یکسالگی همکاری من با دیجیاتو


شب تولد مردادی های دیجیاتو
شب تولد مردادی های دیجیاتو


خیلی وقت بود دوست داشتم بنویسم و حتی دوستانم بهم پیشنهاد داده بودن که در مورد موضوعاتی که برات جالب هستن یا نسبت بهشون دغدغه داری صحبت کن، اما فرصت نمیشد. اولین نوشتم مصادف شد با یکسالگی همکاری با یکی از بزرگترین رسانه‌های تکنولوژی ایران، یعنی دیجیاتو.

از کجا شروع شد؟

من با مانی قاسمی از دو سال قبل از همکاریم با دیجیاتو دوست بودم و این دوستی هر چی می‌گذشت برام با ارزش‌تر میشد و اصلا دوست نداشتم به واسطه کار، به این دوستی خدشه ای وارد بشه. حتی قبل از اینکه به مانی پیشنهاد همکاری بدم در این زمینه با آرش برهمند صحبت کردم و اون گفت با شناختی که از هر دوی شما دارم مطمئنم میتونید بین دوستی و کار حرفه ای تفاوت قائل بشین.

قشنگ یادمه تو همین روزای پاییزی بود که به مانی پیام دادم و گفتم دوست دارم دیجیاتویی بشم و مانی هم با محبتی که همیشه نسبت به من داره گفت اتفاقا مدتی هست به دنبال کارشناس شبکه های اجتماعی هستیم و کی بهتر از تو. یه روز بیا دفتر صحبت کنیم.

۲۷ آذر با بابا رفتیم دفتر دیجیاتو و در مورد جزئیات حرف زدیم و رسما از همون روز شدم ادمین کانال دیجیاتو. از همون اول هم با مانی قرار گذاشتیم کار جدا دوستی جدا. استرس شدیدی داشتم چون من سه سال جایی کار کرده بودم (مهربانه)که حجم کار به شدت کمتر بود و انقدر سرعت و دقت و رو با هم نیاز نداشت. حتی مانی هم کمی نگران فشار کار روی من بود، چون به بابا گفته بود حجم کار خیلی زیاده امیدوارم بابک اذیت نشه.

در طول این یک سال چه گذشت؟

عشق من که خوندن اخبار تکنولوژی بود حالا شده بود کارم و اونم جایی که تک تک اخبار و مقالات و بررسی‌هاش رو میخوندم. در عرض کمتر از دو هفته و با آموزش‌هایی که دیدم عملا کل کارهای کانال رو گرفتم دستم. با تجربه‌ترین آدم‌ها هم اشتباه میکنن و من هم که تازه مشغول شده بودم اشتباهات و سوتی‌هایی داشتم، مهم اینه که از اشتباهات درس بگیری و سعی کنی به حداقل برسونی. رامین (دبير بخش سوشال مدیا) از پیشرفت و علاقه من در یادگیری تعجب کرده بود متوجه شده بود واقعا میتونم از پس کارها بربیام.

همیشه کنفرانس شرکت‌های بزرگ مثل اپل و گوگل رو دنبال میکنم. اما حالا خودم شدم بخشی از تیمی بزرگ که این کنفرانس‌هارو پوشش خبری میده. چی بهتر از این؟ عشق میکنم میبینم پا به پای بقیه تیم دیجیاتو در تکاپو هستم که خبرهای کنفرانس داغ داغ منتشر بشه. بیشترین تایمی که بیدار موندم برای پوشش کنفرانس ساعت ۵ صبح بوده ولی نه تنها ناراضی نیستم بلکه لذت میبرم از اینکه تیم رو توان من حساب ویژه باز میکنه.

اما کانال دیجیاتو برای من تازه شروع کار بود چون فهمیده بودم اگه بخوام در حد همین کانال بمونم روحم رو ارضا نمیکنه و این شد که بخش خبر اینستاگرام و توییتر هم گرفتم دستم و شدم مسئول بخش خبر سوشال مدیا دیجیاتو. دوست داشتم ثابت کنم کسی با شرایط سخت من هم میتونه جوری کار کنه که بهترین باشه. یه بار توییت کرده بودم که کاش یه دوربین تو اتاقم بود و تلاش من رو برای اینکه خبر در ثانیه منتشر بشه رو ثبت می‌کرد. این تلاش برای انتشار سریع و دقیق خبر در من به حدی بالاس که همیشه امیر مستکین(دبير ارشد دیجیاتو) تعجب میکنه و میگه تو چجوری خبری که هنوز رو سایت نيومده، داری آماده میکنی برای سوشال مدیا!

اما باز هم این پایان وظایفم در دیجیاتو نبود و مانی که نسبت به من و توانایی هام به شناخت بهتری رسیده بود بهم اعتماد کرد و پیشنهاد مدیریت کمپین‌های تبلیغاتی دیجیاتو رو داد و از اونجایی که عاشق چالش‌های جدید هستم با تمام وجود مسئولیت این بخش هیجان انگیز رو قبول کردم و کلی دارم یاد میگیرم و لذت میبرم.

امیدوارم سال دوم حضورم در دیجیاتو مصادف بشه با اتفاقات و چالش‌های جدید. چون اعتقاد دارم‌ اگه میخوای پیشرفت کنی نباید راکد باشی.

حرف پایانی...

این مطلب رو نوشتم تا به اون دوستان عزیز دارای معلولیتم بگم که درسته تو جامعه هیچ چیزی برای ما مهیا نیس ولی خودمون باید چندین برابر افراد دیگه تلاش کنیم تا بتونیم به جایی که شایستگی داریم برسیم. شعار نمیدم و نمیگم راحته. من برای اینکه به جایی که هستم(هنوز هم راضی نیستم) برسم، شده شب تا صبح بیدار موندم، چنان عرقی ریختم که مادرم مجبور شده کل لباس هام رو عوض کنه، حتی یه وعده غذا خوردم تا نسبت به تعهدی که دارم وفادار باشم.

یه صحبت کوچولو هم با مدیر کسب و کارها دارم. به عنوان کسی که بیشتر از ۴ سال تو اکوسیستم استارتاپی مشغول به کار بوده ازتون درخواست دارم تا خارج از ترحم و شواف به افراد دارای معلولیت که دانش کافی دارن فرصت بدین تا یاد بگیرن و به دور از اینکه تفاوتی قائل بشین از اون‌ها به معنای واقعی کلمه (کار)بخواین.