پارادوکس جامعه امروز مایعنی وضع اقتصادی جامعه در شرایط اضطرار قرار بگیرد،قیمت دلار وطلا ومعیشت مردم به گروگان گرفته شود، آنهم توسط دولتی که ادعای صداقت کرده وقول داده سفره ها رافراخ کند وشعار انتخاباتی واعتراضش این بوده «مردم! گوشت چند؟ برنج چند؟ ماشین چند؟ مسکن چند؟»
درمیانه ی این گرانیها بودجه ای به مجلس ارائه شود که حقوقها رانمیتوانیم گران کنیم! مافقط میتواتیم بنزین ودلار وطلاوحاملهای انرژی ومالیات و... راگران کنیم.
حتی خط فقر هم گران شده! باورتان میشود؟) :

مسئول برنامه وبودجه بابت 20 درصد افزایش حقوق عذر خواهی کند. بنظرتان این عذر خواهی رامیشود به صاحب خانه ها تحویل داد تا کرایه خانه گران نشود؟ یا این عذرخواهی رابه بقال بدهیم چند کیلو برنج هندی یا پاکستانی دریافت میکنیم درکشوری که برنج هاشمی وطارم عطری دارد؟ یابنظرتان چندساعت یکبار باید این عذر خواهی رابه خورد طفل بیمارمان بدهیم تا تب حاصل ازسرماخوردگی اش فروکش کند وبیماری اش خوب شود؟
اعتراضات مدنی معیشتی به عملکرد دولت توسط مردم شکل میگیرد. مردم درابتدا بحق وباخویشتنداری ونجابت اعتراض میکنند اما دوباره عده ای مثل قاشق نشسته اعتراض رابه اغتشاشات، ولو پراکنده و محدود، تبدیل میکنند، و از مسیر اصلی منحرف میکنند و شهروند معترض، نجابت به خرج داده و صبر پیشه میکندوبی خیال حقش میشود به امید آنکه آب به آسیاب دشمن نریزد. به امید آنکه اینبارهم دشمن بالبی کلفت ودستانی درازترازپا جور وپلاسش راجمع کند وگورش راگم کند. بخاطر برادرم، برادرت، برادرامون درنیروی امنیتی کشور وبسیج وسپاه مظلوم که به دستور رییس جمهور باید بارفتار خوب وآرامش جلوی اوباش بایستد وچاقو بخورد ولباسشان آتش بگیرد وخونشان ریخته شود.
فحشش رابخورد هم آنهاکه درتجاوز 12 روزه مردانه ایستادندتا ایران بماند.
فحشش راعلی بخورد ، درحالیکه دزد معاویه بود.
اما دراین میانه داکتر پرزیدنت مشغول جراحی اقتصاد است وناگهان وسط این بلبشو وگرانیها واعتراض هاواغتشاشها، ارز 28500 رابی خیال میشود ودوباره مردم دهانشان باز مانده که چه شد؟ هنوز یارانه ی موعود دستشان رانگرفته وسط اعتراضات گران شد!!
عده ای هم قسم وفاق خورده اند که باسوپرسوپرسوپرانقلابی گفتن دهان دلسوزان انقلاب راببندندتادوباره پوزه ی بی شرفهای زرچی بازشود.

ای کاش کنارشیر مادر
چند قطره شیر سگ تو دهن یه عده میچکوندن،بلکه درحدسگ وفادار باشند!!!
بعد، مردمی که داراییشان غارت شده،شبهامینشینند به تماشای سریال جدید مهران مدیری، با کیفیتی به مراتب نازلتر، بی محتواتراز دیگر آثار او،باحرکاتی تکراری ازگشادکردن چشمان وزل زدن به دوربین وبازماندن دهان، که خود طنزی است بی نمک وغیر واقعی پیرامون ثروت، حرص و طمع افرادخانواده وکاسبی ازمرگ جوانشان، فساد، پولپرستی و زندگی لاکچری، و مزمت آنها، البته با سازندگان و بازیگران و عواملی با دستمزدهای میلیاردی.عواملی که قراربود دیگر درقاب تلویزیون نبینیم امااحتمالا بخاطر مشکلات مالی وخالی شدن جیبشان با تلویزیون جمهوری اسلامی وفاق کرده اند. شهروند نجیب هم باید آن را ببیند،از این پارادوکس لذت ببرد تا حداقل لحظاتی چند، وضعیت زندگی خود را فراموش کند، از رنجی که میبرد. ازپارادوکسی که تحمل میکند😭
پ ن:پاردوکس دبیرستان ما:
هک کردن! 😯
توسط دخترا، نه پسرا!
توایام امتحانات، نه اوقات بیکاری وحوصله سررفتنی!

