
در تحلیل جریانهای سیاسی و اجتماعی، همیشه نگاهها به سمت دشمن خارجی و تحرکات نظامی اوست. اما حقیقت این است که دشمن پس از ناامیدی از جنگ نظامی، تمام تمرکز خود را روی دو گزاره گذاشته است: شکنندهکردن تابآوری مردم و ایجاد خطای محاسباتی در مسئولین.
در این میان، کلیدیترین عنصر، «جبهه داخلی» یا همان «امت» است. در ادامه، سیر منطقی سخنرانی شب نهم را با تمرکز بر نقش مردم و ضرورت بیداری جبهه حق مرور میکنیم.
برای درک اهمیت جبهه داخلی (امت)، کافی است به تاریخ اسلام نگاه کنیم. شهادت اباعبدالله الحسین (ع) بزرگترین مصیبت آسمانها و زمین است؛ اما این فاجعه کجا و توسط چه کسانی رقم خورد؟ تنها ۵۰ سال پس از رحلت پیامبر (ص)، همین «امت» پیامبر اکرم (ص) بودند نوه ی ایشان و ولیّ خداوند را به شهادت رساندند.
قاعده عالم این است: دشمن خارجی هرچقدر هم قدرتمند باشد، اگر جبهه داخلی مستحکم باشد، هیچ غلطی نمیتواند بکند. خطر واقعی، غفلت و خطای محاسباتی در درون جبهه حق است.
یکی از بزرگترین آسیبها در جامعه امروز، شکلگیری یک روایت زمینی و مأیوسکننده است؛ اینکه فکر کنیم: «ما یک مشت مردم عادی هستیم، کارها دست مسئولین و دیپلماتهاست، ما هم باید بنشینیم توی خانه، گوشی را دست بگیریم، اخبار را چک کنیم، حرص بخوریم و کاری از دستمان برنمیآید!» این تفکرِ بیحسکننده، صددرصد غلط است. در نگاه الهی، هیچکس در جبهه حق بیتأثیر و منفعل نیست و اساساً حرکت امت است که نتایج را تغییر میدهد.
بر خلاف تصور عموم که فکر میکنند «خواص» یعنی مسئولین، صاحبان تریبون و ثروتمندان و «عوام» یعنی مردم عادی، ملاک اصلی «تفکر و اندیشه» است.
خواص کیست؟ کسی است که موقعیت را میشناسد، بصیرت دارد و در زمان مناسب اقدام درست انجام میدهد؛ حتی اگر یک راننده کامیون یا کاسب ساده باشد.
عوام کیست؟ کسی است که قوه تحلیل ندارد و موجسواری میکند؛ حتی اگر یک روحانی سرشناس یا مسئول باشد.
بسیاری از نقاط عطف انقلاب (مثل تسخیر لانه جاسوسی یا اعتصابات صنعت نفت) توسط همین خواصِ برخاسته از دل مردم شکل گرفت، نه حلقههای بسته اطراف مسئولین.
چرا در نظام اسلامی حضور و مطالبهگری مردم حیاتی است؟ چون مدل حکمرانیها متفاوت است و این نظام برای رشد مردم است بنابراین بازیگر اصلی در نظام الهی مردم هستند:
حکومت غیرالهی: به دنبال سوار شدن بر مردم و استعمار آنهاست؛ پس هرچقدر مردم کمتر بفهمند، کمتر دخالت کنند و سرشان به سرگرمیهای خودشان گرم باشد، برای حکومت بهتر است.
حکومت الهی: هدفش چرخاندن صرفِ چرخِ اداره جامعه نیست؛ هدف اصلی آن «رشد و بعثت انسانها» است. در این مدل، مردم باید در میدان باشند، بفهمند، سهم داشته باشند و مطالبه کنند. دعوت مردم به سکوت و انفعال، بزرگترین خیانت به آنهاست.
یک مثال عینی برای این رشد، مسئله «حجاب» است. چرا اسلام بر حجاب تأکید دارد؟ چون قرار است شخصیت«زن» وارد جامعه شود و کنشگری اجتماعی و عقلانی داشته باشد (در خانه که حجاب لازم نیست). حجاب محیط جامعه را از فضای شهوترانی و حواسپرتی به فضای عقلانیت و رشد تبدیل میکند تا همه بتوانند نقش اجتماعی خود را ایفا کنند.
قرآن کریم جامعه اسلامی مطلوب را با دو ویژگی توصیف میکند:
تعبیر قرآنی معنا و مفهوم اجتماعی «صَفّاً صَفّا»جامعه، جبههای منظم است که در آن هر کسی (مسئول، دانشجو، بازاری، طلبه) صفی دارد، وظیفهای دارد و باید تیر یا نیزه خود را در همان صف شلیک کند. هیچکس بیمسئولیت نیست.«بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ» ساختاری مستحکم و سدگونه مانند سد سربریزیشده؛ یعنی پیوند میان صفوف (مردم با مسئولین، قشرهای مختلف با یکدیگر) چنان محکم است که دشمن راهی برای نفوذ و بدبینکردن آنها به هم پیدا نمیکند.
ما در میانه یک جنگ پیچیده و مهم هستیم. مطالبهگری، ایستادگی در کف خیابان و نقد خطاهای محاسباتی مسئولین در مذاکرات و سیاستها یک ضرورت است؛ اما این حرکت و صدای ما نباید به سمتی برود که در دل مردم تزلزل و ناامیدی ایجاد کند.
باید «قول سدید» (سخن محکم، منطقی و استوار) بر زبان بیاوریم. کلام و کنش ما در جبهه داخلی باید موجب «سکینه» (آرامش و ثبات قدم عمومی) شود، نه اینکه مردم را نسبت به اصل حرکت ناامید کند. همه ما، در هر جایگاهی که هستیم، نسبت به این جبهه مسئولیم.