
در ابتدای بحث، به این نکته اشاره میشود که نگاه زمینی و مادی، دشمن را تنها کسی میبیند که به مرزها، منافع اقتصادی یا اتباع یک کشور تعرض کند.بر اساس این روایت زمینی، برخی میگویند: «مشکل مردم فلسطین، مشکل خودشان است و به ما ربطی ندارد» و یا از سیاستهای حمایتی خسته شدهاند.اما در مقابل، روایت الهی و قرآنی، سکوت در برابر ظلم به مستضعفین را نمیپذیرد و با آیه «ما لکم لا تقاتلون...» تأکید میکند که معیار دشمنی، تنها منافع شخصی یا ملی نیست.
قرآن کریم در سوره مبارکه ممتحنه، معیار اصلی دشمنی را خداوند قرار میدهد و میفرماید: «لا تتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء»؛ یعنی ابتدا «دشمن من» و سپس «دشمن شما». طبق این منطق، کسی که با خدایی که منشأ تمام محبتهاست دشمنی میکند، موجودی وحشی و خطرناک است که اگر جلویش گرفته نشود، عالم را به آتش میکشد. لذا شناخت دشمن اصلی (جبهه باطل) باید بر اساس میزان عداوت آنها با حق و خداوند باشد.
بر اساس آیات قرآن، دشمنان نه تنها با شما دوست نیستند، بلکه از سختی و رنج شما (تحریمها و فشارها) لذت میبرند («ودوا ما عنتم»).
کینه درونی: بغض و کینه از دهانشان آشکار است اما آنچه در سینههایشان پنهان کردهاند، بسیار بزرگتر است .
خطرِ نزدیکی: طبق آیه ۲ سوره ممتحنه، «ان یثقفوکم یکونوا لکم اعداء»؛ یعنی اگر دستشان به شما برسد، حتماً زخم میزنند و از هیچ بدی و توهینی دریغ نمیکنند.
هدف نهایی: آنها تا زمانی که شما را از باورها و ارزشهایتان (دینتان) جدا نکنند و به کفر نکشانند، راضی نمیشوند.
مذاکره با سیلی: مذاکره نباید به معنای تأییدِ بالانشینی دشمن باشد؛ بلکه پیروزی در این است که هیمنه او شکسته شود. مذاکره واقعی یعنی تفهیم مطلب از موضع قدرت، و گاهی برای پیشبرد پیمانها، باید به دشمن «سیلی» زد تا به تعهدات خود پایبند شود.
بیاعتباری عهد دشمن: طبق آیه ۸ سوره توبه، اگر دشمن بر شما غالب شود، نه ملاحظه خویشاوندی را میکند و نه به هیچ عهد و پیمانی پایبند است.
تفاوت در مذاکره: باید میان دشمن اصلی (جبهه باطل که قصد نابودی شما را دارد) و دیگر کشورها (مانند چین که بر اساس منافع اقتصادی مذاکره میکنند) تفکیک قائل شد.
با استناد به دیدگاه علامه طباطبایی، جهاد و مقابله با دشمن در اسلام، یک «امر رحمانی» است؛ زیرا دفع یک موجود خطرناک و بی پروا ، عین رحمت به جامعه است.
امید به اصلاح: جالب اینجاست که طبق آیه ۷ سوره ممتحنه، قرآن ابراز امیدواری میکند که با ایستادگی سفت و سخت مؤمنین، شاید روزی بین شما و دشمنان مودت برقرار شود.
الگوی نبوی: پیامبر اکرم (ص) نیز وقتی با نقض عهد دشمن در مورد یکی از همپیمانان خرد خود مواجه شد، مماشات نکرد و همین ایستادگی منجر به فتح مکه شد.
در کنار دشمن خارجی، جبهه حق با «جریان نفاق» نیز روبروست.
ظاهر فریبنده: منافقین کسانی هستند که ممکن است ظاهر مذهبی داشته باشند و حتی حرفهایشان برای شما جذاب باشد («تعجبک اجسامهم»)، اما در دل باطلاند.
روش مقابله: برخورد با منافق داخلی مانند دشمن خارجی (جنگ نظامی) نیست؛ بلکه باید با تبیین، روشنگری و نرمی (مانند کشیدن مو از ماست یا آرد) عمل کرد تا جامعه دچار انشقاق نشود.
سعه صدر ولی جامعه: گاهی ولیّ جامعه برای حفظ مصالح یا دادن فرصت توبه، صلاح میبیند به فردی که شائبه نفاق دارد مسئولیت بدهد (مانند سیره پیامبر و رهبری).
وظیفه ما در این فضا، زدنِ «منطق نفاق» و تبیین حقیقت است و نه صرفاً برچسب زدن .