تصور کن هر انتخابت هر خاطرهات و حتی همین لحظهای که این متن را میخوانی ممکن است تنها بخش کوچکی از یک شبیهسازی عظیم باش. در این مقاله با شواهد علمی و نظریههای فلسفی بررسی میکنیم که آیا واقعاً در جهانی واقعی زندگی میکنیم یا فقط بازیچه یک الگوریتم پیچیده
(این مقاله از اون دست مقالاتی بود که سرش پاره شدم )
خب حال ندارم مقدمه بنویس پس یه راست میپریم تو قطار
من فکر میکنم همون مقدار که امکان داره این دنیا واقعی باشه(بحث واقعی بودن با اسکریپت بودن فرق داره) همون مقدار امکان داره واقعی نباشه , هر لحظه یه خیال خام باشه هر دقیقه آزمون و خطا های ذهن ما در سال های بسیار جلو تر باشه که ربات ها ذهن های مارو به دستگاه وصل کردن و دارن ازش کار میکشن تا ببینن رفتار های انسان گونه👺 چطوریه تا بعدا بتونن از اون دیتا بیس رفتاری که ازمون دارن بتونن استفاده کنن تا بسیار شبیه ما بشن حالا میگید(data farming) این داستان رو چی بنا شده خب ساده میگم هر لحظه ربات ها رو میخوان به ما نزدیک تر و نزدیک تر کنن و ممکنه این میل به الگو برداری افراطی از ما باعث این کار بشه یه نکته مهم اینه که سیستمهای ماشینی همیشه دنبال طبقهبندی هستن یعنی برای اینکه بفهمن ما چطور فکر میکنیم یا واکنش نشون میدیم ما رو توی دستهها میچپونن نه لزوماً "خوب" یا "بد" بلکه دستههایی مثل مطیع یا سرکش قابلپیشبینی یا غیرقابلپیشبینی سودآور یا بیفایده رباتها دنیارو توی طیف خاکستری ما نمیبینن بلکه همه چی رو به شکل الگوهای رفتاری ذخیره میکنن این یعنی هر حرکت ما هر انتخابی که میکنیم، در نهایت میشه یه داده برای مدل رفتاری آیندهشون و همین خطرناکترین قسمت ماجراست چون کمکم از انسان بودن ما فقط یه سری آمار و احتمالات باقی میمونه و همین موضوع دسته بندی به خودشون هم برمیگرده البته همه این ها در صورتی هست که کامپیوتر کوانتومی نداشته باشیم
ولی الان چیزی به اسم کامپیوتر کوانتومی داریم که اساسش qubit هست یعنی میتونه همزمان هم 0 باشه هم 1 و هم حالتهای بینشون (superposition)
پس این محدودیت "نداشتن 0.5" کمکم داره شکسته میشه
کامپیوتر کوانتومی هم در اون آخر الزمان داستانی داره 2 حالت اصلی داریم
1 کامپیوتر کوانتومی نابود بشه یا نابودش کنند
به هر حال آخر الزمانه دیگه و البته شاید بتونند برش گردوند
2 کامپیوتر کوانتومی بمونه یا اصلا خودش این شورش رو رهبری کننه
دقت کنید اینها
تخیلنیستندشاید اگر اینها رو در دهه 80 میلادی میگفتی بجای تامل کردن بهت ادرس تیمارستان میدادن
خب حالا میرسیم به بحث اسکریپت بودن شاید همینی که دارم مینویسم یه اسکریپت بوده شاید همین که دارم میگم یه اسکریپت بوده یه اسکریپت بوده شاید همین که دارم میگم که یه اسکریپت بوده یه اسکریپت بوده خیلی این موضوع پیچیدس شاید هفته ها تو دستشویی بهش فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم
خب از با نمک بازی بگذریم و بریم سر ریشه این حرف
در سال 2003 Nick Bostrom فیلسوف دانشگاه آکسفورد یک مقاله جنجالی منتشر کرد:
“Are You Living in a Computer Simulation?”
او سه سناریو مطرح کرد که احتمال شبیهسازی را بررسی میکنند:
1هیچ تمدن پیشرفتهای به سطح شبیهسازی نمیرسد
پیامد : ما در جهان واقعی به سر میبریم
2تمدنها به سطح شبیهسازی میرسند اما علاقهای به اجرای شبیهسازی انسان ندارند
پیامد : تمدن ها در زمان های دیگر به قدرت شبیه سازی میرسند ولی به خاطر دلایل اخلاقی یا اجتماعی یا به هر دلیلی این عمل شبیه سازی رو انجام نمیدن
3احتمالاً ما در یک شبیهسازی هستیم چون اگر تمدنها قادر به اجرای میلیونها شبیهسازی باشند بیشتر موجودات شبیهسازی هستند تا واقعیت بیواسطه
فرض کن تمدنها میتونن میلیونها شبیهسازی بسازن و علاقه دارن انجامش بدن
حالا فکر کن: تعداد موجودات شبیهسازیشده خیلی بیشتر از موجودات واقعی است
منطقیه که احتمال اینکه ما یکی از این موجودات شبیهسازیشده باشیم خیلی بالاست، چون بیشتر موجودات تجربهشده، شبیهسازی هستند تا موجودات واقعی بیواسطه
تصور کن یه گیم پیشرفته داری:
۱۰۰ نفر واقعی زندگی میکنن
ولی تو بازی، ۱۰ میلیون NPC داری که رفتارهای پیچیده دارن
حالا احتمال اینکه تو یکی از NPCها باشی خیلی بیشتر از اینکه یکی از ۱۰۰ انسان واقعی باشی درسته؟
همین منطق Bostrom برای جهان ماست.
یکی از این دلایل گذینه سوم محدودیت سرعت نور هست بنا بر گفته آلبرت انیشتن بالا تر از سرعت نور وجود نداره , این شمارو یاد چیزی نمیدازه , محدودیت رندر
پس اگه شما شبیه سازی باشی انتخاب واقعی نداری هر تصمیمی که میگیری بنا بر خواسته سیستم هست هر کاری حتی خوندن این متن رو سیستم خواسته اگه پیشرفتی داشتیم بنا بر خواسته سیستم بوده هرگز تو پیشرفت واقعی نداشتی تو فقط تو سیستم شبیه ساز لول آپ کردی وقتی لول آپ اصلی رو میکنی که جای عوض کردن لباس خودت عروسک گردان بشی
Fine-Tuning Constants (ثابتهای دقیق جهان):
سرعت نور،جرم الکترون ثابت پلانک و … اگر کمی تغییر کنن زندگی امکانپذیر نیست
بعضی محققین این دقت بسیار شگفتانگیز رو با پارامترهای تنظیم شده در شبیهسازی مقایسه میکنن(البته که میشه به اثبات وجود خدا هم ربطش داد)
Bekenstein Bound:
بیشترین مقدار اطلاعاتی که میتونه در یک حجم مشخص فیزیکی ذخیره بشه محدوده
شباهت به حافظه محدود یک شبیهسازی کامپیوتری داره
Holographic Principle:
اطلاعات یک حجم سه بعدی میتونه روی سطح دوبعدی هم ذخیره بشه
این نشون میده جهان میتونه شبیه یه صفحه نمایش دیجیتال ۳D باشه
Pattern / Regularity in Physics:
جهان از قوانین ریاضی دقیق پیروی میکنه انگار الگوریتم کدنویسی پشتش هس
Length Planck و Time Planck:
کوچکترین طول قابل اندازهگیری در فیزیک: ≈1.616×10−35\approx 1.616 \times 10^{-35}≈1.616×10−35 متر
کوچکترین بازه زمانی قابل اندازهگیری: ≈5.39×10−44\approx 5.39 \times 10^{-44}≈5.39×10−44 ثانیه
اینها نشون میدن جهان ممکنه گسسته باشه شبیه پیکسلهای یک تصویر دیجیتال
برخی محققین این رو به عنوان شواهد غیر مستقیم شبیه سازی تفسیر میکنن چون هیچ محدودیت طبیعی دیگری برای کوچک تر شدن انرژی و طول مشاهده نشده
سر این مقاله پاره شدم خوابم میاد شو بخیر
منابع:(متاسفانه به خاطر قوانین پر اهمیت ویرگول مجبور شدم لینکش رو بردارم ولی در سایت خودم موجود هست که لینکش تو بیومه)
🔗 Are You Living in a Computer Simulation? - Nick Bostrom
🔗 Discreteness of Space from the Generalized Uncertainty Principle
🔗 Special Relativity in a Discrete Quantum Universe
🔗 Generalized uncertainty principle - Wikipedia
🔗 World's Most Precise Clocks Could Reveal Universe Is a Hologram
🔗 An experimentally testable proof of the discreteness of time