ابتذال متن، ابتذال دانشگاه، ابتذال کشور

پرده اول:

دو سال پیش که وسایل جدیدی از پدربزرگ مرحومم پیدا شد، چند صندوق روزنامه و مجله که اکثرا مربوط به دهه ۳۰ شمسی بود هم میان آن‌ها بود. محض کنجکاوی در یک فرصت مفصل برداشتم و تورقی کردم. از خبرهای عادی و فضای سیاسی آن روزها که بگذریم، به داستان‌ها و متون زننده‌ای می‌رسیم که در برخی مجله‌ها فراوان یافت می‌شد. متن‌ها و داستان‌هایی با مشکلات شرعی و اخلاقی واضح که عملا با عفت و حیا صد پشت غریبه بودند. مطالب در حدی زننده بود که بعد از دیدن چند مورد، تورق را متوقف کردم و ترجیح دادم تا مدتی سراغ آن‌ها نروم. تا چند روز به این فکر بودم که فیلم و تصویر، شاید وسیله مناسبی برای نشر مطلب کم‌عمق و مبتذل باشند اما کلمات و متن، ظاهرا برای این کار درست نشده‌اند. متون، بستر تفکر، بررسی مفاهیم و تعمیق در چالش‌هاست و نه بستر ابتذال و سطحی‌کردن و فساد. مقداری به روند طی شده از آن روزها به امروز فکر کردم و دعایی به جان انقلاب کردم که مردم را عمق بخشیده و اکنون در حالت عادی، جامعه چنین متون و محتوایی را نمی‌پذیرد. اگرچه اکنون، صد سال پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ و چهل و دو سال پس از انقلاب اسلامی خودمان، وقایع، اتفاقات و روندهای درست و اشتباه زیادی درون کشور هست که برخی هنوز بوی شنل رضاخان و کشف حجاب او را می‌دهند و برخی نه، اما شکی نیست که عمیق شدن در بررسی مسائل درست و اشتباه، دستاوردی است که ما در این صد سال به صورت نسبی به دست آورده‌ایم. دستاوردی که اکنون و با ظهور انواع شبکه‌ها و رسانه‌ها، با تهدیدهایی جدی روبرو است.


پرده دوم:

چند وقت پیش، در کانال روزنامه دانشگاه، تیتر بزرگی با عنوان «پسرها، دخترها عاشق بشوید!» در کنار عکس دکتر مشایخی دیدم. با شناخت نصفه‌نیمه‌ای که از چند مصاحبه و سخنرانی از دکتر مشایخی داشتم، این تک‌جمله، برایم عجیب بود. بعد از خواندن متن و خواندن اصل جمله، تعجب بیشتری کردم. اگرچه هیچ‌وقت عیناً آن جمله را در متن نیافتم. شاید بد نبود اگر گپ و گفتی با بروبچه‌های نگارنده می‌کردم. افزایش کمی و کیفی نشریات در دانشگاه ما، گذشته از انتقاداتی که به آن وارد است، موضوعی است که تأثیر زیادی در فضای فعلی دانشگاه ما داشته و دارد. تفاوت عمده‌ای که یک روزنامه یا نشریه با یک کانال دارد، این است که نویسنده، الزامی برای جذب به هر قیمت ندارد. متون، با گذشتن از قید کمیت مخاطب، کیفیت موضوع را بالا برده و در عوض تأثیر ویژه‌ای بر مخاطب فرهیخته و اثرگذارِ بر جامعه خود می‌گذارند. حال تفاوت اصلی این است که کدام‌یک از نشریات و روزنامه‌های ما، در پی «خواندن محتوای کانال توسط مخاطبان روزنامه» هستند و کدام‌یک در پی «خواندن محتوای روزنامه توسط مخاطبان کانال». که در اولی نویسنده می‌تواند عمق مطلب را به کانال بکشاند و در دومی، ناچار به مبتذل کردن متن یا حداقل تیتر روزنامه است.


پرده سوم:

چند روز پیش، هنگامی که شماره جدید روزنامه را خواندم، با دیدن تیتر و صفحه اول، احساسی معادل پرده دوم داشتم و بعد از خواندن محتوای روزنامه، احساسی معادل پرده اول! اشتباه نکنید. مطالب با نشریات دهه ۳۰، یکسان نبودند. حتی نزدیک هم نبودند. اما این‌جا «دانشگاه» است. اگر نخواهیم تعریفی از دانشگاه ارائه دهیم که به اختلاف بخوریم، فکر می‌کنم همه بر این قضیه وحدت داشته‌باشیم که فضای «دانشگاه» چند مرحله از فضای عام، عمیق‌تر است. دانشگاه، جایی است که می‌تواند مسائل را کلان ببیند، کلان نشان دهد و بررسی‌هایی بسیار بهتر از سطح عام جامعه ارائه دهد. شاید حتی رسالت دانشگاه را بتوان همین موضوع تعریف کرد. حال وقتی نشریه، مجله یا روزنامه‌ای با قالب «متن» در «دانشگاه» منتشر می‌شود، انتظار می‌رود که با بررسی عمیق، دقیق و به دور از متن مبتذل و ابتذال متن، مسئله را واکاوی کند. که ابتذال متن، ابتذال دانشگاه را در پی دارد. مسئله مثبت باشد یا منفی یا مورد مناقشه، تفاوتی نمی‌کند. انتظار ندیدن فلوچارتی که مطرح شدن آن قبح‌شکنی واضح و در تعارض مستقیم با اخلاق و فرهنگ ما است و یادآور سریال‌های ترکی یا متن‌هایی در سطح کانال‌های عشق و عاشقی اسپانسر پروکسی یا طنزهای موهن، انتظار خارج از عرفی از «متون» در «دانشگاه» نیست.

وضعیت فعلی هر چه باشد، وظیفه ما بررسی، عمیق‌شدن در موضوع، استخراج راه حل اخلاقی و درست و حرکت به سمت آن است که اگر از انصاف خارج نشویم، در بخش‌هایی از روزنامه شاهد این قضیه بودیم ولی حرکت با یک جریان اشتباه به بهانه بررسی وضعیت فعلی یا افزایش آسیب‌دیدگان به بهانه کاهش آسیب، همان چیزی است که نه در شأن فرهنگ و دین ماست و نه در شأن دانشگاه و قالب متن.

برای ورود به کانال پیام‌رسان تلگرام «مکتوبات هیأت ‌الزهرا (س) دانشگاه شریف» کلیک کنید.