. تمایز میان «قصاص» و «انتقام» در منطق اسلامی
در منطق اسلام، «قصاص» با «انتقام» متفاوت است. آیه قصاص (النَّفْسَ بِالنَّفْسِ) برای جلوگیری از خونریزیهای بیحد و حصر جاهلی آمد تا حق شخصی ولیدم را در مقابلهبهمثل (یک جان در برابر یک جان) مشخص کند. اما «انتقام و خونخواهی» شهدا به معنای ریختن خون بیشتر یا کشتار کورکورانه نیست؛ بلکه انتقام واقعی، رساندن جامعه به هدف غایی آن شهدا و محقق کردن آرمانهایی است که برای آن جان دادهاند. قصاص یک اقدام حقوقی و مجازات فردی است که در اولین فرصت ممکن اجرا میشود، اما انتقام یک فرآیند کلان تاریخی و هدایت انرژی خونخواهی برای رسیدن به فتح و پیروزی نهایی است.
۲. سیدالشهدای اول (حضرت حمزه)؛ انتقام بدون قصاص
در جنگ احد، وحشی به دستور هند جگرخوار، حضرت حمزه را به شهادت رساند و هند سینه ایشان را شکافت. عبارت «وَابْنَ عاقِلَةِ الاَکْبادِ» در زیارت عاشورا نیز به همین جریان جگرخواری و سلسلهای از دشمنیهای غیرمتعارف اشاره دارد. پس از این فاجعه و مثله شدن شهدا، مسلمانان خواستار مقابلهبهمثل شدند. آیه ۱۲۶ سوره نحل نازل شد که مقابلهبهمثل را مجاز، اما «صبر» را برای صابران بهتر دانست. پیامبر اکرم (ص) نیز صبر استراتژیک را برگزید. حدود ۶ سال بعد، در جریان فتح مکه (فتح مبین)، انتقام خون حمزه و شهدای احد با سرنگونی قدرت قریش و برچیده شدن جاهلیت گرفته شد؛ اما شخصِ قاتل (وحشی) قصاص نشد. پیامبر به عنوان ولیدم از حق خود گذشت، وحشی را توبه داد و بخشید. بنابراین، حمزه سیدالشهدا قصاص فردی نداشت اما انتقام آرمانیاش محقق شد.
۳. سیدالشهدای دوم (امام حسین)؛ قصاص بدون انتقام
در ماجرای سیدالشهدای دوم، امام حسین (ع)، قضیه کاملاً برعکس شد. قاتلان و عاملان فاجعه کربلا همگی توسط مختار ثقفی دستگیر، مجازات و قصاص شدند و پرونده قصاص فردی بسته شد. اما پرچم خونخواهی با شعار «یالثارات الحسین» همچنان دستبهدست میچرخد تا به دست امام زمان (عج) برسد؛ چراکه انتقام کربلا هنوز گرفته نشده است. امام حسین (ع) در بدو ورود به کربلا از سختی و بلای این سرزمین به خدا پناه برد (اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلَاءِ). روایات نشان میدهند که ائمه معصومین تا زمان ظهور همواره در این «کرب» (اندوه و سختی) شریکاند و وارث این رنج هستند. از آنجا که امام زمان (عج) یک قاتل را دو بار قصاص نمیکند، انتقام او از جنس زنده کردن و کشتن دوباره شمر و عمر سعد نیست، بلکه رفع این «کرب» و تبدیل آن به «فرج و رخاء» برای کل عالم است.
۴. مفهوم «حسنه دنیا»؛ هدف نهایی حرکت انبیا و شهدا
بر اساس آیه ۴۱ سوره نحل، تشکیل مجتمع صالح و حکومت اسلامی، همان «حسنه دنیا» است. حسنه آن چیزی است که انسان را بالا میبرد و بهشتی میکند. حرکت پیامبرانه از دره مصائب (مانند شعب ابیطالب و فقر اهل صفه) شروع میشود، در دامنه قد میکشد و به قله میرسد. پیامبر (ص) نشان داد که حکومت موظف است علاوه بر حسنه آخرت، حسنه دنیا را هم بسازد؛ چنانکه بعد از فتح خیبر فقر را ریشهکن کرد و در فتح مکه بتها را از کعبه زدود. شهدا در احد و کربلا ایستادگی کردند تا چنین حکومتی برای مستضعفان عالم بنا شود. مزد و انتقامِ خون این شهدا، تار و مار کردن آدمها نیست، بلکه پیروزی در این نبردی است که به تشکیل جامعه توحیدی و برقراری عدالت منجر میشود.
۵. تحلیل قرآنی و وعده یاری حتمی الهی
قرآن کریم لحن و قیدهای دقیقی دارد. در سوره فتح از «فتحاً قریباً» (فتح خیبر) و «فتحاً مبیناً» (فتح مکه) یاد میکند. فتح مبین یعنی پیروزی آشکاری که به دلیل عظمت و وضوحش (ورود بدون خونریزی به مکه و تسلیم شدن ابوسفیان) اصلاً نیاز به تبیین و سخنرانی ندارد. همچنین آیه «فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ» (آیه ۵۵ زخرف) نشان میدهد که وقتی دشمنان، اولیای خدا را به تأسف و خشم وامیدارند، خدا از آنها انتقام میگیرد؛ چراکه رضا و سخط اولیاء، همان رضا و سخط خداست. عاشورا اوج تأسف اولیای الهی بود. قرآن در آیه ۶۰ سوره حج تأکید میکند که اگر پس از عقوبت اول، مجدداً به شما تجاوز و بغی شد (ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ)، خداوند با بیشترین تأکیدات زبانی وعده داده است که قطعاً و حتماً شما را یاری خواهد کرد (لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ). نمونه تاریخی این بغی مجدد، تلاش برای ترور پیامبر در لیلةالمبیت بود که انتقام آن در جنگ بدر گرفته شد.
۶. خونخواهی در عصر حاضر؛ بازدارندگی و امنیت
با تکیه بر منطق آیه۶۰ سوره حج، در مقابل دشمنی که پیدرپی بغی و تجاوز میکند، نباید به بهانه پرهیز از خونریزی کوتاه آمد یا به صبر اشتباه متوسل شد. اگر در برابر جنایاتی مانند بمباران مدرسه میناب یا ترور رهبران مجاهد ایستادگی و خونخواهی جدی صورت نگیرد، امنیت فردای جامعه و کودکان به خطر میافتد. انتقام حاج قاسم سلیمانی، اخراج آمریکا از منطقه است و انتقام امام حسین (ع)، ظهور قائم آل محمد (عج) است. در عصر حاضر، خونخواهی لزوماً یک پروژه دولتی نیست؛ بلکه میتواند به شکل فتوای مراجع (مانند قضیه سلمان رشدی که امنیت را از او ربود) یا خیزشهای یکپارچه اجتماعی تجلی یابد. امروز حتی فلسطینیهای سکولار یا مخالف حماس در سراسر جهان، با موبایلهایشان صدای مظلومیت غزه شدند و فشار اجتماعی بزرگی علیه جنایتکاران ساختند. جامعه اسلامی نیز باید این خیزش بازدارنده را برای حفظ امنیت و خونخواهی از شهدای خود ایجاد کند.