ویرگول
ورودثبت نام
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریف
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریفمکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه صنعتی شریف
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریف
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریف
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

دانشگاه هومبولتی؛ نقطه تولد دانشگاه مدرن

در حالی که فرانسه تحت سیطرهٔ چکمه‌های ناپلئون، نهاد علم را به پادگانی برای تربیت مهندسان و تکنسین‌های جنگی تبدیل کرده بود، در اوایل قرن نوزدهم و در قلب پروس (آلمان امروزی)، جرقه‌ای دیگر زده شد. شکستِ سختِ آلمان‌ها از ارتش بوروکراتیک و مقتدر ناپلئون، تکانه‌ای شدید به نخبگان پروس وارد کرد. آن‌ها دریافتند که برای جبران عقب‌ماندگی و بازسازی هویت ملی خود، نیازمند یک بازآفرینی بنیادین در نهاد علم هستند. بدین ترتیب، در سال ۱۸۱۰ میلادی در شهر برلین، به همت اندیشمند و سیاست‌مدار برجسته، ویلهلم فون هومبولت، معماری جدیدی برای دانایی متولد شد؛ الگویی جریان‌ساز که به سرعت به شناسنامه تمام دانشگاه‌های مدرن جهان تبدیل گشت.

تا پیش از الگوی برلین، دانشگاه‌ها در سراسر جهان دو کارکرد سنتی داشتند: یا مانند قرون وسطی فضای حفظ و تکرار آموخته‌های گذشته و متون کهن کلامی بودند، یا مانند مدل ناپلئونی، به آموزشگاه‌های فنی دولتی برای تربیت کارمندان و تکنسین‌ها تقلیل یافته بودند. اما هومبولت طرحی نو درانداخت. در دانشگاه برلین، دانشگاه دیگر صرفاً مکانی برای بازگو کردن و تدریسِ دانشِ موجود نبود، بلکه به کارخانه‌ای پویا برای «پژوهش و تولید دانش نو» تبدیل شد.

در این الگوی انقلابی، برای نخستین‌بار دو عنصر جدایی‌ناپذیر تمدن جدید یعنی «آموزش» و «پژوهشبه هم گره خوردند. مدلِ برلینی، آموزشِ کلاسی را مستقیماً به تحقیقِ آزمایشگاهی و کاوش‌های میدانی پیوند زد. از این پس، استاد دانشگاه کسی نبود که صرفاً کتاب‌های دیگران را بهتر روخوانی کند، بلکه کسی بود که خود در خط مقدم جبههٔ تولید علم قرار داشت و مرزهای دانایی را جابه‌جا می‌کرد؛ دانشجو نیز دیگر یک شنوندهٔ منفعل نبود، بلکه دستیار پژوهشیِ استاد در آزمایشگاه و سمینارهای علمی به شمار می‌رفت.

این پیوندِ مبارک میان تئوری و آزمایش، سرعت قطارِ پیشرفت مادی غرب را صد برابر کرد. دانشگاه هومبولتی با شعار «آزادی آکادمیک»، فضایی را به وجود آورد که در آن علم توانست از سیطرهٔ مستقیم و روزمرهٔ دولت و کلیسا فاصله بگیرد و به شکل نظام‌مند، قوانین طبیعت را یکی پس از دیگری کشف و تسخیر کند. علوم پایه مانند شیمی، فیزیک و زیست‌شناسی در آزمایشگاه‌های مدرن آلمان جان دوباره‌ای گرفتند و این کشور را به قطب بی‌رقیب علمی جهان در قرن نوزدهم تبدیل کردند؛ پدیده‌ای که بستر ساختاریِ انقلاب صنعتی دوم را مهیا ساخت.

اما در پس این پوستهٔ درخشان و کارآمد، همان لجاجت تمدنی و مادی‌گرایی خودبنیاد که در گام‌های قبلی شکل گرفته بود، به تکامل رسید. اگرچه هومبولت به دنبال احیای نوعی اومانیسم کلاسیک و تربیت انسانی جامع‌الاطراف بود، اما ساختارِ پژوهش‌محورِ جدید، علم را بیش از پیش به یک «صنعت تولید انبوه داده» تبدیل کرد. در این کارخانهٔ جدید دانایی، حقیقت دیگر یک امر متعالی و آسمانی نبود که روح بشر را جلا دهد، بلکه به فرمول‌ها، ارقام و دستاوردهای آزمایشگاهی تقلیل یافت که باید در خدمت توسعه مادی تمدن غربی قرار می‌گرفت. غرب با خشتِ برلینی، موتور محرکِ علمی خود را به چنان سرعتی رساند که تمام جهان را ناچار کرد برای بقای خود، از این الگویِ مادیِ مدرن کپی‌برداری کنند.

 

دانشگاهانقلاب صنعتیعلوم پایهقرون وسطیمدرن
۱
۰
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریف
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریف
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه صنعتی شریف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید