
◀️ دایره وسیع ایمان و شیوه برخورد درونگروهی
نزدیکی افراد به مرکز ایمان (امام و ولی خدا) متفاوت است و همین امر موجب ایجاد درجات مختلف ایمانی میشود. به واسطه دوری از این مرکز، خطاها و انحرافهای کوچکی در مؤمنان رخ میدهد؛ اما وجود این مشکلات نباید سبب شود شیوهای را که در مواجهه با دشمنانِ خارج از مرزهای ایمانی به کار میبریم، در درون جامعه ایمانی پیاده کنیم. نباید به بهانه وجود برخی اشکالات، اسلحه خود را به سمت داخل بگیریم. بر اساس فرهنگ اهلبیت و آیات قرآن، کسی با این خطاهای کوچک از دایره ایمان بیرون رانده نمیشود.
◀️ سنت الهی و خالصسازی طبیعی در جهان تکوین
در نظام آفرینش، ریزشهای طبیعی بر اساس سنتها و قوانین الهی رخ میدهد؛ دقیقاً مانند قوانین فیزیکی مثل شتاب و گرانش که در هر شرایطی حاکم هستند. جهان تکوین به گونهای طراحی شده که مانند یک دستگاه گوارشِ سالم، در نهایت امر فاسد و آلودگیها را بیرون میریزد. این جداسازی پاک و ناپاک در قیامت تجلی کاملی دارد («یوم تُبلَی السّرائر»)، اما منحصر به قیامت نیست؛ چرا که قانون هستی بر تفکیک نهایی حق و باطل استوار است. فاعل خالصسازی و مدیریت ریزشها در قرآن خود خداوند است («لِیمَحِّصَ اللهُ» و «لِیمیزَ اللهُ»)، بنابراین تغییرِ وضعیتِ افراد به سمت قلههای کمال، روندی طبیعی و قانونمند در آفرینش است.
◀️ معنای حقیقی خالصسازی در کلام رهبر شهید
در قبال این قوانین تکوینی، وظیفه مؤمنان طرد کردن دیگران نیست. طبق تعبیر رهبر شهید، مقصود از خالصسازی، بیرون راندن افراد از دایره خودیها نیست، بلکه هدف این است کسانی را که بیرون ایستادهاند به دایره مؤمنان اضافه کنیم تا این جمع گستردهتر شود. در مباحث آخرالزمان، ما معمولاً فقط یک سوی سکه یعنی گسترش فساد را میبینیم، در حالی که سوی دیگر آن, تعمیق و گسترش حق است. اگر این نگاه مصلحانه وجود نداشت، حرکتهای اصلاحی و انقلابها بیمعنا میشد. تفکر اصیل امام و شاگردانش برخلاف کسانی که معتقد بودند باید رها کرد تا فساد به اوج برسد و منفجر شود، بر مبنای «اصلاح» شکل گرفت. مصلح خود باید صالح باشد و وظیفه ما در دوران آخرالزمان، کمک به گسترش و عمقبخشی به جبهه حق است.
◀️ رابطه برادری و ملزومات آن در جامعه ایمانی
قرآن کریم روابط میان مؤمنان را با دو تعبیر کلیدی توصیف میکند؛ نخست «إنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (مؤمنان با هم برادرند). این برادری در دایرهای وسیع تعریف میشود و الزامات خاصی دارد. بر اساس آیه ۱۵۹ سوره آلعمران، خداوند به پیامبر(ص) میفرماید که به برکت رحمت الهی با مؤمنان نرمخو شده است و اگر سنگدل بود، آنها پراکنده میشدند. دستورالعمل قرآن برای تعامل با مؤمنانی که یکدست نیستند و خطاهایی دارند، سه چیز است: گذشت و عفو («فَاعْفُ عَنْهُمْ»)، طلب آمرزش برای آنها («وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ»)، و مشورت با آنان در کارها («وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ»). یکی از مهمترین وظایف برادری، خیرخواهی و استغفار خالصانه برای مؤمنان خطاکار است؛ در حالی که استغفار برای منافقان و مشرکانی که دشمنیشان با خدا آشکار شده، در قرآن ممنوع اعلام شده است. اوج این نگاه در دعای پایانی حضرت صدیقه طاهره(س) تجلی دارد که در سختترین شرایط، برای گناهکاران امت پدرش طلب بخشش فرمود.
◀️ مسئولیت متقابل و ولایت عرضی میان مؤمنان
تعبیر دوم قرآن، «بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ» است که نشاندهنده یک رابطه سرپرستی، مسئولیت متقابل و به عهده گرفتن امور یکدیگر (ولایت عرضی) در میان مؤمنان است. این ولایت ریشه در ولایت امام دارد و پیوند میان مؤمنان را مستحکم میکند. بر مبنای این مسئولیت متقابل، تعابیری چون «به من چه» یا «چهاردیواری اختیاری» در ادبیات قرآنی جایگاهی ندارند. طبق فرموده رسول خدا(ص)، تکتک افراد جامعه وظیفه پاسبانی دارند و مسئول رفتارهای دیگران هستند («کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْؤُولٌ»).
◀️ امر به معروف و نهی از منکر؛ عامل وحدت و ساختار درونی
نتیجه عملی این مسئولیت متقابل، فریضه امر به معروف و نهی از منکر است. بر اساس آیات سوره آلعمران، بلافاصله پس از دستور به اتحاد و چنگ زدن به حبلالله («وَاعْتَصِمُوا... وَلَا تَفَرَّقُوا»)، آیه امر به معروف مطرح میشود؛ این نشان میدهد که برخلاف تصور عموم که این فریضه را مایه دعوا و تفرقه میدانند، امر به معروف عامل اصلی حفظ وحدت و حکم یک چکاپ کامل را برای سلامت بدنه جامعه دارد. امر به معروف یک «واجب مقدماتی و تهیهای» است که شکل اجرای آن باید بر اساس دستیابی به نتیجه و اثرگذاری (با شیوههای نو) طراحی شود. این فریضه، سلاح درونی جبهه ایمان برای جذب، اصلاح و گسترش دایره صالحان است.