بومی، یا راه‌اندازی بازارهای محلی، این زنجیره را عادلانه‌ تر و انسانی‌ تر کنند. این همکاری‌ها می‌توانند ارزش اقتصادی ایجاد کرده و در عین حال، اثر اجتماعی بسیار عمیق‌تری داشته باشند.

بیشتر زنان کارگر در زنجیره غذا، در خاموشی مطلق کار می‌کنند؛ بی‌تابلو، بی‌صدا، بی‌نام در گزارش‌ها. در روز جهانی کارگر، پیش از آن‌که به سرودهای رسمی و شعارهای تکراری گوش دهیم، شاید باید گوش‌مان را به صدای زنانی بسپاریم که اگر نباشند، نه زمینی کاشته می‌شود، نه حیوانی سیر، نه نانی بر تنور، نه غذایی بر سفره. آنان کارگران بی‌نامی هستند که بودن‌شان زنده‌بودن زنجیره غذاست، و نبودن‌شان، قحطی خاموشی است که دیر یا زود به همه ما هم می‌رسد. شاید وقت آن رسیده که روز کارگر را بازتعریف کنیم؛ نه با پلاک و مدال، بلکه با دیده‌شدن، با حق و حقوق، با کرامت. زیرا غذا فقط محصول خاک نیست؛ بلکه حاصل دستان زنی‌ست که پیش از آفتاب بیدار می‌شود، در تاریکی کار می‌کند، و بی‌آن‌که کسی نامش را بداند، جهان را بیدار نگه می‌دارد.

زنانکارآفرینی اجتماعیغذاکشاورزی
۵
۰
زهرا آزادفر
زهرا آزادفر
آشپز، پژوهشگر کارآفرینی اجتماعی؛ نویسنده درباره طعم ها
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید