
۱. تقابل دو گروه جهنمی: مستکبران ستمگر و مستضعفان ظلمپذیر
مسئلهٔ ظلم در منطق قرآنی، پدیدهای دوسویه است. مشهور است که حق گرفتنی است و باید ظالم را ادب کرد، اما قرآن به ما میآموزد که ذلت، دو پایه دارد: یکی ظالمی که ستم میآفریند و دیگری کسی که با ظلمپذیری، زمینه را برای استمرار ستم فراهم میکند. در فرهنگ قرآن، «انظلام» (ظلمپذیری) رذیلتی اخلاقی است که مانند ظلم، مذموم شمرده میشود.
آیات سورهٔ اعراف و سبأ، تصویرگر صحنههایی از جهنم است که در آن مستضعفانِ ظلمپذیر با مستکبران به مخاصمه برمیخیزند و یکدیگر را مقصر بدبختیشان میدانند. قرآن تأکید میکند که عذاب هر دو گروه مضاعف است؛ چراکه گروه دوم با پذیرش ذلت و سکوت در برابر ستم، میدان را برای سلطهٔ ظالمان باز گذاشتند. امام (ره) با درک این حقیقت، شعار «هیهات منا الذلة» را محور نهضت سیدالشهدا قرار داد. عزاداری حقیقی در مکتب عاشورا، عزاداریِ ظلمناپذیر است؛ کسی که سینهزنِ امام حسین (ع) است، نباید تن به توسریخوری و ذلت دهد.
۲. فرعون؛ الگوی قرآنی ستمگری و شباهت او به استکبار جهانی
نمادِ تمامعیارِ ذلتآفرینی در قرآن، «فرعون» است. قرآن داستان او را نه برای قصهگویی، بلکه برای الگوشناسیِ فرعونهای هر عصر بازگو میکند. «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ»؛ فرعون با استخفاف و خفیف کردن مردم، آنها را به بند ذلت میکشید تا مطیع محضِ او شوند. امروز نیز تمدن منحط غربی که در رأس آن آمریکای جنایتکار قرار دارد، دقیقاً با همان راهبردهای فرعونی، ملتها را به ذلت فرامیخواند.
◀️ ادعای خدایی و قدرت مطلقه
شعار بلند فرعون این بود: قدرت مطلق در دست منه، «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلیٰ». گزارشی نداریم که تو قرآن گفته باشه فرعون گفته باشه مثلاً به من سجده بکنید، نمیدونم یا چیزی؛ مسئلهٔ ربوبیت تو این آیهٔ شریفه همین نکتهست، یعنی همهٔ قدرت عالم در اختیار من و شما هیچی نیستید. اینو شعار خودش قرار داده بود و همهٔ امور عالم رو تحت تدبیر و حاکمیت خودش میدید و بقیه را ناتوان و هیچ میپنداشت. الانم همین؛ این تمدن منحط امروزی با همهٔ پیشرفتهایی که دارن، با همهٔ توفیقاتی که به دست آورده، صبح تا شب داره فریاد میزنه «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلیٰ» و یه عدهای هم او رو به عنوان اله و معبود خودشون قرار دادن.
◀️ انحصارگرایی و ادعای منبع حقیقت بودن
فرعون میگفت «ما أُرِیکُمْ إِلاَّ ما أَرىٰ»؛ یعنی تنها راه رشد، مسیری است که من ترسیم میکنم. این انحصارطلبیِ فکری، راهِ آزاداندیشی را بر ملتها میبندد. امام و رهبری با شکستن این بت، راه سومی را در جهان باز کردند که وابسته به شرق و غرب نبود. استکبار امروز نیز میخواهد تنها حقیقتِ موجود را نسخهٔ منحط خود معرفی کند و سایر راهکارها را باطل بخواند.
◀️ تفرقه افکنی و برهمزدن وحدت
«وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً»؛ فرعون برای حکومت کردن، بین مردم تفرقه میانداخت تا آنها را از هم دور کند و با پنجه کشیدن به صورت یکدیگر، ضعیف شوند. این راهبردِ همیشگی استکبار است. هر نقدی که در کشور مطرح میشود اگر منجر به دوقطبیسازی و تفرقهٔ امت شود، در زمین دشمن بازی کردن است و راه را برای ذلت دوباره باز میکند.
◀️ تکیه بر قدرت مادی و تجملات نظامی
فرعون با تکیه بر امکانات مادی، ناوگانها و تجهیزات عظیم خود، سعی در تحقیرِ مخالفان و خودنمایی داشت. امروز نیز استکبار با تکیه بر ناوها و بمبافکنهای پیشرفته، همان سیاست ارعاب و تحقیر را دنبال میکند. هرگاه از این جلوههای مادی دشمن جا بزنیم و عقبنشینی کنیم، به ذلت نزدیک شدهایم.
۳. راه حل خروج از ذلت: چنگانداختن به حبل من الله و حبل من الناس
خروج از گرداب ذلت و مسکنت، تنها در دو پیوند راهبردی خلاصه میشود:
🔆 حبل من الله: پیوند با آسمان و قرار گرفتن تحت ولایت الهی. کسی که خدا را «ولی» خود قرار دهد، دیگر بیمولا نیست و در برابر قدرتهای پوشالی واهمه ندارد. توحیدِ حاکم بر مردم در ایام سختیها، دستاورد همین ولایتمداری است.
🔆 حبل من الناس: تقویت پیوندهای مردمی و وحدت ملی. اگر توحید در جامعه تجلی یابد، پیوندهای مردم با هم مستحکم شده و اجازه نمیدهند دشمن با تفرقه، راهِ ذلت را بر این ملت بگشاید.
این مسیرِ عزت، راهِ روشنِ امام و شهداست که باید با اتحاد و اتکا به قدرت لایزال الهی تداوم یابد.