ویرگول
ورودثبت نام
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریف
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریفمکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه صنعتی شریف
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریف
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریف
خواندن ۴ دقیقه·۴ روز پیش

خلاصه سخنرانی شب دوم محرم الحرام ۱۴۴۸

در شب های گذشته به عرض شما عزیزان و سروران رسوندم که قرآن کریم مرزبندی‌ها رو تعیین می‌کنه و از این مرزبانی‌ها با عنوان «مرابطه» یاد می‌کنه. پایتخت و مرکز جغرافیای ایمانی رو «امام» قرار میده و می‌فرماید با امام رابط بمونید و از مرزها مرابطه کنید. نتیجه این نگاه اینه که ما یک مرزکشی جدی و دقیق بین خودی‌ها و بیگانگان داریم که عدم رعایت اون، مصیبت‌هایی رو برای جامعه ایمانی در طول تاریخ رقم زده. این خلاصه عرائض دیشب حقیر بود. منتها غرض اصلی من از این شب به بعد، درباره وظایف ما و نگاهمون به داخل مرزهاست. می‌خوام یه مقداری درباره داخل مرزهامون حرف بزنم، به‌خصوص در شرایط فعلی که لازمه تا حد زیادی به داخل بپردازیم و اندام‌های این پیکره ایمانی و نسبت‌هاشون با همدیگه رو مرور بکنیم. خیلی وقته راجع به جهاد و قتال با بیگانگان شنیدید؛ بگذارید یه مقدار بیاییم داخل و در درون خودمون ببینیم چه باید بکنیم.

طیف‌بندی داخل مرزهای ایمانی

وقتی میریم سراغ معارف قرآن و اهل بیت می‌بینیم که تصویرسازی این معارف از درون پیکره ایمانی، یه تصویر صفر و یکی نیست. ما در درون پیکره ایمانی با یک طیفی از انسان‌ها مواجهیم که ضعیف و قوی یا شدت و ضعف داره. این‌جوری نیستش که مرزهای درونی یه خطکشی خیلی دقیق داشته باشه که بعضیا کلاً بیرون باشن و بعضیا درون. توی این طیف‌بندی، هقدر که به این پایتخت یعنی امام نزدیک‌تر باشیم، از درجه ایمانی بالاتری برخورداریم؛ اما این به این معنا نیست که اگه کسی از اون مرکز قدری دور شد، خارج از مرزهای ایمانی تلقی بشه. مثل جغرافیای کشور، پایتخت امکانات فراوانی دارد و هرچقدر به مرزها نزدیک میشیم امکانات کاهش پیدا می‌کنه. در جغرافیای ایمانی هم هرقدر به مرکز نزدیک‌تری، بهره‌مندی معنوی بیشتری داری، اما هرچقدر هم دور بشی، تا وقتی به مرزهای نهایی نرسیدی، باز هم این خط اتصاله برقراره و تمام حداقل احکام و حقوق باید به اونجا هم برسه.

سیره تربیتی و برخورد با اعضا

ما متأسفانه به عنوان حزب‌اللهی، گاهی وقتا به این طیف‌بندی بی‌توجهیم و فکر می‌کنیم فقط ما خوبیم و بقیه بدن. منطقی که یهود داشت این بود که می‌گفت «نحن ابناءالله»؛ ما فرزندان خداییم. گاهی وقتا به بچه حزب‌اللهیا هم این احساس دست میده! اما قرآن و فرهنگ اهل بیت اینجوری برخورد نمی‌کنه. قرآن تو این مرزها خیلی سخت‌گیر نیست و خیلی دل به دل آدمای کج‌وکوله و ضعیفی مثل من میده و کوتاه میاد؛ البته هرگز از حدودش کوتاه نمیاد، بلکه با «آدم‌ها» کوتاه میاد. اهالی تربیت می‌گن وقتی می‌خوای فرزندت رو تربیت کنی، «کارش» رو تقبیح کن، نگو تو چه بچه بدی هستی. قرآن دقیقاً همین کار رو می‌کنه؛ یعنی تفکیک بین تقبیح فعل و اخراج فاعل. قرآن با مشرکینی که بیرون مرزن، با خودشون درگیر میشه و ابراهیم علیه‌السلام می‌فرماید ما از خودتون بیزاریم، اما درباره کسانی که داخل مرزن، هیچ‌وقت خودشون رو بیرون نمی‌کنه، بلکه فعل نادرستشون رو تقبیح می‌کنه. پس آیا همه رو باید بیرون کنیم؟

تحلیل سوره انفال و درس‌های جنگ بدر

برای روشن شدن مطلب، نگاهی به سوره مبارکه انفال بندازیم که درباره جنگ بدره. توی این جنگ، مؤمنین ۳۱۳ نفر بودن و دشمن سه برابر. با اینکه پیروز شدن و غنائم زیادی به دست اومد، اما مؤمنین سر تقسیم غنائم با همدیگه دست به یقه شدن! لذا آیه اول تذکر میده که دعوا نکنید و اصلاح ذات‌البین کنید. این عدد ۳۱۳ ما رو یاد اصحاب حضرت ولی‌عصر (عج) می‌ندازه که رسماً آمده بودن جانفشانی بکنن. ما خیال می‌کنیم اینا چه فرشتگانی بودن! ولی می‌بینیم همینایی که خیلی مهمن، جنگ که تمام میشه سر غنیمت چانه می‌زنن و یقه همدیگه رو می‌گیرن. چند آیه پایین‌تر می‌فرماید قبل از جنگ هم با پیغمبر مجادله می‌کردن و انگار دارن می‌کشنشون به سمت مرگ! در آخر سوره هم دعوای سر فروختن اسرا رو میگه که خلاف فرمایش پیغمبر اسیر گرفته بودن. با وجود این ضعف‌های انسانی و لغزش‌ها، قرآن باز هم به این‌ها میگه مؤمن و دورشون نمی‌ندازه. در احد هم گذاشتن در رفتن، اما بلافاصله فرمود خدا از شما گذشت. پس با اینکه می‌لنگن، اما کسی رو بیرون نمی‌کنه.

گونه‌شناسی ساکنان جامعه

اگر بخوایم طبق هندسه معارف، ساکنان جامعه رو گونه‌شناسی کنیم، با سه گروه مواجهیم: اول، «مؤمنون حقا» یا همون مقربون و سابقون که مرکزنشین و چسبیده به ولایت هستن و عددشون کمه. دوم، «اصحاب یمین» که لایه‌های میانی و گسترده جامعه ایمانی رو تشکیل میدن؛ پاشون می‌لنبه اما داخل پیکره هستن. سوم، «منافقین» که توی مدینه و ظاهر جامعه زندگی می‌کردن و قسم می‌خوردن از شماییم، اما قرآن می‌فرماید اینها از شما نیستن و در واقع پادوی اونور مرزی‌ها هستن.

وظیفه خالص‌سازی؛ آری یا خیر؟

حالا سؤال مهم اینه که آیا ما وظیفه خالص‌سازی داریم؟ آیا باید اینایی که می‌لنگن رو از قطار ایمانی پیاده کنیم؟ پاسخ اینه: هم بله و هم خیر. خالص‌سازی نسبت به منافقین و بیگانگان داخلی؟ آری! اینجا دقیقاً محل جهاده، چون منافق خودش رو درون نظام قرار میده اما از نظام نیست و جبهه دشمنه. اما خالص‌سازی و اخراج مؤمنین ضعیف از دایره خودی‌ها به خاطر لغزش‌ها؟ خیر! خالص‌سازی افراطی و طردکننده کاملاً غلطه. وظیفه ما در داخل مرزها مدارا و حفظ خط اتصاله، نه پیاده کردن آدم‌ها از قطار ایمان به خاطر تفاوت‌های عملی. إن‌شاءالله فردا شب راجع به این بیشتر حرف می‌زنیم. صلواتی عنایت بفرمایید.

 

اهل بیتقرآن کریم
۰
۰
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریف
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه شریف
مکتوبات هیات الزهرا(س) دانشگاه صنعتی شریف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید