مجاهد قهرمان

آن زمان که خانواده می‌گفتند باید به دانشگاه شریف بروی فکر می‌کردم که دلیل نامگذاری این دانشگاه(همان وجه تسمیه خودمان) این بود که آدم‌هایی که به آن جا می‌روند شریف‌اند!
بعدها فهمیدم که این طور نیست! نام دانشگاه ما از نام شهید سید مجید شریف‌واقفی گرفته شده.
به بررسی زندگی این شهید گرانقدر می‌پردازیم.
در مهرماه 1327 خورشیدی، سید مجید واقفی در یک خانواده مذهبی در تهران چشم به جهان گشود. مجید دوران متوسطه را در دبیرستان صائب اصفهان با معدل 97 / 19 در رشته ریاضی با موفقیت به پایان رسانید.

مجید در طی دوران تحصیل همواره در ردیف شاگردان ممتاز قرار داشت. در طی دوران تحصیل خود در دبیرستان، به تشکیل انجمن اسلامی و اشاعه‌ی دین اسلام در میان دانش آموزان پرداخت. از کلاس اول یا دوم دبستان جلسات قرآنی با دوستانش در خانه برگزار می‌کرد. مجید نه تنها برای اقامه نماز صبح بیدار می‌شد، بلکه اذان هم می‌گفت تا خانواده و همسایه ها مطلع شوند.

او قبل از ورود به دانشگاه در سال 1342، به دنبال قیام مردم قم به رهبری امام خمینی(ره) در ردیف کفن‌پوشان به پشتیبانی از امام(ره) راهپیمایی کرد و با وجود شرایط خفقان در آن زمان عکس‌ها و اعلامیه‌های امام را در بازار و کوچه ها نصب کرد.
مجید به مطالعه کتب مذهبی علاقه خاصی داشت به صورتی که در مقطع دبیرستان تمام شبها به مطالعه کتاب مذهبی می‌پرداخت و عاقبت بر روی آن کتاب به خواب می‌رفت.

در سال 1345 ، مجید شریف واقفی در کنکور سه دانشگاه شرکت کرد و در هر سه رتبه اول و یا دوم را کسب کرد.در نهایت وارد دانشگاه صنعتی(آریا مهر) شد. وی در تیرماه 1349 شمسی، تحصیلات خود را در رشته مهندسی برق به پایان رسانید. او در طول دوران تحصیل به عنوان یکی از دانشجویان ممتاز دانشگاه مطرح بود، به گونه‌ای که از سوی وزیر دربار وقت، اسدالله علم، و معاون وزارت دربار، محمد باهری برای وی تقدیرنامه‌هایی صادر شد.

وی بعد از پذیرفته شدن در دانشگاه صنعتی، به فعالیت‌های سیاسی، مذهبی خود در بعدی وسیع افزود و با تشکیل انجمن اسلامی و...، به فعالیت‌های خود افزود و به تدریج محیط دانشگاه را به محیطی مذهبی تبدیل کرد.

فعالیت‌های مذهبی شهید در دوران دانشجویی

وی در دوران تحصیل دانشگاهی نیز از نظر اخلاقی و مذهبی شاخص بود؛ با استعداد، متواضع، کم‌حرف و مومن به اسلام. و یک جوینده حقیقی در راه اسلام. در خوابگاه دانشگاه صنعتی، جلسات قرآن توسط مجید برپا شد که در آن جلسات آقایان خلیفه سلطانی، چیت ساز و مهندس ذوالعلم حضور داشتند. از فعالیت‌های مجید شریف واقفی در هنگام دانشجویی، برنامه‌ریزی اعتصاب شرکت واحد بود. بدین ترتیب، در دانشگاه صنعتی آریامهر علی‌رغم میل باطنی بنیانگذاران آن که بیشتر در این فکر بودند دانشگاهی داشته باشند که فقط با یک اعتبار علمی محض و فارغ از گرفتاری‌های سیاسی عمل کند، به دلیل حضور عده‌ای از نیروهای شایسته مثل مرحوم شریف واقفی، دانشگاه صنعتی در حوزه فعالیت‌های مبارزاتی پیش از انقاب نقش مهمی را برای خودش رقم زد.

مجید شریف واقفی در تیرماه سال 1349 تحصیلات خود را در رشته مهندسی برق به پایان رساند و به خدمت سربازی رفت.

او دوران خدمت نظام وظیفه خود را پس از طی دوره آموزشی در سال 1350 در اداره برق منطقه فارابی تهران انجام داد. این دوره با آغاز زندگی مخفی مجید ناتمام باقی ماند.

عضویت شهید در سازمان

مجید در اثر کسب تجربیات تلخ دوران تحصیل از رویدادهای زمان ، این باور برایش حاصل گردیده بود که تحصیل تنها کافی نیست و برای نجات ایران از چنگال رژیم دیکتاتور وابسته پهلوی باید مبارزه کرد. بعد از اعدام رهبران اولیه سازمان و کشته شدن بعضی از اعضای اصلی در درگیری‌های خیابانی، رهبری سازمان در اختیار سه جناح قرار گرفت که جناح مذهبی تحت رهبری واقفی قرار داشت.

مجید شریف واقفی پس از آنکه در راسیکی از سه شاخه اصلی سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت و زندگی مخفی خود را آغاز نمود، با یک زن مجاهد که به مرام مارکسیست گرایش پیدا کرده بود، ازدواج کرد. لیلا زمردیان خواهر کوچکتر یکی از فعالان مارکسیست و متعلق به یک خانواده مذهبی و بازاری بود که تحصیلات خود را در مدرسه رفاه به پایان رسانده بود.
شهادت مجید شریف واقفی

سازمان مجاهدین خلق که به وسیله محمد حنیف نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع زادگان با هدف مبارزه مسلحانه علیه رژیم شاه بنیانگذاری شده بود، پس از دستگیری و اعدام این افراد، به دست اعضایی نظیر بهرام آرام و تقی شهرام افتاد و رهبری آن را بر عهده گرفتند. آنها که دارای عقاید مارکسیستی بودنددر راس شاخه‌های سازمان قرار گرفتند و آن را از مسیر اسلامی منحرف کرده و به ایدئولوژی مارکسیستی گرایش پیدا کردند.

با اعلام تغییر ایدئولوژی سازمان از اسلام به مارکسیسم، مجید شریف واقفی رهبر جناح مذهبی سازمان، این تغییر را نپذیرفت و بر موضع دینی سازمان پای فشرد. او با کمک همفکرانش به تقویت جناح مذهبی سازمان پرداخت، اما منافقین اعلام کردند که باید اعضای مسلمان همگی مارکسیست شوند و ایدئولوژی اسلامی کنار گذاشته شود. در نهایت طرح ترور مجید شریف واقفی در اردیبهشت سال 1354 به وسیله منافقین به اجرا در آمد و ایشان در 16 اردیبهشت آن سال به شهادت رسیدند.

پیکر ایشان پس از ترور توسط اعضای سازمان به منطقه مسگر آباد در حومه تهران برده شده و در آن جا سوزانده شد.

کمی فکر کنیم؟ چندنفرمان دلیل این نامگذاری را تا زمانی که به دانشگاه بیاید می‌دانست؟ اصلا از کجا فهمید؟ وظیفه رسانه چیست؟ مگر نباید نام و اقدامات چنین افرادی را به نسل بعد برسانند؟ تاکنون بحثی در مورد این شهید در کتاب‌های درسیمان دیده‌اید؟ شاید خودمان مقصریم. شاید خودمان مطالبه نکرده‌ایم. جز این است که هر زمان اراده کردیم شد؟موشکی خواستیم شد.هسته‌ای خواستیم شد‌. خوب است ذره‌ای فکر شود در این موارد که لااقل نسل بعدیمان از این بی اطلاعی‌ها رها شود.