ویرگول
ورودثبت نام
محمدرسول عزیزی
محمدرسول عزیزیبرنامه نویس پایتون و کارشناس ارشد هوش مصنوعی کاوشگر درون
محمدرسول عزیزی
محمدرسول عزیزی
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

غیر از اینکه ادامه بدیم مگر چاره‌ای هست؟!

از آغاز جریانات دی ماه، اولین شهر‌های که اتفاقات خوبی رو پشت سر نگذاشت شهر کرمانشاه بود. اون روزا توی دوره آموزشی بودم و ۱۱ ام برگشتم برای مرخصی. توی شهر که رسیدم واقعا نمیدونستم چه خبره؟! پر از نیروهای امنیتی بود و منم متعجب به همه جا نگاه می‌کردم... دلم میخواست زودتر برسم خونه، مامان رو توی آغوشم بچلونم و سریع یه دوش بگیرم.

وقتی فهمیدم چه خبر شده، قیمت دلار و طلا رو دیدم واقعا مغزم به هیچی نمی‌تونست فکر کنه ... تازه افتاده بودم روی دور جمع کردن و خوش‌بینی به اینکه بابا سربازی میرم و تموم می‌کنم، برمی‌گردم شرکت و کنارش دکتری رو ادامه می‌دم و میرم دست کسی که عاشقشم می‌گیریم و با تمام سختی‌ها زندگی رو می‌سازم. آخه همیشه روال زندگی همین بوده و برای بدست آوردنش باید بجنگی! این چیزی بود که بابام همیشه بهم می‌گفت... زمانیکه بابام ورشکست شد کلاس ۵ ام بودم. زیاد متوجه سختیکه پدر و مادرم کشیدن نبودم، اما بزرگتر که شدم ازش پرسیدم واقعا چطوری تونست بعد از اینکه تمام ثمره زندگیش رو ازش بگیرن بازم ادامه بده؟؟؟ بهم گفت ثمره زندگی من، خانواده‌ام هستن. زندگی همیشه سخته، مال و اموال همیشه میاد و میره، باید آدم یاد بگیره برای چیزای مهمتر بجنگه!

اما اینبار خیلی فرق می‌کرد .. شرایط متفاوت بود... چیزایی که حتی بنظرم نباید در موردش حرف بزنم... ناامید از اینکه واقعا می‌تونم ادامه بدم؟ می‌کشم؟ و دوباره به یاد حرفای بابا افتادم. آینده وابسته به حرکت امروز منه، هرچند زمانه حکم بر زمین زدن من کنه. اگر ادامه ندم ... اگر روی زمین دراز بکشم و بیخیال شم و اجازه بدم تمام احساسات منفی در من حکمرانی کنند، وضعیت فردای من بهتر میشه؟

چند روز پیش یکی از شاگردانم به من پیام داد که جویای حال من باشه. پرسیدم در چه حالی درس و یادگیری برنامه‌نویسی رو چیکار می‌کنی؟ گفت حال ندارم یعنی نمی‌کشم، خسته‌ام استاد ... گفتم بابت این شرایط موجود می‌گی؟ گفت آره. فهمیدم چی میگه... دقیقا دردی رو حس می‌کرد الآن همه حس می‌کنند.گفتم حالت رو می‌فهمم و بابت حسی که الآن داری حق داری. اما این رو در نظر بگیر این روند رو ادامه بدی چیزی تغییر نمی‌کنه و بدتر از اون چیزی برای فردات پیشه نکردی!

واقعا تمام این لحظات همین حرف رو به خودم می‌زنم اگر به زندگی و رسیدن به آرزوهام ادامه ندم، چیزی برای زندگی فردام ندارم!

بقیه رو نمی‌دونم چیکار می‌کنند؟!

ادامهاحساساتقوی بودن
۴
۴
محمدرسول عزیزی
محمدرسول عزیزی
برنامه نویس پایتون و کارشناس ارشد هوش مصنوعی کاوشگر درون
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید