شما صاحب یک کسب و کار اینترنتی هستید و محصولهای خود را به صورت اینترنتی از طریق درگاه یکی از بانکهای معتبر به فروش میرسانید. این درگاهها به سامانه شاپرک متعلق به بانک مرکزی وصل میشوند. ولی اتصال به این درگاه کار سادهای نیست. شما باید مجوز(های) لازم را برای کسب و کار خود داشته باشید. بعد هفت خوان نماد اعتماد الکترونیکی را بگذرانید و آن نماد کذایی را در جایی مشخص از سایت خود نمایش دهید. سپس از بانکی درخواست کنید تا اجازه استفاده از درگاه را به شما بدهد. از آنجایی که گذر از همه این هفت خوانها یک ماه یا بیشتر وقت شما را خواهد گرفت بعضی از کسب و کارها ترجیح میدهند از درصدی از سود خود (معمولا زیر ۵ درصد) صرف نظر کنند و از درگاههای واسطی مانند زرینپال استفاده کنند. لازم به ذکر نیست که استفاده از این درگاهها نیز ریسک خودش را دارد که چند سال پیش به صورت فلهای و بدون اخطار قبلی تقریبا همه آنها فیلتر شدند و تنها تعداد انگشت شماری اجازه ادامه فعالیت پیدا کردند. برای امثال من هیچ وقت معلوم نشد چرا فیلتر شدند و آنها که اجازه ماندن یافتند با چه شرایط و مجوزی ماندند.
برگردیم به شاپرک. در تعریف رسمی شاپرک آمده است: «نظامی یکپارچه [...] با مدیریت و نظارت متمرکز، کارایی و اثربخشی و امنیت شبکه پرداخت کارت را ارتقا میبخشد.» همینطور که از این عبارت مشخص است وظیفه آن امنیت شبکه است و کاری به امنیت استفاده کنندهها که همان خریدار و فروشنده است ندارد. به عبارت دیگر ضامن امنیت سیستم بانکی است.
بیایید یک سناریوی فرضی را بررسی کنیم. متوجه اتفاق عجیبی در سیستم فروش خود میشوید. فردی برای خرید محصولی به جای خرید مستقیم، در ۲۰ اقدام به خرید که ۱۰ تای آن موفق بوده است ابتدا اعتبار خود را شارژ کرده و با مجموع آن اعتبار اقدام به خرید کردهاست. شما شاید احتمال بدهید که بخش خرید مشکل دارد یا طراحی سایت و توضیحهای آن کاربر را گمراه کرده تا به جای یک بار، بیش از ۲۰ بار روند طولانی خرید را طی کند.
بررسی میکنید و متوجه میشوید همه آن خریدها صد هزار تومانی است! یعنی صاحب کارت نیازی به استفاده از رمز پویا ندارد. با بررسی بیشتر متوجه میشوید به ازای هر خرید یک کارت بانکی جداگانه استفاده کرده است! بله، کاربر حداقل ۲۰ کارت بانکی و رمز دوم آنها را داشته است. کلاهبرداری!
شما همه اقدامهای لازم را در سیستم خود انجام میدهید. دسترسی کاربر را قطع میکنید و خریدهای کاربر را کنسل میکنید. اقدام بعدی چیست؟ بله، به بانکی که از آن درگاه گرفتهاید گزارش بدهید تا صاحبان آن کارتها را از این کلاهبرداری آگاه کند و موارد مشابه را بررسی کند. متاسفانه جوابی که میشنوید این است که به ما ربطی ندارد! اقدام بعدی؟ پلیس فتا. سامانه پلیس فتا به صورت موقت قطع است. اقدام بعدی؛ تماس با پلیس ۱۱۰. «بله شما باید با پلیس فتا صحبت کنید. بله میدانیم سامانه آنها مشکل دارد.»
بالاخره میتوانید وارد سامانه شوید. شما این امکانها را دارید که گفتگو کنید، گزارش تخلف وب سایتی را بدهید یا گزارش تخلف شبکه اجتماعی یا گزارش تخلف نرم افزار و بازی یا گزارش تخلف پیامک و پست الکترونیکی. ولی امکان گزارش کلاهبرداری ندارید. پس تماس میگیرید. «بله شما باید منتظر شوید تا یکی از صاحبان کارتها از شما شکایت کند. آن وقت در طی روند دادگاه و تصمیم قاضی میتوانید پول کاربر را برگردانید.»
در این مدت کلاهبردار به راحتی به فعالیت خود ادامه میدهد. آن کارتها همچنان فعال هستند تا صاحبان بیچاره متوجه بشوند. کارت خود را بسوزانند. از بانک خود لیست برداشتهای غیرمجاز را بگیرند. برای هر کدام از آن فروشگاههای بخت برگشته در دادگاه شکایتی ثبت کنند. صفهای طولانی دادگاهها طولانیتر شود. دو طرف ماجرا سرگردان در راهروهای دادگاههای شهرهای مختلف. اگر کسب و کار شما در تهران باشد و صاحب کارت در شیراز، شما برای پاسخگویی باید به شیراز سفر کنید.
در نهایت هر دو طرف ماجرا محکوم هستند و نه مسئول اصلی. صاحب کارت مقصر است چرا که از کارت خود مراقبت نکرده است. چرا برای استفاده از اینترنت از فیلترشکن استفاده کرده است که تمام استفاده خود را از اینترنت و همچنین اطلاعات دستگاه خود را ناامن کرده است؟ چرا برای خرید فیلترشکن پولی پرداخت کرده است؟ چرا به همه تماسها و پیامکهای عجیب که هر روز تعداد آنها بیشتر میشود جواب میدهد و اطلاعات خود را در اختیار آنها قرار میدهد؟ تماسهایی که تمام اطلاعات شخصی و شناسنامهای شما را دارند. چرا برای شرکت در انواع سایتهای قرعهکشی و شرط بندی اطلاعات شخصی و بانکی خود را میدهد؟ تا امیدوار باشد در این وضع بد اقتصادی با پرداخت ۱۰۰۰ تومان صد میلیون برنده شود. یا چرا هنگام پرداخت متوجه نشده است که سایت بانک قلابی بوده است؟
صاحب کسب و کار هم مجرم است. چرا فرایند خرید خود را برای جلب رضایت مشتری ساده طراحی کرده است؟ چرا کالایی زیر صد هزار تومان دارد؟ (البته بعضی از بانکها اجازه خرید زیر ۲۰۰ هزار تومان را هم بدون رمز پویا میدهند.) چرا هنگام ثبت نام از مشتری اطلاعات هویتی او را همراه با تصویر کارت ملی و شناسنامه نگرفته است؟ چرا از او نخواسته است تا عکسی بفرستد که شبیه عکس شناسنامه بیست سال قبلش باشد و در آن تصویر کارت ملی، شناسنامه، کارت بانکی و کارنامه اول دبستان خود را به صورت خوانا کنار صورتش گرفته باشد؟ چرا اطلاعات هویتی چهل همسایه این ور آن ور خود را نفرستاده است؟ چرا و چرا و چراهای دیگر.
آیا اگر از بانکی که شما پول خود را در آن به امانت گذاشتهاید دزدی فیزیکی یا اختلاس شود باز هم بانک مسئولیت قبول نخواهد کرد و آن را از حساب شما کسر خواهد کرد؟ پس چرا دزدی از کارت بانکی شما شامل آن مسئولیت نمیشود؟ چرا بانک و بانک مرکزی خود را موظف نمیدانند؟ آیا نمیشد در آن سناریوی فرضی بانک صاحبان آن ۲۰ کارت را مطلع میکرد؟ آن بانک میتوانست بانکهای دیگر را مطلع میکرد و حساسیت بیشتری نسبت به خریدهای مشابه نشان میداد. به این دلیل که بانکها اطلاعات کافی در مورد افراد، حسابها و تراکنشها در اختیار دارند.
در دنیای غیرمجازی اگر فردی از کارتی خرید میکند آیا فروشنده مجرم است؟ آیا او برای هر خرید باید اطلاعات هویتی خریدار را دریافت و در جایی ثبت کند؟ آیا او مسئول برگرداندن وجه به صاحب اصلی کارت است؟ خیر. آیا شما به عنوان خریدار راضی هستید برای هر خرید کوچک و بزرگ تمام اطلاعات هویتی خود را فاش کنید؟ خیر. چنانکه همین الآن اطلاعات ما دست به دست فروخته میشود و مورد سوء استفاده قرار میگیرد.
رمز پویا کافی نیست، بانکها باید پویا باشند. بانکها باید مسئولیت پذیرتر بوده و تلاش بیشتری برای جلوگیری از اینگونه کلاهبرداریها انجام بدهند.